فضیل بن عیاض بن مسعود
فضیل بن عیاض بن مسعود، فضیل بن عیاض بن مسعود بن بشر، تیمیالولاء و طالقانیالاصل، از پارسایان و راویان حدیث در سده دوم هجری بود. او در طالقان خراسان به دنیا آمد، در کوفه و بصره به فراگیری حدیث پرداخت و سپس در مکه سکونت گزید و در سال ۱۸۷ق درگذشت. از او بهعنوان راوی مورد اعتماد یاد شده و شافعی نیز از او حدیث روایت کرده است. فضیل در جوانی با گروهی از راهزنان همراه بود، اما پس از واقعهای به توبه روی آورد و به زهد و پارسایی شهرت یافت. از سخنان او درباره شناخت مردم، روزهدار، بیمار و مسافر و گمان نیکو به خداوند نقل شده است.
زندگی
فضیل بن عیاض بن مسعود بن بشر، تیمیالولاء و طالقانیالاصل بود و از طالقان خراسان به عراق رفت. او در کوفه یا بصره، یا هر دو، سکونت گزید و در آنجا به استماع حدیث پرداخت. سپس به مکه رفت و تا پایان عمر در آنجا سکونت داشت. تولد او در سال ۱۰۵ق و وفاتش در سال ۱۸۷ق گزارش شده است. خیرالدین زرکلی او را فضیل بن عیاض بن مسعود تمیمی یربوعی، مکنی به ابوعلی و ملقب به «شیخ الحرم»، از بزرگان پارسایان و شایستگان و مورد اعتماد در نقل حدیث معرفی کرده است. شافعی نیز از کسانی بود که از او حدیث روایت کرده است.[۱] در گزارشی، فضیل بن عیاض در آغاز زندگی در میان بیابان مرو و ابیورد خیمهای برپا کرده بود، لباس پشمین میپوشید و گروهی از دزدان و راهزنان را گرد خود داشت. آنان کاروانها را غارت میکردند و کالاهای بهدستآمده را نزد فضیل میآوردند تا میان آنان تقسیم کند. روزی مردی از کاروانی که مورد حمله راهزنان قرار گرفته بود، کیسهای زر را به تصور اینکه فضیل زاهدی امین است، نزد او به امانت گذاشت. فضیل او را به گوشهای از خیمه راهنمایی کرد تا کیسه را در آنجا بگذارد. پس از غارت کاروان، مرد به خیمه بازگشت و فضیل را در میان راهزنان دید. فضیل به او گفت کیسه را از همان جایی که گذاشته است بردارد. هنگامی که یاران فضیل از این کار شگفتزده شدند، او گفت آن مرد به او گمان نیکو برده بود و او نیز به خداوند گمان نیکو داشت که توبهاش را بپذیرد؛ ازاینرو گمان آن مرد را درست گردانید تا حق گمان او نیز درباره توبهاش ادا شود.[۲]
روایات
فضیل بن عیاض در نقل حدیث مورد اعتماد دانسته شده است. از او با عنوان بصری، ثقه و عامی یاد شده و از جعفر صادق نیز روایت کرده است. شافعی از جمله کسانی بود که از فضیل بن عیاض حدیث دریافت کرد.[۳]
دیدگاهها
از سخنان فضیل بن عیاض نقل شده است: «من عرف الناس استراح»؛ یعنی هر کس مردم را شناخت، از غم آنان آسوده شد. همچنین گفته است که شایسته نیست سه گروه را به بدخلقی و خشم سرزنش کرد: روزهدار، بیمار و مسافر.[۴]
خانواده
فضیل بن عیاض هنگام نزدیک شدن مرگ، همسر خود را وصیت کرد که پس از مرگ او دو دخترشان را به کوه ابوقبیس ببرد و از خداوند بخواهد که با آنان بهعنوان امانتهایی که در دوران زندگی خود نگهداری کرده بود، رفتار کند. پس از دفن فضیل، همسرش به وصیت او عمل کرد. در همان هنگام، امیر یمن با دو پسر خود از آنجا گذشت و پس از آگاهی از وضعیت آنان، دو دختر فضیل را به ازدواج پسران خود درآورد و برای هر یک ده هزار دینار مهریه تعیین کرد و آنان را با خود به یمن برد.[۵]
پانویس
ارجاعات
منابع
اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «فضیل بن عیاض بن مسعود». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.