رد مظالم
رَدّ مَظالِم به معنای بازگرداندن اموال یا حقوقی است که بهصورت ناروا از صاحبان آن گرفته شده باشد. در فقه، این اصطلاح به مالی گفته میشود که فرد موظف است آن را ــ هنگامی که صاحب حق شناخته نمیشود ــ به حاکم شرع بپردازد تا در موارد مناسب مصرف شود. این اموال ممکن است متعلق به اشخاص خاص یا به عموم مردم باشد.[۱]
در متون حدیثی
در منابع روایی، بر اهمیت بازگرداندن حقوق سلبشده تأکید شده است. روایتهایی منسوب به پیامبر اسلام بیان میکند که بازگرداندن مالی حتی اندک به صاحبان حق، عملی با ارزش معنوی دانسته شده است. در این گزارشها آمده است که بازگرداندن یک درهمِ ستاندهشده از دیگری، پاداشی بزرگتر از برخی عبادتهای طولانیمدت دارد یا موجب رهایی از کیفر اخروی میشود.[۲]
همچنین در برخی نقلها تأکید شده است که پرداخت حقوق پایمالشده، میان فرد و عذاب اخروی حجاب ایجاد میکند یا سبب رهایی از آن میشود. در روایتی دیگر، خشنود ساختن صاحبان حق، سبب ورود فرد به بهشت ــ بدون حسابرسی ــ معرفی شده است. این نقلها جنبه روایی دارند و در منابع حدیثی با اسناد و تعابیر مختلف ذکر شدهاند.[۳]
گزارشی نیز از علی بن ابیطالب نقل شده است که در آن برتری «عدالت» نسبت به «بازگرداندن مظالم» بیان شده است و بر اهمیت رعایت عدالت تأکید دارد.[۴]
پانویس
ارجاعات
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «رد مظالم». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.