خشم
خشم یا غضب حالتی روانی است که در صورت بهکارگیری درست میتواند در دفاع از خود یا ارزشها مفید باشد، اما در صورت افراط زیانآور است. در قرآن و روایات اسلامی بر کنترل خشم و فروبردن آن تأکید شده و این کار نشانه خرد و اخلاق نیکو دانسته شده است. در منابع اخلاقی نیز نمونههایی از بردباری، مانند رفتار احنف بن قیس، برای نشان دادن ارزش مهار خشم نقل شده است.
واژهشناسی
در لغت نامههای فارسی، «خشم» به غضب، غیظ، قهر، سخط و مقابل «خشنودی» معنا شده است.[۱] خشم یا غضب حالتی روانی در انسان است که در برابر نارضایتی، تهدید یا تعارض پدید میآید و در برابر خوشنودی قرار دارد.[۲]
در باورهای دینی
در متون اخلاقی و دینی گفته شده است که این حالت اگر در جای مناسب و به اندازه به کار رود، مانند دفاع از خود، حمایت از خانواده یا حفظ باورهای دینی، میتواند کارکردی مثبت داشته باشد؛ اما اگر مهار نشود و از حد بگذرد، پیامدهای زیانبار فردی و اجتماعی به همراه خواهد داشت. در قرآن از مؤمنان به عنوان کسانی یاد شده است که هنگام خشم، گذشت میکنند. در روایات نیز خشم نکوهش شده و کنترل آن نشانه خردمندی دانسته شده است. از علی بن ابیطالب نقل شده که خشم میتواند انسان را به نابودی بکشاند و عیبهای او را آشکار سازد. در روایات دیگر نیز آمده است که خشم ایمان را تضعیف میکند و «کلید شر» شمرده شده است. در احادیثی از محمد، جعفر صادق و دیگر امامان شیعه نیز بر خودداری از خشم و فروبردن آن تأکید شده و این کار از نشانههای اخلاق نیکو معرفی شده است.[۳]
در برخی روایتها راههایی برای مهار خشم نیز بیان شده است؛ از جمله یاد خدا و گفتن «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم». همچنین در سخنان منسوب به لقمان و عیسی، خشم با تکبر، غرور و کوچک شمردن دیگران مرتبط دانسته شده و پرهیز از آن راهی برای دوری از خشم الهی معرفی شده است.[۴]
در ادبیات اخلاقی نمونههایی از حلم و بردباری نیز نقل شده است. از جمله داستانی دربارهٔ احنف بن قیس، که به بردباری مشهور بود، نقل میشود: فردی برای خشمگین کردن او به ناسزاگویی پرداخت، اما احنف واکنشی نشان نداد و پس از پایان سخنان او تنها او را به غذا دعوت کرد. این روایت به عنوان نمونهای از مهار خشم و بردباری در منابع اخلاقی ذکر شده است.[۵]
بر اساس باورهای اسلامی، هیجانها از بزرگترین نعمتهای الهی هستند که در انسان به ودیعه نهاده شده، زندگی بدون آنها، بیروح، تیره و ماشینی مینماید. سلامت روانی و عقلانی انسانها تا حد زیادی به سلامت هیجانی وابسته است.[۶] اداره هیجانها ممکن نیست، مگر اینکه با هیجانهای بنیادین مثل خشم، ترس، اضطراب، شادمانی، تعجب، اندوه، انزجار و عشق آگاه باشیم و همچنین از دانش کافی دربارهٔ سطوح هیجان، مراحل، تظاهرات جسمانی، عاطفی، شناختی و رفتاری آنها، هیجانهای مثبت و منفی و شدت و ضعف آنها برخوردار باشیم. شناخت هیجانها به ما قدرت تحلیل و کنترل میدهد و هر قدر این شناخت (قدرت) بیشتر باشد به سوی مدیریت و کنترل عواطف و بهبود روابط بین فردی جلوتر رفتهایم و در مجموع، گام بزرگی در موفقیت زندگی خود در ابعاد گوناگون برداشته ایم.[۷]
پانویس
ارجاعات
- ↑ دهخدا، علی اکبر. فرهنگ دهخدا.
- ↑ اختری، «خشم»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «خشم»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «خشم»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «خشم»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ نشریه معرفت. ج. ۹۷. موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی. ص. ۱۲.
- ↑ قربانی، نیما (۱۳۸۳). کارگاه هوش هیجانی. موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «خشم». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.