مسابقه دانش‌دخت
اسلامیکال از تاریخ ۱۵ دی تا ۲۰ بهمن، میزبان یک همایه با موضوع زنان است. شما می‌توانید در مسابقه مقاله‌نویسی دانش‌دخت، شرکت کنید و با نگارش مقاله، از جوایز آن بهره‌مند باشید. اگر به موضوعات مربوط با زنان علاقه‌مندید، این فرصت را از دست ندهید. فهرستی از مقالات پیشنهادی جهت ایجاد یا ویرایش در اینجا وجود دارد.

آیه رضاع

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو

آیه رضاع‌، آیه 233 سوره بقره است. این آیه به تبیین وظایف پدر و مادر در دوران شیرخوارگی کودک و برخی جزئیات دیگر می‌پردازد. افزون بر این‌، مفاد این آیه در ایجاد حرمت نکاح به سبب رضاع نیز مورد استناد قرار می‌گیرد و به همین دلیل در میان مذاهب اسلامی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

نامگذاری

به آیه 233 سوره بقره‌، ایه رضاع گفته می‌شود. رضاع در لغت از ریشه رضع گرفته شده است که به باور راغب اصفهانی لغت‌شناس سنی مذهب، رضع به معنی شیرخوردن است.[۱] و در لغتنامه قاموس قرآن ارضاع به معنای شیر‌دادن ذکر شده است.[۲] به عقیده طباطبایی از مفسرین شیعی‌، كلمه" ارضاع" مصدر فعل" يرضعن" است، «یرضعن» باب افعال و از ماده رضاعة و رضع گرفته شده است، كه به معناى مكيدن پستان به منظور نوشيدن شير از آن است.[۳]

متن و ترجمه

به گزارش طبرسی، مفسر شیعه، متن آیه رضاع، عبارت است از:

(وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ لِمَنْ أَرادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضاعَةَ وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ كِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَها لا تُضَارَّ والِدَةٌ بِوَلَدِها وَ لا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَ عَلَى الْوارِثِ مِثْلُ ذلِكَ فَإِنْ أَرادا فِصالاً عَنْ تَراضٍ مِنْهُما وَ تَشاوُرٍ فَلا جُناحَ عَلَيْهِما وَ إِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلادَكُمْ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِذا سَلَّمْتُمْ ما آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ )233

بهاءالدین خرمشاهی، مترجم شیعه در ترجمه این آیه آورده است:[۴]

و مادران فرزندانشان را دو سال كامل شير دهند، اين براى كسى است كه بخواهد دوران شيرخوارگى را به حد كمال برساند و خوراك و پوشاك آنان در حد عرف بر عهده پدر فرزند است، هيچ‏كس جز به اندازه توانش مكلف نمى‏شود، هيچ مادرى نبايد به خاطر فرزندش رنجه شود و نيز نبايد پدر به خاطر فرزندش رنجه شود، وارث [و قيم‏] نيز همين حكم را دارد، و اگر به توافق و مشورت، قصد از شير گرفتن فرزند را كردند، گناهى بر آنان نيست، و اگر خواستيد براى فرزندانتان دايه بگيريد، چون به درستى دستمزد آنان را بپردازيد، گناهى بر شما نيست، و از خداوند پروا كنيد و بدانيد كه خدا از كار و كردار شما آگاه است.‏

قرائت

اهل بصره‌، ابن کثیر‌ و قتیبه (لا تضار) را با تشدید راء و به صورت مرفوع قرائت کرده‌اند. و ابوجعفر با تخفیف راء و سکون آن قرائت کرده است. و بقیه قاریان راء را با تشدید و به صورت مفتوح قرائت کردند.[۵]

مکان نزول

این سوره در شهر مدینه بر پیامبر اسلام نازل شده است.[۶]

تفسیر

تحلیل واژگانی و ادبی آیه رضاع

در تفاسیر قرآن، برای برخی واژگان کلیدی در آیه ۲۳۳ سوره بقره، تحلیل‌های ادبی و معناشناختی ارائه شده است:[۷]

· کاربرد «والدات» به جای «امهات»: در برخی تفاسیر اشاره شده است که واژه «والد» (و جمع آن «والدات») نسبت به «أم» (مادر) معنای محدودتر و دقیق‌تری دارد، چنان‌که «والد» (پدر) در قیاس با «أب» (پدر) و «ولد» (فرزند) در قیاس با «ابن» (پسر) اخص است. بر این اساس، حکم آیه به طور مشخص ناظر به رابطه «والده» (مادرِ مستقیمِ تولد‌یافته)، «ولد» (فرزندِ مستقیم) و «مولودٌ له» (پدرِ همان فرزند) تشریع شده است.

· کاربرد «مولودٌ له» به جای «والد»: در این تفاسیر آمده است که به کار بردن عبارت «مولودٌ له» (کسی که فرزند برای او به دنیا آمده) به جای «والد» (پدر)، می‌تواند اشاره به حکمت تشریع این احکام داشته باشد. بر این مبنا، چون فرزند در نظام خانوادگی و بسیاری از احکام (نه همه) منتسب به پدر است و مصالح زندگی، تربیت و نفقه او بر عهده پدار قرار می‌گیرد، این مسئولیت‌ها در آیه به این شکل بیان شده است. همچنین بر رعایت حق مادر توسط پدر (آزار نرساندن به او به بهانه فرزند) تأکید شده است.

نقد یک دیدگاه تفسیری

برخی از مفسران برای توجیه کاربرد «مولودٌ له»، دیدگاهی را مطرح کرده‌اند که در منابع دیگر مورد نقد قرار گرفته است. بر اساس این دیدگاه، علت این کاربرد آن است که «فرزندان مال پدران هستند» و نسب نیز تنها به پدران می‌رسد، نه مادران. برای اثبات این نظر، به شعری منسوب به مامون عباسی استناد شده که در آن آمده است: «مادران تنها ظرف‌هایی برای نگهداری [نطفه] هستند و فرزندان از آن پدرانند.» این دیدگاه در برخی تفاسیر به دلایل زیر مورد انتقاد قرار گرفته است:[۷]

۱.  تناقض با سیاق آیه: در خود آیه، فرزند با ضمیر «هُنَّ» به مادران («أولادهنَّ») و نیز با عبارت «بولدها» نسبت داده شده است، که به وضوح نشان می‌دهد فرزند هم منتسب به پدر و هم منتسب به مادر است.

۲.  منبع استدلال: استناد به گفته‌ای از خلفای عباسی مانند مامون برای تفسیر کلام الهی، در این نقدها فاقد اعتبار علمی دانسته شده است.

۳.  خلط مباحث: در این نقدها اشاره شده که طرح این دیدگاه ناشی از خلط میان مسائل زبانی، قوانین اجتماعی و حقایق تکوینی است؛ به این معنا که نمی‌توان برای اثیدن یک حکم اجتماعی یا حقیقت زیستی، صرفاً به یک استعمال لغوی استناد کرد.

تجزیه و ترکیب

تجزیه و ترکیب آیه رضاع
شماره آیه متن آیه تجزیه و ترکیب
۲۳۳ ﴿وَ الْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ كِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لَا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا لَا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَ لَا مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَ عَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَٰلِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَ تَشَاوُرٍ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا وَ إِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُوا أَوْلَادَكُمْ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّا آتَيْتُم بِالْمَعْرُوفِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ﴾

وَ استئنافيّة.الْوَالِدَاتُ مبتدأ مرفوع.يُرْضِعْنَ فعل مضارع مبنيّ على السكون في محلّ رفع، والنُّونَ فاعل.أَوْلَادَ مفعول به منصوب.هُنَّ ضمير متّصل في محلّ جرّ مضاف إليهحَوْلَيْنِ ظرف زمان منصوب وعلامة النصب الياء.كَامِلَيْنِ نعت لـ"حولين" منصوب مثله.لِمَنْ اللام حرف جرّ، "مَنْ" اسم موصول مبنيّ في محلّ جرّ متعلّق بمحذوف خبر مقدَّر (تقديره: ذلك المذكور من إرضاع الحولين).أَرَادَ فعل ماض، والفاعل ضمير مستتر تقديره هو.أَن حرف مصدريّ ونصب.يُتِمَّ فعل مضارع منصوب، والفاعل ضمير مستتر تقديره هو.الرَّضَاعَةَ مفعول به منصوب.(والمصدر المؤوّل من "أَن يُتِمَّ" في محلّ نصب مفعول به لفعل "أَرَادَ").وَ عاطفة.عَلَى الْمَوْلُودِ جارّ ومجرور متعلّق بمحذوف خبر مقدّم.لَهُ اللام حرف جرّ، والهاء ضمير متّصل في محلّ جرّ (والجارّ والمجرور نائب فاعل لاسم المفعول "الْمَوْلُودِ").رِزْقُهُنَّ مبتدأ مؤخّر مرفوع، و"هُنَّ" ضمير في محلّ جرّ مضاف إليه.وَ عاطفة.كِسْوَتُهُنَّ معطوف على "رِزْقُهُنَّ" مرفوع مثله.بِالْمَعْرُوفِ جارّ ومجرور متعلّق بمحذوف حاللَا نافية.تُكَلَّفُ فعل مضارع مبنيّ للمجهول مرفوع.نَفْسٌ نائب فاعل مرفوع.إِلَّا أداة حصر.وُسْعَهَا مفعول به منصوب (وهو المفعول الثاني في الأصل).لَا ناهية جازمة.تُضَارَّ فعل مضارع مجزوم وعلامة الجزم السكون (مُحرَّك بالفتح لالتقاء الساكنين)، وهو مبنيّ للمجهول.وَالِدَةٌ نائب فاعل مرفوع.بِوَلَدِهَا جارّ ومجرور متعلّق ب"لَا تُضَارَّ"، والياء في "هَا" ضمير مضاف إليه.وَ عاطفة.لَا ناهية جازمة.مَوْلُودٌ نائب فاعل لفعل محذوف يُفسِّره المذكور قبله (أي: لا يُضَارَّ مولود).لَّهُ نائب فاعل لاسم المفعول "مَوْلُودٌ".بِوَلَدِهِ جارّ ومجرور متعلّق بالفعل المحذوف "يُضارَّ"، والهاء ضمير مضاف إليه.(وجملة الفعل المحذوف ونائب فاعله لا محلّ لها معطوفة على الجملة السابقة).وَ عاطفة.عَلَى الْوَارِثِ جارّ ومجرور متعلّق بمحذوف خبر مقدّم.مِثْلُ مبتدأ مؤخّر مرفوع.ذَٰلِكَ اسم إشارة مبنيّ في محلّ جرّ مضاف إليه.فَ عاطفة.إِنْ حرف شرط جازم.أَرَادَا فعل ماضٍ في محلّ جزم فعل الشرط، و"الألف" ضمير فاعل.فِصَالًا مفعول به منصوب.عَن تَرَاضٍ جارّ ومجرور متعلّق بمحذوف نعت لـ"فصالًا".مِّنْهُمَا جارّ ومجرور متعلّق بنعت لـ"تَرَاضٍ".وَ عاطفة.تَشَاوُرٍ معطوف على "تَرَاضٍ" مجرور مثله.فَ رابطة لجواب الشرط.لَا نافية للجنس.جُنَاحَ اسم "لا" مبنيّ على الفتح في محلّ نصب.عَلَيْهِمَا جارّ ومجرور متعلّق بمحذوف خبر "لا".وَ عاطفة.إِنْ أَرَدتُّمْ مثل "إن أرادا".أَن حرف مصدريّ ونصب. تَسْتَرْضِعُوا فعل مضارع منصوب وعلامة النصب حذف النون، والواو فاعل.أَوْلَادَكُمْ مفعول به منصوب، و"كُمْ" ضمير مضاف إليه.(والمصدر المؤوّل من "أَن تَسْتَرْضِعُوا" في محلّ نصب مفعول به).فَ رابطة لجواب الشرط.لَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ مثل سابقتها.إِذَا ظرف للزمن المستقبل متضمّن معنى الشرط، متعلّق بمضمون الجواب.سَلَّمْتُم فعل ماضٍ وفاعله.مَّا اسم موصول مبنيّ في محلّ نصب مفعول به.آتَيْتُم فعل ماضٍ وفاعله.بِالْمَعْرُوفِ جارّ ومجرور متعلّق بمحذوف حال.وَ عاطفة.اتَّقُوا فعل أمر مبنيّ على حذف النون، والواو فاعل.اللَّهَ لفظ الجلالة مفعول به منصوب.وَ عاطفة.اعْلَمُوا مثل "اتَّقُوا".أَنَّ حرف مشبّه بالفعل للتوكيد.اللَّهَ لفظ الجلالة اسم "أَنَّ" منصوب.بِمَا الباء حرف جرّ، "مَا" اسم موصول مبنيّ في محلّ جرّ متعلّق بـ"بَصِيرٌ".تَعْمَلُونَ فعل مضارع مرفوع، والواو فاعل.بَصِيرٌ خبر "أَنَّ" مرفوع.

پانویس

ارجاعات

  1. اصفهانی، راغب. المفردات فی غریب القرآن. ص. ۳۵۵.
  2. قرشی، علی اکبر. قاموس قرآن. ج. ۳. ص. ۱۰۲.
  3. طباطبایی، سید محمد حسین. ترجمه تفسیر المیزان. ج. ۲. ص. ۳۶۱.
  4. خرمشاهی، بهاءالدین. ترجمه خرمشاهی.
  5. طوسی. التبیان فی تفسیر القرآن. ج. ۲. ص. ۲۵۵.
  6. خراسانی. دائرة المعارف قرآن کریم.
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ طباطبایی، سید محمدحسین. ترجمه تفسیر المیزان. ج. ۲. ص. ۳۶۰.