محمد بن عبدالرزاق زبیدی
محمد بن عبدالرزاق زبیدی مشهور به مرتضی و مکنی به ابوالفیض حسینی، فقیه حنفی و لغوی برجسته سده دوازدهم هجری است که به سبب تألیف اثر عظیم تاج العروس من جواهر القاموس شهرت یافته است. او در زبید یمن پرورش یافت، سپس به حجاز و مصر سفر کرد و در قاهره مقیم شد و در میان علما، پادشاهان و مردم عامه، منزلتی ویژه یافت. وی تألیفات فراوانی در لغت، حدیث، رجال، انساب، فقه و تصوف دارد و در طاعون مصر درگذشت.
زندگی
محمد بن عبدالرزاق حسینی، مکنی به ابوالفیض و مشهور به مرتضی زبیدی، فقیه حنفی، لغوی و محدث، در اصل از خاندانِ منسوب به واسط عراق بوده و زادگاه او شهر بلگرام در هندوستان ذکر شده است. سال ولادت او را ۱۱۴۵ گزارش کردهاند. او در شهر زبید در یمن پرورش یافت و رشد علمی و معنوی او عمدتاً در همانجا شکل گرفت، از اینرو به «زبیدی» شهرت یافته است. زبیدی پس از رشد در زبید، برای تحصیل و گسترش دانش خود سفرهای علمی را آغاز کرد و از زبید به حجاز رفت. او چندین بار حج گزارد و در این سفرها با علما و مشایخ متعددی دیدار کرد و از آنان بهره علمی برد.[۱]
از مهمترین دیدارهای زبیدی در حجاز، ملاقات او با سید عبدالرحمن عیدروسی در مکه بود. زبیدی نزد او به تحصیل پرداخت، مختصر سعدی را از وی آموخت، خرقه از دست او پوشید و اجازه روایت مرویات او را دریافت کرد. این ملازمت، او را در سلسلهای از ارتباطات علمی و سلوکی قرار داد و در شکلگیری شخصیت معنوی و علمی او تأثیرگذار بود.[۲]
اقامت در مصر
پس از شنیدن توصیفهایی فراوان دربارهٔ علما و ادیبان مصر، زبیدی آهنگ مصر کرد و در سال ۱۱۶۷ق وارد آن سرزمین شد. در مصر، اسماعیل کتخدا عَذْبان مورد توجه ویژه او قرار گرفت و با وی دوستی و پیوندی استوار برقرار کرد. اندک زمانی نگذشت که زبیدی در میان مردم، هم در میان خواص و هم عوام، شهرتی فراگیر یافت.[۳]
زبیدی به صعید و دیگر مناطق مصر سفر کرد و در همه جا با احترام و تجلیل فراوان علما و بزرگان روبهرو شد. او با بسیاری از ارباب علم و سلوک معاشرت یافت، سفرنامههایی تنظیم کرد و در این دوره به تألیف آثار بزرگ خود، بهویژه شرح قاموس، همت گماشت. منزلت او در مصر چنان بود که سیل هدایا و تحف از سوی پادشاهان حجاز، هند، یمن، شام، عراق، مغرب اقصی، ترک، سودان و الجزایر به سوی او روان میشد و نامهنگاری میان او و این مراکز قدرت و علم رواج داشت.[۴]
اعتقاد و باور عمومی نسبت به او به حدی بالا رفت که بسیاری از مردم مغرب بر این گمان بودند که هر کس حج گزارد و به زیارت زبیدی نرود و هدیهای به او تقدیم نکند، حج او کامل نخواهد بود. این باور، جایگاه اجتماعی و معنوی او را در فضای آن روزگار نشان میدهد.[۵]
مهارتها
زبیدی در کنار تسلط کامل بر زبان عربی، زبان ترکی و فارسی را نیز بهخوبی میدانست و با زبان گرجی نیز آشنایی داشت. این آشنایی با چند زبان، در گستره ارتباطات علمی او و نیز در غنای مباحث لغوی و تاریخی آثارش بازتاب یافته است.[۶]
درگذشت
سید مرتضی زبیدی در طاعون مصر درگذشت. سال وفاتش را ۱۲۰۵ق نوشتهاند. او تا پایان عمر در مصر اقامت داشت و در همانجا، پس از سالها تدریس، تألیف و مراوده علمی با علما و بزرگان جهان اسلام، چشم از جهان فروبست.[۷]
آثار علمی
یکی از بزرگترین اقدامات علمی زبیدی، آغاز نگارش شرحی گسترده بر کتاب القاموس المحیط بود. او سالها در تألیف این اثر رنج برد تا آن را در چهارده جلد به پایان رسانید و نام آن را تاج العروس من جواهر القاموس نهاد. به مناسبت اتمام این اثر عظیم، ولیمهای برپا کرد که در آن تمام طلاب و استادان برجسته عصر حضور یافتند. این کتاب از مهمترین و جامعترین منابع لغوی زبان عربی بهشمار میرود و نقش مهمی در تکمیل و گسترش میراث لغوی پیشینیان داشته است. زبیدی آثار متعددی در زمینههای لغت، حدیث، رجال، انساب، فقه و آداب دینی تألیف کرده است. زرکلی او را «علامه در لغت، حدیث، رجال و انساب و از بزرگان اهل تصنیف» معرفی میکند. از مهمترین تألیفات او عبارت است از:[۸]
- اتحاف السادة المتقین در شرح احیاء علوم الدین غزالی، در ده جلد که در مصر به چاپ رسیده و مشتمل بر توضیح مباحث اخلاقی، عرفانی و فقهی آن کتاب است.[۹]
- اسانید الکتب الستة: اثری در بیان سلسله اسناد زبیدی به کتابهای ششگانه حدیثی اهل سنت.[۱۰]
- عقود الجواهر المنیفة فی أدلة مذهب الامام أبی حنیفة: کتابی در دو جلد چاپشده دربارهٔ ادله مذهب فقهی حنفی.[۱۱]
- کشاف اللثام عن آداب الایمان والاسلام: اثری در بیان آداب و تعالیم مربوط به ایمان و اسلام.[۱۲]
- رفع الشکوی و ترویح القلوب فی ذکر ملوک بنی ایوب: کتابی در تاریخ و شرح احوال پادشاهان بنی ایوب.[۱۳]
- معجم الشیوخ: فهرستی از مشایخ و استادان او و گزارش اسناد و روایتهای مرتبط با آنان.[۱۴]
- الفیة السند: منظومهای در حدود هزار و پانصد بیت دربارهٔ مباحث سند و حدیث، همراه با شرحی که خود زبیدی بر آن نگاشته است.[۱۵]
- مختصر العین: خلاصهای از کتاب العین خلیل بن احمد در لغت، که در آن مواد لغوی آن اثر را تلخیص کرده است.[۱۶]
- تکمله، وصله و ذیل بر قاموس: در دو جلد بزرگ بهمنزله تکمیل و افزودههایی بر القاموس.[۱۷]
از دیگر رسالهها و تألیفات اوست: رساله ایضاح المدارک بالافصاح عن العواتک، رساله عقد الجمان فی بیان شعب الایمان، تحفة القماعیل فی مدح شیخ العرب اسماعیل، تحقق الرسائل لمعرفه المکاتبات والرسائل، جذوة الاقتباس فی نسب بنی العباس، حکمة الاشراق الی کتاب الآفاق، الروض المعطار فی نسب السادة آل جعفر الطیار، مزیل نقاب الخفاء عن کنی سادتنا بنی الوفاء، بلغة الغریب فی مصطلح آثار الحبیب، تنبیه العارف البصیر علی أسرار الحزب الکبیر، سفینة النجاة المحتویة علی بضاعة مزجاة من الفوائد المنتقاة، غایة الابتهاج لمقتفی اسانید مسلم بن الحجاج، عقد اللئالی المتناثرة فی حفظ الاحادیث المتواترة و نشوة الارتیاح فی بیان حقیقة المیسر والقداح. این آثار، گستره وسیع علایق علمی او را نشان میدهد.[۱۸]
پانویس
ارجاعات
- ↑ اختری، «زبیدی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «زبیدی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «زبیدی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «زبیدی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «زبیدی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «زبیدی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «زبیدی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «زبیدی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «زبیدی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «زبیدی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «زبیدی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «زبیدی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «زبیدی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «زبیدی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «زبیدی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «زبیدی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «زبیدی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «زبیدی»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «زبیدی». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.