| مسابقه دانشدخت | |
| اسلامیکال از تاریخ ۱۵ دی تا ۲۰ بهمن، میزبان یک همایه با موضوع زنان است. شما میتوانید در مسابقه مقالهنویسی دانشدخت، شرکت کنید و با نگارش مقاله، از جوایز آن بهرهمند باشید. اگر به موضوعات مربوط با زنان علاقهمندید، این فرصت را از دست ندهید. فهرستی از مقالات پیشنهادی جهت ایجاد یا ویرایش در اینجا وجود دارد. |
کاربر:M.s.l/صفحه تمرین 1
قرآن توانست به درمان روان اعراب بپردازد. روش هایی که قرآن به کار گرفت عبارت اند از :
1.تثبیت عقیده به توحید
2.واجب کردن عبادات
3.تشویق انسان به آموزش صبر
4. تشویق به مداومت ذکر خدا
5.تشویق مسلمان به استغفار و توبه
قرآن و روانشناسی
برای ایجاد تغییر در شخصیت و رفتار افراد ضروری است که ابتدا درباره ی تغییر افکار و گرایش های فکری آن ها اقدام شود؛ چرا که رفتار انسان به مقدار زیادی تحت تاثیر افکار و گرایش های او قرار دارد.به همین دلیل هدف اساسی روان درمانی، تغییر نوع تفکرات بیماران روانی درباره ی خودشان و مردم وزندگی و مشکلاتی است که قبلا از مقابله با آنها عاجز بودند و همین موجب اضطرابشان می شده است. اما بیمار روانی، با تغییر افکاری که در اثر درمان حاصل می کند، در برابر مشکلات و حل آنها توانا می شود و متوجه خواهد شد دلیل موجهی برای اضطراب شدیدش وجود نداشته است.
اساسا یادگیری عملی ست که در جریان آن، افکار، گرایش ها،عادت ها، و رفتار های انسان تعدیل و تغییر می یابد.کار روان درمانی در اصل، تصحیح یادگیری های نادرست گذشته است.روان درمانگر می کوشد افکار بیمار را اصلاح کند و او را وادارد که به خود و مردم و مشکلات خویش با دیدی واقع بینانه و درست بنگرد و به جای فرار از مشکلات با آنها مقابله کند و همچنین ، به جای ادامه دادن حالت درگیری روانی ، در جهت حل آنها بکوشد.
«إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ....»
« ...خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه خود را تغییر دهند....»
در میان تمام کتب های آسمانی که در طول تاریخ نازل شده اند، قرآن به نحوی بی نظیر موفق شد، تغییراتی بسیار موثر در شخصیت مسلمانان و جامعه ی اسلامی به وجود آورد و در مدت کوتاهی ، از مسلمانان افرادی با شخصیت انسانی کامل و متعادل و آرام بسازد که آنها توانستند با نیروی خارق العاده ی این تغییر ، دنیا را تکان دهند و مسیر تاریخ را دگرگون سازند.حال این سوال پیش می آید که قرآن چگونه توانست روان عرب ها را درمان کند و شخصیت آنها را تغییر دهد؟ این همان سوالی ست که می کوشیم به پاسخ آن دست یابیم.
1.توحید
ایمان به توحید نخستین گام برای ایجاد تغییرات بزرگ درشخصیت بود؛ زیرا ایمان، نیرویی عظیم و معنوی در انسان به وجود می آورد که نوع برداشت وی را از مفهوم ذات خود، مردم، زندگی و کل هستی را دچار تغییر می کند و اورا به مفهومی نو از زندگی و رسالت و مسوولیتش در آن، معتقد می سازد و قلبش را از محبت خداوند و رسول او و مردم اطرافش و به طور کلی بشریت مالامال می کند و نوعی احساس امنیت و آرامش را در او بر می انگیزد.
2. تقوا
مفهوم تقوا دربردارنده ی این معناست که انسان، بر انگیزه ها و تمایلات و خواسته های خود تسلط دارد و تنها در حدود شرع اجازه می دهد به ارضای آنها بپردازد. مفهوم تقوا به معنای سرکوب کردن انگیزه های فطری نیست، بلکه تنها به معنای مهار کردن آنها و ارضای شان در حدود اجازه ی شرع است.مفهوم تقوا دربردارنده ی این مطلب هم هست که انسان در کارهای خود همواره باید در جست و جوی حق، عدالت، امانت و راستی باشد و با مردم به خوبی رفتار کند و از تجاوز وستم بپرهیزد. تقوا به این معناست که انسان تمام کارهایی که به او محول شده است به نحو احسن انجام دهد؛ زیرا او در اعمال خود به خاطر کسب رضایت و ثواب الهی همواره به خداوند متعال نظر دارد و این موجب می شود انسان برای اینکه کارهای خود را همیشه به نحوی مطلوب انجام دهد، به بهبود ذات و رشد توانایی ها و اطلاعات خود بپردازد.تقوا به این معنا نیرویی ست که انسان را به سوی رفتار بهتر و برتر و رشد و ارتقای نفس، اجتناب از رفتار زشت و انحرافی و غیر انسانی راهنمایی میکند و رسیدن به این مرحله مستلزم جهاد با نفس و سیطره برخواسته ها و تمایلات آن است.به این ترتیب ، این انسان است که بر نفس خود مسلط می شود. بنابراین تقوا، یکی از عوامل اصلی رشد، تکامل و توازن شخصیت است و انسان را وا میدارد که نفس خود را رشد دهد و به عالی ترین مراحل کمال انسانی برساند.
ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا بپرهیزید و سخن حق و درست بگویید.تا خدا اعمال شما را اصلاح کند و گناهانتان را بیامرزد و هرکس اطاعت خدا و رسولش کند به رستگاری عظیمی نایل شده است.
3.عبادات
گرچه تغییر افکار گام نخست و ضروری برای تغییر شخصیت و رفتار فرد است، اما یادگیری رفتارهای جدید مستلزم ممارست طولانی است، یعنی برای تثبیت و استقرار در نفس نیاز به تمرین دارد.در روان درمانی، برای درمان بیمار، تنها کافی نیست که او به شناخت ماهیت مشکلات و تغییر افکار خود نسبت به آنها دست یابد، بلکه علاوه بر این کسب مهارت های جدید در زندگی توسط بیمار روانی و پیاده کردن تفکار جدید درباره ی خود و مردم در زمینه های تازه ضرورت دارد.به این ترتیب، او خود می بیند که رفتار جدیدش سبب موفقیت هایی در روابط انسانی وی شده، و تغییراتی روشن در رفتار دیگران نسبت به او به وجود آمده است. به این ترتیب با ممارست عملی رفتار های تازه ی ناشی از افکار جدید در زندگی و نتایج رضایت بخشی که این ممارست دارد، تغییر زیادی در شخصیت بیمار ایجاد می شود و او را با گام هایی سریع، به سوی درمان پیش می برد. قرآن برای پرورش شخصیت مردم و ایجاد تغییر در رفتار آنها، روش کار و ممارست عملی در زمینه ی افکار و عادات جدید رفتاری را که در نظردارد در نفوس آنها تحکیم بخشد، به کار گرفته است و خداوند به همین منظور عبادات مختلفی همچون نماز، روزه، زکات و حج را واجب کرده است.به عنوان مثال آرامسازی یکی از وسایل مورد استفاده ی برخی از روان درمانگران است برای درمان بیماری های روانی و انسان می تواند آن را از طریق تمرین بیاموزد.خواندن نماز، آن هم پنج نوبت در روز، خود بهترین برنامه ی تمرین آرامسازی است.و معمولا وقتی انسان کیفیت آرامسازی را یادبگیرد می تواند از تشنجات عصبی ناشی از فشار ها و گرفتاری های زندگی رها شود.رسول خدا به هنگام فرا رسیدن وقت نماز می فرمود:« ای بلال، مارا با نماز به آرامش وادار»
4.صبر
صبر به انسان می آموزد که در کار و بذل جهد برای تحقق اهداف عملی و علمی، استقامت ورزد؛ زیرا انسان برای دستیابی و تحقق بخشیدن به اکثر اهداف خود، چه در زمینه های زندگی عملی، اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و چه در زمینه های علمی، نیاز به صرف وقت و کوشش زیاد دارد. به همین دلیل ضرورت تلاش های پیگیر و مداوم و صبر در برابر رنج کار و تحقیق به عنوان یک خصلت مهم و لازم برای رسیدن به موفقیت و نحقق اهداف، چهره می نماید.میزان صبر و پشتکار در واقع به میزان نیروی اراده ی انسان بستگی دارد.بنابراین، انسان صابر، فردی ست برخوردار از اراده ای نیرومند که هرچند با مشکلاتت و موانع برخورد کند، عزمش سست نمی شود و همتش کاستی نمی پذیرد. انسان با نیروی اراده می تواند کار های بزرگی انجام دهد و به اهداف والایی، جامه ی تحقق بپوشاند.
«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ ۚ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ ۚ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ»
«... هرگاه بیست نفربا استقامت از شما باشند بر دویست نفر غلبه می کنند و اگر صد نفر باشندبر هزار نفر از کسانی که کافر شدند پیروز می گردند؛ چراکه آنها گروهی هستند که نمی فهمند.»
هرگاه انسان، صبر در برابر مشکلات زندگی و مصائب دنیا و اذیت و دشمنی مردم و نیز صبر و پشتکار در عبادت و طاعت خدا و مقاومت در برابر شهوات و انفعالهای نفسانی خود و پشتکار درکار و تولید را بیاموزد، انسانی با شخصیت رشد یافته ، متعادل، کمال یافته و تولید کننده و فعال خواهد بود، و چنین انسانی از نگرانی به دور است و در برابر اضطراب های روانی مصونیت خواهد داشت.
5.ذکر
مداومت مومن بر ذکر خدا از طریق تسبیح و تکبیر گفتن و استغفار و دعا و تلاوت قرآن، در واقع موجب تزکیه نفس و احساس امنیت و آرامش روانی وی می شود.اصولا مسلمان، هنگام ذکر خدا احساس می کند که به خدا نزدیک است و تحت حمایت و سرپرستی او قرار دارد و همین موجب برانگیخته شدن حس اعتماد به نفس، قدرت، آرامش و خوشبختی در او می شود.خدا می فرماید:
«فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي وَلَا تَكْفُرُونِ»
«به یاد من باشید تا به یاد شما باشم...»
از آنجا که ذکر خدا، در نفس انسان، امنیت و آرامش به وجود می آورد، بدون شک موجب درمان اضطرابی خواهد بود که هنگام احساس ناتوانی و تنهایی در برابر فشار ها و خطرهای زندگی به انسان دست می دهد.
6. توبه
احساس گناه در انسان سبب کمبود و اضطراب در انسان می شود و این احساس به بروز عوارض بیماری های روانی منجر می شود.قرآن روش توبه را که روشی بی نظیر و موفق برای درمان احساس گناه است، به ما ارائه می دهد؛ زیرا توبه یا بازگشت به سوی خدا، سبب آمرزش گناهان و تقویت امید انسان به جلب رضایت الهی است و به همین دلیل موجب کاهش شدت اضطراب انسان می شود. علاوه بر این، توبه غالبا انسان را به اصلاح و خوسازی وا می دارد و شخصیت او را طوری آماده می کند که بار دیگر در دام خطاها و گناهان گرفتار نشود و همین امر به انسان کمک می کند که ارزش خود را بیشتر بشناسد و اعتماد به نفس و رضایت، در وی افزایش یابد و این مسائل به نوبه ی خود به تثبیت احساس امنیت و آرامش روانی انسان منجر می شود.
«بگو ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید، از رحمت خدا نومید نشوید که خدا همه ی گناهان را می آمرزد، خداوند آمرزنده و مهربان است.»