ختنه زن
ختنهٔ زن، عملی سنتی و قومی است که شامل ایجاد بریدگی یا تغییر در اندام تناسلی خارجی زنان میشود و در گذشته با این باور انجام میگرفت که میتواند تمایلات جنسی زنان را کاهش داده و به حفظ عفت آنان کمک کند. این رسم ریشههایی کهن، بهویژه در مصر باستان، دارد و سپس به بخشهایی از آفریقا، خاورمیانه و شبهقارهٔ هند گسترش یافته است و پیش از اسلام نیز در جوامع عربی رواج داشته است. در متون اصلی ادیان ابراهیمی، از جمله قرآن، اشارهای صریح به ختنهٔ زنان وجود ندارد و در اسلام تنها روایتی مورد اختلاف دربارهٔ آن نقل شده که اعتبار بالایی نزد بسیاری از عالمان ندارد. دیدگاههای فقهی دربارهٔ این عمل متفاوت است و در عمل، رواج آن در جوامع اسلامی به زمینههای فرهنگی و فقهی محلی وابسته بوده است.
تعریف و اصطلاحشناسی
ختنهٔ زنان، که در برخی متون با عنوان «خفض» شناخته میشود، به مجموعهای از اعمال گفته میشود که طی آن بخشهایی از اندام تناسلی خارجی زنان دچار بریدگی یا تغییر میشود. این واژه در کاربرد سنتی به معنای کاستن یا کاهش دادن بهکار رفته و معمولاً با این تصور همراه بوده است که چنین عملی میتواند شدت تمایلات جنسی زنان را کاهش داده و به حفظ عفت آنان کمک کند.[۱]
خاستگاه و گسترش تاریخی
ختنهٔ زنان در اصل یک سنت قومی و محلی بوده که در برخی مناطق پیش از ورود ادیان ابراهیمی رواج داشته و بعدها در بسترهای فرهنگی و دینی مختلف تداوم یافته است. این رسم به تمدن مصر باستان نسبت داده میشود و سپس به بخشهایی از آفریقا، خاورمیانه، شبهقارهٔ هند و حتی برخی مناطق اروپای باستان راه یافته است. در برخی نظامهای اسطورهایِ کهن، بهویژه در حوزهٔ مصری–آفریقایی، این باور وجود داشت که روح انسان ماهیتی دوگانه دارد و با حذف برخی اجزای بدنی، زنانگی و مردانگی به کمال میرسد. بازماندههای این نگرش در برخی جوامع امروزی نیز دیده میشود، بهگونهای که زنان ختنهنشده گاه ناقص یا «زن کامل» تلقی نمیشوند.[۱]
در شبهجزیرهٔ عربستانِ پیش از اسلام، ختنهٔ زنان عملی شناختهشده بود. در این دوره، این تصور رواج داشت که میل جنسی زنان بسیار شدید است و ختنهنشدن میتواند به رفتارهای جنسی ناپسند منجر شود. بر همین اساس، زنان ختنهنشده با تعابیر تحقیرآمیز خطاب میشدند و نسبت دادن مردی به مادری ختنهنشده نوعی اهانت اجتماعی به شمار میرفت. همچنین این باور وجود داشت که ختنهٔ زنان ریشهای کهن دارد و آن را به سنتی منسوب به دوران ابراهیم نسبت میدادند.[۱]
در متون دینی اسلامی
در متون اصلی اسلامی، یعنی قرآن، اشارهای صریح به ختنهٔ زنان وجود ندارد. با این حال، روایتی منسوب به پیامبر اسلام نقل شده که در آن به زنی که اقدام به ختنهٔ دختران میکرد توصیه شده است در صورت انجام این کار، به بریدن اندکی بسنده کند. این روایت با اختلافهایی نقل شده و در منابع اصلی حدیثی اهل سنت جای نگرفته است، ازاینرو از نظر بسیاری از عالمان اسلامی از اعتبار بالایی برخوردار نیست. برخی پژوهشگران بر این باورند که نوع تعبیر بهکاررفته در این روایت میتواند نشاندهندهٔ نگاهی انتقادی یا حداقل غیرتشویقی نسبت به این عمل باشد.[۱]
دیدگاههای فقهی
دیدگاه فقیهان مسلمان دربارهٔ ختنهٔ زنان یکدست نیست. برخی آن را عملی ناپسند یا غیرضروری دانستهاند، برخی آن را مجاز ولی غیرواجب شمردهاند و گروهی نیز آن را نوعی «مکرمت» تلقی کردهاند. در عمل، این اختلاف دیدگاهها تأثیر مستقیمی بر رواج یا عدم رواج ختنهٔ زنان در مناطق مختلف داشته است. در بسیاری از سرزمینهایی که فقه حنبلی، مالکی یا فقه شیعی غلبه دارد، این عمل یا اساساً وجود ندارد یا بسیار محدود است. در مقابل، در برخی مناطق که فقه شافعی نفوذ بیشتری یافته، ختنهٔ زنان در مقیاس گستردهتری رواج داشته است.[۱]
شیوهها و زمان انجام
ختنهٔ زنان در اشکال و درجات مختلف انجام میشود و از نظر شدت و میزان تغییر ایجادشده، گونههای متفاوتی دارد. این عمل معمولاً توسط زنان مسن یا قابلهها انجام میشود. سن انجام ختنه در مناطق مختلف متفاوت است؛ در برخی جوامع، این کار در روزهای نخست پس از تولد انجام میشود، در برخی دیگر در دوران کودکی یا نوجوانی و حتی در مواردی پس از ازدواج، در صورت باردار نشدن زن. برخلاف ختنهٔ پسران، ختنهٔ زنان معمولاً بدون مراسم عمومی یا جشن صورت میگیرد.[۱]
پیامدهای بهداشتی و چالشهای معاصر
ختنهٔ زنان با خطرهای جدی جسمی و روانی همراه است و میتواند پیامدهای پزشکی طولانیمدتی بهدنبال داشته باشد. به همین دلیل، در برخی کشورها این عمل بهطور رسمی ممنوع اعلام شده است. با این حال، اجرای این ممنوعیتها همواره موفق نبوده و این رسم همچنان در برخی جوامع بهصورت پنهان یا غیررسمی ادامه دارد.[۱]