اسلامیکال:دانشدخت/دوره اول/نازنین زهرا ، مهسا امینی
[۱]مهسا امینی سه روز بعد، در ۲۵ شهریور ۱۴۰۱، بر اثر شدت جراحات ناشی از ضربات وارده در بیمارستان کسری تهران درگذشت.[۱۱][۱۲] درگذشت او، موجب بروز واکنشها و اعتراضات گستردهای در نقاط مختلف ایران و جهان شد.[۱۳][۱۴] واکنشها به کشته شدن وی در شهرهای ایران و فضای مجازی سبب شد که هشتگ فارسی #مهسا_امینی با گذر از مرز ۳۰۰ میلیون[۱۵][۱۶][۱۷] توییت و ریتوییت ترند جهانی شود و رکورد جهانی تاریخ توییتر را بشکند.[۱۸] قتل او، زمینهساز گستردهترین قیام سراسری علیه نظام جمهوری اسلامی شد.[۱۹]
او همراه با جنبش زن، زندگی، آزادی، برنده جایزه حقوق بشری اتحادیه اروپا، ساخاروف، شدهاست.بنا به گفته مادرش، مهسا (ژینا) امینی در تاریخ ۱۷ مهر ۱۳۷۹ در شهر سقز به دنیا آمد. به دلیل اینکه یک سال از مدرسه عقب نماند، در شناسنامه تاریخ تولد او ۲۵ شهریور نوشته شدهاست. همه خانواده، ژینا صدایش میزدند، اما نامش را در شناسنامه مهسا گذاشتند.[۲۱][۲۲]
ژینا چند ماه قبل از مرگ در دانشگاه ارومیه برای رشته میکروبیولوژی ثبت نام کرده بود و قصد داشت برای زندگی و تحصیل به ارومیه برود. پدرش هم برای او مغازه لباسفروشی در شهر سقز راهاندازی کرده بود، اما به گفته مادرش به این کار علاقه نداشت، به همین خاطر زیاد به مغازه نمیرفت.[۲۱] او یک برادر به نام اشکان داشت.[۲۳][۲۴][۲۵]مهسا امینی در شهریور ۱۴۰۱ با خانوادهاش برای دیدن فامیل از سقز به تهران سفر کردهبود. او حدود ساعت ۶ عصر سهشنبه ۲۲ شهریور در نزدیکی ایستگاه متروی شهید حقانی واقع در بزرگراه شهید حقانی در حالی که همراه برادرش بود بهدست مأموران گشت ارشاد دستگیر شد. بهگفتهٔ برادرش اشکان امینی، او هنگام بازداشت به مأموران گشت ارشاد گفت «ما غریبیم در این شهر».[۲۶] پس از اعتراض برادرش، به او گفته شد که خواهرش برای گذراندن «کلاس توجیهی» به بازداشتگاه منتقل شده و تا یک ساعت دیگر آزاد خواهد شد.[۲۷] دایی او به رادیو فردا گفتهاست: «برادر مهسا آنجا بوده و وقتی خواسته مقاومت کند و اجازه ندهد مهسا را بازداشت کنند، گاز اشکآور زده و [او و تجمعکنندگان را] پراکنده کردهاند.»[۲۸] شاهدان عینی در خودروی گشت ارشاد و بازداشتگاه از ضربوجرح وی خبر دادند.[۱۳]مهسا امینی سه روز بعد، در ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ در بیمارستان کسری درگذشت.[۲۹] دو ساعت پس از دستگیری و انتقال مهسا امینی به ساختمانِ پلیس امنیت اخلاقی تهران در خیابان وزرا، او بهدلیل صدمات وارد شده به جمجمه، دچار مرگ مغزی شده و در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان کسری بستری شد.[۳۰] زمانی که برادر او مقابل ساختمان، منتظر خواهرش بود، یک آمبولانس را دیده که از ساختمان خارج میشود. او از یکی از سربازان دربارهٔ علت خروج آمبولانس از ساختمان سؤال میکند که به او گفته میشود که یکی از سربازان زخمی شدهاست. او پس از نشان دادن عکس خواهرش به سایر دخترانِ آزادشده از بازداشتگاه، متوجه میشود که آمبولانس، حامل پیکر نیمهجان مهسا بودهاست.[۳۱]
طبق گزارشی که از بیمارستان کسرای تهران به دست منابع آگاه رسیدهاست، مهسا به محض رسیدن به بیمارستان از لحاظ پزشکی مرده بود. او بر اثر ضربه شدیدی که به سرش خورده بود دچار مرگ مغزی شده بود.[۳۲] مژگان افتخاری، مادر مهسا، اندکی پیش از درگذشت مهسا گفت: «او پیش از بازداشت کاملاً سالم بودهاست.»[۱۳][۳۳]
کمیته حقیقتیاب سازمان ملل در گزارشی که بهتاریخ هشتم مارس ۲۰۲۴ منتشر شد، اعلام کرد پس از بررسیهای انجامشده برای کمیته محرز شده که که حکومت جمهوری اسلامی بهدلیل اعمال خشونت فیزیکی در هنگام بازداشت، در موضوع مرگ مهسا امینی مجرم است.[۳۴][۳۵]بامداد ۲۶ شهریور پیکر امینی به سقز انتقال داده شد و با حضور گسترده مردم و همچنین نیروهای امنیتی، او را در گورستان آیچی به خاک سپردند.[۳۷][۳۸] در حالی که نیروهای امنیتی قصد داشتند او را شبانه و بدون حضور مردم خاکسپاری کنند که با ممانعت خانواده او مواجه شدند. همچنین در روز خاکسپاری نیروی انتظامی راههای منتهی به شهر سقز را مسدود کردند تا جلوی حضور بیشتر مردم را بگیرند. معترضان در مراسم خاکسپاری وی شعارهایی نظیر «قتل به خاطر روسری؟ تا کی چنین خاک به سر باشیم؟» و «مرگ بر دیکتاتور» سر دادند.[۳۹][۴۰] پدربزرگ مهسا امینی در مراسم خاکسپاری او شعری از شیرکو بیکس با عنوان «تهران برای هیچکس نمیخندد» قرائت کرد.[۴۱][۴۲][۴۳]چند تن از افرادی که خود از بازداشتشدگان بودند و در همان ون گشت ارشاد همراه مهسا امینی حضور داشتند طی مصاحبههایی، خشونت فیزیکی و ضرب و شتم شدید نیروهای پلیس علیه مهسا امینی که باعث شکستگی جمجمه او شد را تأیید کردند، همچنین آنها اعلام کردند که مهسا را دیر به بیمارستان رساندند.[۴۴]با اعلام خبر قتل امینی، اولین تجمعها اطراف بیمارستان کسری که او در آن درگذشت، شکل گرفت. مردم در روز جان باختن او خشمگینانه شعارهایی نظیر «مرگ بر دیکتاتور»، «گشت ارشاد گشت کشتار»، «میکشم میکشم، کسی که خواهرم کشت»، «قسم به خون مهسا، ایران میگردد آزاد»، «خامنهای قاتله، حکومتش باطله» و «از کردستان تا تهران ستم علیه زنان» سردادند.[۷۷] میدادند و اعتراض کردند، این اعتراضات با سرکوب توسط نیروهای نظامی مواجه شد و عدهای نیز بازداشت شدند.
مهسا امینی در بامداد ۲۶ شهریور در آرامستان آیچی سقز دفن شد. حکومت سعی داشت او را شبانه و بدون حضور مردم دفن کند که با ممانعت پدر او مواجه شد. شمار زیادی از افراد در گورستان حضور یافتند، در مراسم او زنان حجاب از سر خود برداشتند. با دفن مهسا، اعتراضات گسترش یافت. عده زیادی از زنان به خیابان آمدند مردم شعار «زن، زندگی، آزادی» سر دادند و به تصویر سید علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، سنگ پرتاب کردند که نشان دهنده این است خامنهای و حکومتش را مسئول قتل او میدانستند. اعتراضات به سنندج و شهرهای دیگر استان کردستان کشیده شد. نیروهای امنیتی در مرکز کردستان آرایش نظامی گرفته بودند. صبح آن روز هم در تهران، مشهد و چند شهر دیگر دانشجویان تجمع کرده و علیه حکومت جمهوری اسلامی شعار داده بودند. احزاب کُرد در این اعتراضات چند روز اعتصاب عمومی اعلام کردند.
در ۲۶ شهریور ۱۴۰۱ بهدنبال کشتهشدن امینی، اعتراضاتی آغاز شده. این اعتراضات از تهران به استان کردستان و در روزهای بعد به تمام استانهای ایران گسترش یافت و تا به امروز ادامه دارد. در حین این اعتراضات، اینترنت و شبکههای اجتماعی بهطور گستردهای از دسترس خارج یا فیلتر شدند. بسیاری از فعالان سیاسی، روزنامهنگاران و دانشجویان بازداشت شده و بیش از هفتاد نفر به شلیک مستقیم کشتهشدهاند. با ادامه تظاهرات حکومت سعی بر این داشت که از اعتراضات بکاهد و تأکید بر این داشت که ضربهای به سر مهسا امینی نخوردهاست، همچنین سید ابراهیم رئیسی با خانواده امینی تماس گرفت و تسلیت گفت. اما این تلاشها نتیجهای نداشت و نتوانست افکار عمومی را منحرف کند. شعارها در این تظاهرات تنها مربوط به حجاب نبود و خامنهای و حکومتش را نشانه میگرفت. در بلوار کشاورز تهران، زنان و مردان معترض شعار «عدالت، آزادی، حجاب اختیاری» سر دادند. در این تظاهرات گاز اشکآور شلیک و با ماشین آبپاش به معترضان حمله شد. بسیاری از زنان بدون حجاب حضور یافتند و زنان روسریهایشان را آتش زدند.
در ادامه تظاهرات به بسیاری از شهرهای ایران گسترش یافت و شکلی سراسری به خود گرفت در تهران مردم شعار «ننگ ما ننگ ما رهبر الدنگ ما» سر دادند. در تبریز مردم از کردها حمایت کردند و شعار میدادند «از کردستان تا تبریز، صبر ما شده لبریز». آمار کشتهشدگان توسط حکومت گسترش مییافت و در شهرهایی مانند همدان نیروهای امنیتی بهطور مستقیم به معترضان شلیک میکردند. سرعت اینترنت در ایران بهشدت کاهش یافته و در بسیاری از نقاط قطع شده بود. دسترسی شهروندان ایران به اینستاگرام هم محدود شد. صبح چهارشنبه خامنهای سخنرانی کرد اما هیچ اشارهای به اعتراضها و مرگ مهسا امینی نکرد. ساعاتی بعد ابراهیم رئیسی، در سازمان ملل متحد سخنرانی کرد اما او هم از مهسا امینی نام نبرد فقط به یک اتفاق در ایران اشاره کرد که آن را بزرگنمایی میکنند.[۷۸]
همچنین خامنهای به سپاه دستور رسمی سرکوب اعتراضات را صادر کرد و به فرماندهان سپاه گفت که «به این معترضان رحم نباید کرد» او همچنین حکم اقدام زنان به آتش زدن روسریهای خود را محاربه اعلام کرد و گفت: «معنی ندارد زنان حجاب خود را در خیابان آتش بزنند. این یعنی محاربه با اسلام.»[۷۹]در هفتههای بعد، اعتراضهای سراسری در ایران با حمایتهای گسترده ایرانیان خارج از کشور ادامه یافت[۸۰] و در اقدامی کمسابقه جمع کثیری از هنرمندان، روشنفکران کنشگران سیاسی و اجتماعی و سیاستمداران ایرانی و بینالمللی از آنها پشتیبانی کردند.[۸۱][۸۲] روز جمعه هشتم مهر ماه و بعد از نماز جمعه زاهدان، شماری از شهروندان این شهر در اعتراض به «قتل حکومتی» مهسا امینی و همچنین تجاوز فرمانده انتظامی چابهار به یک دختر ۱۵ ساله، تجمع اعتراضی برگزار کردند اما نیروهای امنیتی به سوی معترضان تیراندازی کردند. که به «جمعه خونین» و «جمعه سیاه زاهدان» شهرت یافت. خبرگزاریهایی که اخبار این منطقه را پوشش میدهد از کشته شدن ۹۱ نفر خبر دادند که در میان کشتهشدگان نام هفت کودک و نوجوان به چشم میخورد.[۸۳] در ادامه، این اعتراضات به دانشگاهها و سپس مدارس درسراسر کشور رسید و «جنبش دانشآموزی» بخشی از اعتراضهای سراسری ایران شد.[۸۴] در پی سرکوب این اعتراضات صدها تن دستگیر و دها نفر کشته شدند که بیشتر آنها نوجوان بودند اما ناآرامیها خاموش نشد. انتشار نام و تصاویر برخی از آنها مانند حدیث نجفی، نیکا شاکرمی و سارینا اسماعیلزاده بیش از همه در رسانهها و شبکههای اجتماعی منتشر شد که کمتر از ۱۸ سال داشتند و بعد جدیدی به این اعتراضها بخشید.[۸۴]به مناسبت سومین سالگرد کشتهشدن امینی، یک کمپین به نام «سیاهجامه به سوی روشنی میرویم» در ایران آغاز شد که از مردم ایران میخواهد در تاریخ ۲۵ شهریور به یاد جانباختگان اعتراضات ۱۴۰۱ لباس سیاه بپوشند. [۸۵] فاطمه سپهری، زندانی سیاسی و فعّال در زمینهٔ حقوق زنان، در مصاحبهای با شبکه منوتو به این کمپین اشاره کرد: «آهای مو نقرهایها! بیایید بیرون تا به بچههایمان زندگی بدهیم و آیندهسازان این کشور زنده بمانند. با شما خانمهای مو نقرهای کار دارم؛ بیایید نسلی باشیم که در آینده از ما یاد کنند فداکار باشیم، نه خیانتکار. از شما خواهش میکنم مثل من بیرون بیایید.»[۸۶]
زهرا رهنورد، از رهبران «جنبش سبز»، در آستانه سومین سالگرد درگذشت مهسا امینی، بیانیهای منتشر کرد:
«کشته شدن مظلومانه مهسا امینی به دست حکومت بهبهانه حجاب اجباری، مثل هر اجباری از نمادهای دیکتاتوری، شلاقی بر وجدان ملت، بهویژه زنان و جوانان فرود آورد... جنبش مهسا، بیداری پایانناپذیری را برای ملت تداوم بخشیده که سرنوشت جنگ تنبهتن با زنان و جوانانمان را تعیین میکند و امید به آیندهای عاری از ظلم و عقبماندگی و تبعیض و سرشار از توسعه، رشد و آزادی، مژدهبخش آن است.»شهروندان ایرانی در کانال منوتو مصاحبه شدند که خواستار برگزاری تظاهرات در سالگرد درگذشت امینی بودند. زنی ایرانی به نام رویا از مردم خواست که برای آینده به خیابانها بیایند: «فردا یک روز عادی نیست، روزی است که سه سال پیش یک نفر در آن کشته شد و همه موظفاند بیرون بیایند و آزادی خود را فریاد بزنند و پس بگیرند. وظیفهتان است، چون کودک به دنیا آوردهاید؛ برای آزادی و رفاه او باید بیایید بیرون. میخواهم فردا آتیش روشن کنم، نه با بنزین و چوب، بلکه با فریاد و شعار: این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده. بزرگترین سرمایه ایران موشکی، نفت یا هستهای نیست؛ منم، دهه هشتادیای که میتوانم آینده ایران را بسازم.»[۸۷]
فضای امنیتی با نزدیک شدن به سومین سالگرد درگذشت مهسا امینی، رژیم ایران فضای امنیتی شدیدی در شهر زادگاهش سقز برقرار کرده است - نیروهای نظامی و انتظامی در ورودیهای شهر مستقر شدهاند، خودروهای با پلاک غیربومی مورد بازرسی قرار میگیرند، فعالان سیاسی و زندانیان سابق جنبش اعتراضی احضار و تهدید شدهاند، به بازاریان نسبت به اعتصاب مانند سال گذشته هشدار داده شده، و روزنامهنگاران محلی برای جلوگیری از پوشش خبری رویدادها احضار شدهاند. این در حالی که شهروندان زیادی از سراسر ایران همچنان به آرامستان آیچی میآیند تا بر مزار ژینا ادای احترام کنند، حرکتی که نماد همبستگی و اعتراض مدنی محسوب میشود.[۸۸]پارلمان اروپا، ۲۷ مهر ۱۴۰۲، جایزه حقوق بشری اتحادیه اروپا، ساخاروف، را به مهسا امینی و جنبش زن، زندگی، آزادی در ایران اهدا کرد. پیشنهاد اعطای جایزه از طرف دیوید لِگا، عضو سوئدی پارلمان اروپا از گروه حزب مردم اروپا، ارائه شده بود. جایزه آزادی تفکر و عقیده ساخاروف عالیترین جایزهای است که اتحادیه اروپا سالانه به فعالان حقوق بشر یا مجموعهای از فعالیتهای حقوق بشری اهدا میکند. مراسم اهدای این جایزه ۲۲ آذرماه ۱۴۰۲ در شهر استراسبورگ فرانسه برگزار خواهد شد.[۲۰]
امجد امینی، پدر مهسا، در واکنش گفت «نام ژینا به نماد آزادیخواهی و برابریطلبی در جهان تبدیل شدهاست.» کمی قبل هم مژگان افتخاری، مادر مهسا، گفت «ژینا گیان دختر شیرینم، از خواب برخیز تا ببینی امروز نامت در سراسر جهان طنینانداز شدهاست. چشمانت را باز کن تا ببینی امروز خانوادهای به بزرگی همه مردم دنیا داری.» روبرتا متسولا، رئیس پارلمان اروپا، نیز بعد از اعلام خبر اعطای جایزه به امینی گفت که «قتل بیرحمانه ژینا مهسا امینی ۲۲ ساله یک نقطه عطف بود و به یک جنبش تاریخساز تحت هدایت زنان منجر شد.»[۸۹]
- ↑ «مهسا امینی». https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%87%D8%B3%D8%A7_%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C. پیوند خارجی در
|وبگاه=وجود دارد (کمک)