بدون جعبه اطلاعات

ظهیرالدین فاریابی

از اسلامیکال
(تغییرمسیر از ظهیر الدین فاریابی)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

ظهیرالدین فاریابی، با نام اصلی طاهر بن محمد فاریابی، از شاعران پارسی‌گوی سده ششم هجری بود. او اصلاً از فاریاب بود و در روزگار اتابکان آذربایجان به عراق و آذربایجان رفت و به دربار قزل ارسلان و دیگر فرمانروایان آن ناحیه پیوست. شعر او در میان تذکره‌نویسان به لطافت و استواری شهرت داشت و گاه با شعر انوری سنجیده شده است. وی در قصیده‌سرایی جایگاه برجسته‌ای داشت و در ۵۹۸ قمری در تبریز درگذشت.

نام و کنیه

ظهیرالدین، طاهر بن محمد الفاریابی، مکنی به ابوالفضل، در منابع ادبی با لقب‌هایی مانند «ملک‌الکلام» و «صدرالحکماء» نیز یاد شده است.[۱]

زندگی

اصل او از فاریاب بود، اما در روزگار اتابک قزل ارسلان بن ایلدگز به عراق و آذربایجان رفت و در آن نواحی به شاعری و مدیحه‌سرایی پرداخت. دولتشاه سمرقندی او را شاعری بسیار فاضل دانسته و نوشته است که در شاعری مرتبه‌ای بلند داشته است. در برخی گزارش‌ها آمده است که گروهی از اهل فضل، سخن او را از حیث لطافت و طراوت بر شعر انوری برتر می‌دانستند، هرچند این داوری مورد اتفاق همگان نبود و بعضی انوری را برتر می‌شمردند.[۲]

در شیوه شاعری از او به عنوان شاعری صاحب‌سبک یاد کرده‌اند و دربارهٔ دانش و فضلش نیز سخن گفته‌اند. او شاگرد رشیدی سمرقندی شمرده شده و در تذکره‌ها از مهارتش در سخن‌پردازی بسیار یاد شده است. عوفی نیز از آسایش و اقبالی که وی در عهد اتابک ابوبکر یافت، سخن گفته است.[۳]

درگذشت

ظهیرالدین فاریابی در سال ۵۹۸ قمری در تبریز درگذشت.[۴]

ممدوحان و معاصران

از ممدوحان ظهیرالدین فاریابی، حسام‌الدین اردشیر بن علاءالدوله حسن از ملوک آل‌باوند، طغانشاه حاکم نیشابور، محمد بن ایلدگز، قزل ارسلان و نصرةالدین ابوبکر از اتابکان آذربایجان را نام برده‌اند. وی با شماری از شاعران نامدار روزگار خود نیز معاصر بود؛ از جمله خاقانی و جمال‌الدین عبدالرزاق. در منابع آمده است که جمال‌الدین عبدالرزاق ترکیب‌بندی در ستایش او سروده و ظهیر نیز ابیاتی در ستایش جمال‌الدین داشته است.[۵]

ویژگی شعر

شعر ظهیر در منابع ادبی به «لطف» و «صناعت» وصف شده است. تذکره‌نویسان دیوان او را آراسته و پخته دانسته‌اند و بر این نکته تأکید کرده‌اند که در سخن او نوعی طراوت و نرمی هست که آن را از بسیاری از شاعران دیگر ممتاز می‌کند. بخش مهمی از شهرت او به قصاید مدحی بازمی‌گردد، هرچند در اشعار وی مضامین اخلاقی، زهدی و عاشقانه نیز دیده می‌شود.[۶]

نمونه شعر

از او اشعاری در مضامین اخلاقی و مدحی نقل شده است؛ از جمله:[۷]

جهان رباط خرابست بر گذرگه سیلگمان مبر که به یک مشت گل شود معمور
بکوش تا به سلامت به مأمنی برسیکه راه سخت مخوفست و منزلی بس دور

و نیز:[۷]

شرح غم تو لذت شادی به جان دهدلعل لب تو طعم شکر در دهان دهد
طاووس جان به جلوه درآید ز خرّمیگر طوطی لبت به حدیثی زبان دهد

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «ظهیرالدین». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.