هند بنت عتبه
| هند بنت عتبه | |
|---|---|
| متولد | ۵۸۴ م مکه، حجاز، شبهجزیره عربستان |
| وفات | ۶۳۴ م یا ۱۴ ه.ق خلافت راشدین |
| دیگر نامها | هند الهنود، هند جگرخوار |
| دین | اسلام |
| همسر(ها) | حفص ابن المغیره الفاکه ابن المغیره ابوسفیان بن حرب |
| فرزندان | ابان بن حفص المغیره نیمه بنت حفص المغیره معاویة بن ابیسفیان عتبه بن ابی سفیان مريم ام الحكم بنت ابی سفیان جويريه بنت ابی سفیان |
| والدین | عتبه بن ربیعه صفیه بنت امیه |
هند بنت عتبه، قرشی اموی، از زنان صاحبنفوذ قریش و مادر معاویة بن ابوسفیان بود که در جنگ احد جنازه حمزه ابی طالب را مثله کرد. هند در روز فتح مکه اسلام آورد و محمد بن عبدالله از خونش گذشت. او سرانجام در سال ۱۴ هجری قمری درگذشت.
اصل و نسب
هند دختر عتبة بن ربیعة بن عبدشمس بن عبدمناف، بانویی قرشی و از خاندان اموی بود که در میان زنان قریش از جایگاه ویژهای برخوردار بود و، به عنوان شخصیتی تأثیرگذار و رهبر در میان قوم خود شناخته میشد.[۱]
زندگی
ازدواج
فاکه بن مغیره مخزومی نخستین همسر هند بود که پس از مدتی کشته شد. سپس حفص بن مغیره مخزومی با وی ازدواج کرد و پس از مرگ او، ابوسفیان بن حرب با هند پیمان زناشویی بست که حاصل این ازدواج، معاویه بود.[۱]
شعرسرایی
هند در سرودن شعر دستی توانا داشت و عمده شهرت وی به سبب مرثیههایی است که پیش از پیوستن به اسلام، در سوگ مشرکان کشتهشده در جنگ بدر سروده است.[۱]
حضور در جنگ احد
هند به همراه همسرش، ابوسفیان، در جنگ احد حاضر بود و مشرکان را به مقابله و جنگ با مسلمانان تحریک و ترغیب میکرد. پس از مرگ حمزه در آن نبرد، هند پیکر او را مثله کرد و بخشی از جگر او را به دندان گرفت، اما از طعم آن خوشش نیامد و آن را بیرون ریخت. این دشمنی عمیق، از آنجا نشأت میگرفت که حمزه در جنگ بدر، پدر و برادر هند را به قتل رسانده بود. هند به همراه دیگر زنان حاضر در جنگ، اجساد مسلمانان کشتهشده را نیز مثله کردند و با بریدن بینی و گوشهای آنان، از آنها گردنبند و خلخال میساختند.[۱]
پذیرش اسلام و بیعت با محمد
هند از جمله کسانی بود که محمد بن عبدالله خون او را مباح اعلام نمود و در روز فتح مکه، فرمان قتلش را صادر کرد. اما هند به همراه سایر زنان نزد محمد بن عبدالله آمد و اسلام خود را اعلام کرد و محمد بن عبدالله نیز از آنان بیعت گرفت. گفته شده است که او در خانهاش بتی داشت و پس از اسلام آوردن، به سوی آن رفت و در حالی که با تیشهای بر آن میکوبید، میگفت: «ما را گمراه کرده بودی».[۱]