مسابقه دانش‌دخت
اسلامیکال از تاریخ ۱۵ دی تا ۲۰ بهمن، میزبان یک همایه با موضوع زنان است. شما می‌توانید در مسابقه مقاله‌نویسی دانش‌دخت، شرکت کنید و با نگارش مقاله، از جوایز آن بهره‌مند باشید. اگر به موضوعات مربوط با زنان علاقه‌مندید، این فرصت را از دست ندهید. فهرستی از مقالات پیشنهادی جهت ایجاد یا ویرایش در اینجا وجود دارد.

کاربر:M.s.l/صفحه تمرین 1: تفاوت میان نسخه‌ها

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
= '''استدراج''' =
[[قرآن]] توانست به درمان روان اعراب بپردازد. روش هایی که قرآن به کار گرفت عبارت اند از :
[[پرونده:1905515.jpg|بندانگشتی|<ref>{{یادکرد وب|تاریخ=6 آذر 1394|وبگاه=خبرگزاری مهر|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2968344/%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C|عنوان=مقدمه ای در بررسی جایگاه قرآن در علوم انسانی|تاریخ بازبینی=7 آبان 1404}}</ref>]]


== '''معنای لغوی و اصطلاحی استدراج''' ==
1.تثبیت عقیده به [[توحید]]
[[استدراج]] در کنار مراحل هدایت و آزمایش عمومی انسان، از سنت های فراگیر الهی ومخصوص مردمان گمراه و سرکش است که در آن ، انسان به صورت تدریجی و غیر مستقیم، بر اساس اصرار بر گناه، به عذاب و هلاکت نزدیک میشود.


در این تعریف به سه عامل تدریج، حرکت و هلاکت پرداخته شده است؛ این سه شاخص از معنای لغوی واژه ی استدراج اختباص شده است
2.واجب کردن عبادات


استدراج از ریشه ی (د-ر-ج) و به معنای اندک اندک، گام برداشتن ، حرکت چیزی یا حرکت در ضمن چیزی ، در هم پیچیده شدن اشیا و مرگ و فنا است
3.تشویق انسان به آموزش [[صبر]]


در همه ی کاربردها معنای تدریج و نوعی حرکت صعودی یا نزولی وجود دارد.
4. تشویق به مداومت ذکر خدا


== '''مفهوم قرآنی استدراج''' ==
5.تشویق مسلمان به استغفار و [[توبه]]
[[مفهوم قرآنی استدراج]] گویا فرو رفتن  افراد به صورت تدریجی در مقصد و فرجامشان ، یا در هم پیچیده شدن زندگی و وجودشان بر اثر غفلت و فراموشی از یاد خدا است.


کسانی که از هدایت های تکوینی و تشریعی خداوند و آزمایش های گوناگون او برای هدایتشان اثر مثبت نمی پذیرند، سرانجام به کلی رها می شوند و حتی زمینه ها و امکانات سقوط و تنزلشان نیز مهیا می شودتا به فرجام شوم خویش نزدیک شده ، ناگاه به عذاب خدا گرفتار گردند.
== '''قرآن و روانشناسی''' ==
برای ایجاد تغییر در شخصیت و رفتار افراد ضروری است که ابتدا درباره ی تغییر افکار و گرایش های فکری آن ها اقدام شود؛ چرا که رفتار انسان به مقدار زیادی تحت تاثیر افکار و گرایش های او قرار دارد.به همین دلیل هدف اساسی روان درمانی، تغییر نوع تفکرات بیماران روانی درباره ی خودشان و مردم وزندگی و مشکلاتی است که قبلا از مقابله با آنها عاجز بودند و همین موجب اضطرابشان می شده است. اما بیمار روانی، با تغییر افکاری که در اثر درمان حاصل می کند، در برابر مشکلات و حل آنها توانا می شود و متوجه خواهد شد دلیل موجهی برای اضطراب شدیدش وجود نداشته است.


واژه ی استدراج تنها دوبار در قرآن آمده است . در سوره ی اعراف آیه ی 82و سوره ی قلم آیه ی 44 . علاوه برآن در قالب واژگان متعدد دیگری نیز به گستره ی وسیع معنایی آن اشاره شده است
اساسا یادگیری عملی ست که در جریان آن، افکار، گرایش ها،عادت ها، و رفتار های انسان تعدیل و تغییر می یابد.کار روان درمانی در اصل، تصحیح یادگیری های نادرست گذشته است.روان درمانگر می کوشد افکار بیمار را اصلاح  کند و او را وادارد که به خود و مردم و مشکلات خویش با دیدی واقع بینانه و درست بنگرد و به جای فرار از مشکلات با آنها مقابله کند و همچنین ، به جای ادامه دادن حالت درگیری روانی ، در جهت حل آنها بکوشد.


در واقع، مفهوم استدراج را باید  ذیل دو عنوان وسیع ((کفر)) و ((ایمان)) بررسی گردد.
«إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ....»


مفهوم مربوط به استدراج، گاه در مقایسه با افراد مبتلا به این سنت و گاه در مقایسه با خدا، در نقش فاعل استدراج، مطرح شده است .
« ...خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه خود را تغییر دهند....»


در واقع این مفاهیم ،گویا دو روی یک سکه اند که بخش اول آنها حالت ظاهری استدراج و بخش دیگر، حالت باطنی و واقعی آن را نشان می دهد.
در میان تمام کتب های آسمانی که در طول تاریخ نازل شده اند، قرآن به نحوی بی نظیر موفق شد، تغییراتی بسیار موثر در شخصیت [[مسلمان|مسلمانان]] و جامعه ی اسلامی به وجود آورد و در مدت کوتاهی ، از مسلمانان افرادی با شخصیت انسانی کامل و متعادل و آرام بسازد که آنها توانستند با نیروی خارق العاده ی این تغییر ، دنیا را تکان دهند و مسیر تاریخ را دگرگون سازند.حال این سوال پیش می آید که قرآن چگونه توانست روان عرب ها را درمان کند و شخصیت آنها را تغییر دهد؟ این همان سوالی ست که می کوشیم به پاسخ آن دست یابیم.


از طرف دیگر ، مراحل پیش از استدراج و مفاهیم همراه و ملازم آن در کنار فرجام استدراج ،به نحوی با استدراج پیوند داشته و زمینه ی اجرای آن را روشن می سازد.
=== 1.توحید ===
ایمان به [[توحید]] نخستین گام برای ایجاد تغییرات بزرگ درشخصیت بود؛ زیرا ایمان، نیرویی عظیم و معنوی در انسان به وجود می آورد که نوع برداشت وی را از مفهوم ذات خود، مردم، زندگی و کل هستی را دچار تغییر می کند و اورا به مفهومی نو از زندگی و رسالت و مسوولیتش در آن، معتقد می سازد و قلبش را از محبت خداوند و رسول او و مردم اطرافش و به طور کلی بشریت مالامال می کند و نوعی احساس امنیت و آرامش را در او بر می انگیزد.  


== '''اثر استدراج بر زندگی انسان''' ==
=== 2. تقوا ===
مفهوم [[تقوا]] دربردارنده ی این معناست که انسان، بر انگیزه ها و تمایلات و خواسته های خود تسلط دارد و تنها در حدود شرع اجازه می دهد به ارضای آنها بپردازد. مفهوم تقوا به معنای سرکوب کردن انگیزه های فطری نیست، بلکه تنها به معنای مهار کردن آنها و ارضای شان در حدود اجازه ی شرع است.مفهوم تقوا دربردارنده ی این مطلب هم هست که انسان در کارهای خود همواره باید در جست و جوی حق، عدالت، امانت و راستی باشد و با مردم به خوبی  رفتار کند و از تجاوز وستم بپرهیزد. تقوا به این معناست که انسان تمام کارهایی که به او محول شده است به نحو احسن انجام دهد؛ زیرا او در اعمال خود به خاطر کسب رضایت و ثواب الهی همواره به خداوند متعال نظر دارد و این موجب می شود انسان برای اینکه کارهای خود را همیشه به نحوی مطلوب انجام دهد، به بهبود ذات و رشد توانایی ها و اطلاعات خود بپردازد.تقوا به این معنا نیرویی ست که انسان را به سوی رفتار بهتر و برتر و رشد و ارتقای نفس، اجتناب از رفتار زشت و انحرافی و غیر انسانی راهنمایی میکند و رسیدن به این مرحله مستلزم جهاد با نفس و سیطره برخواسته ها و تمایلات آن است.به این ترتیب ، این انسان است که بر نفس خود مسلط می شود. بنابراین تقوا، یکی از عوامل اصلی رشد، تکامل و توازن [[شخصیت و حقوق زن در اسلام|شخصیت]] است و انسان را وا میدارد که نفس خود را رشد دهد و به عالی ترین مراحل کمال انسانی برساند.


[[سوره احزاب|«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَيَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ۚ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ»]]


زندگی در استدراج ظاهرا موفقیت آمیز بوده و همراه با بهره مندی از لذت های زندگی است.
ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا بپرهیزید و سخن حق و درست بگویید.تا خدا اعمال شما را اصلاح کند و گناهانتان را بیامرزد و هرکس اطاعت خدا و رسولش کند به رستگاری عظیمی نایل شده است.


خدا در شرح حال مبتلایان به استدراج می فرماید: (( آنان می پندارند که فزونی نعمت ها، ثروت ها، و فرزندانشان ، گشودن در های خیرات به روی آنهاست؛ این گونه نیست ،
=== 3.عبادات ===
گرچه تغییر افکار گام نخست و ضروری برای تغییر شخصیت و رفتار فرد است، اما یادگیری رفتارهای جدید مستلزم ممارست طولانی است، یعنی برای تثبیت و استقرار در [[هوای نفس|نفس]] نیاز به تمرین دارد.در روان درمانی، برای درمان بیمار، تنها کافی نیست که او به شناخت ماهیت مشکلات و تغییر افکار خود نسبت به آنها دست یابد، بلکه علاوه بر این کسب مهارت های جدید در زندگی توسط بیمار روانی و پیاده کردن تفکار جدید درباره ی خود و مردم در زمینه های تازه ضرورت دارد.به این ترتیب، او خود می بیند که رفتار جدیدش سبب موفقیت هایی در روابط انسانی وی شده، و تغییراتی روشن در رفتار دیگران نسبت به او به وجود آمده است. به این ترتیب با ممارست عملی رفتار های تازه ی ناشی از افکار جدید در زندگی و نتایج رضایت بخشی که این ممارست دارد، تغییر زیادی در شخصیت بیمار ایجاد می شود و او را با گام هایی سریع، به سوی درمان پیش می برد. قرآن برای پرورش شخصیت مردم و ایجاد تغییر در رفتار آنها، روش کار و ممارست عملی در زمینه ی افکار و عادات جدید رفتاری را که در نظردارد در نفوس آنها تحکیم بخشد، به کار گرفته است و خداوند به همین منظور عبادات مختلفی همچون نماز، روزه، زکات و حج را واجب کرده است.به عنوان مثال آرامسازی یکی از وسایل مورد استفاده ی برخی از روان درمانگران است برای درمان بیماری های روانی و انسان می تواند آن را از طریق تمرین بیاموزد.خواندن [[نماز یومیه|نماز]]، آن هم پنج نوبت در روز، خود بهترین برنامه ی  تمرین آرامسازی است.و معمولا وقتی انسان کیفیت آرامسازی را یادبگیرد می تواند از تشنجات عصبی ناشی از فشار ها و گرفتاری های زندگی رها شود.رسول خدا به هنگام فرا رسیدن وقت نماز می فرمود:« ای [[بلال حبشی|بلال]]، مارا با نماز به آرامش وادار»


بلکه آنها واقعیت این نعمت ها را نمی فهمند))
=== 4.صبر ===
[https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=42609 صبر] به انسان می آموزد که در کار و بذل جهد برای تحقق اهداف عملی و علمی، استقامت ورزد؛ زیرا انسان برای دستیابی و تحقق بخشیدن به اکثر اهداف خود، چه در زمینه های زندگی عملی، اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و چه در زمینه های علمی، نیاز به صرف وقت و کوشش زیاد دارد. به همین دلیل ضرورت تلاش های پیگیر و مداوم و صبر در برابر رنج کار و تحقیق به عنوان یک خصلت مهم و لازم برای رسیدن به موفقیت و نحقق اهداف، چهره می نماید.میزان صبر و پشتکار در واقع به میزان نیروی اراده ی انسان بستگی دارد.بنابراین، انسان صابر، فردی ست برخوردار از اراده ای نیرومند که هرچند با مشکلاتت و موانع برخورد کند، عزمش سست نمی شود و همتش کاستی نمی پذیرد. انسان با نیروی اراده می تواند کار های بزرگی انجام دهد و به اهداف والایی، جامه ی تحقق بپوشاند.


در قرآن ، در [[سوره بقره|سوره ی بقره]] و آیه 15 از این فرآیند به ((یاری رساندن و رها سازی در وادی سرگردانی و طغیان )) یاد شده است
«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ ۚ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ ۚ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ»


خدا در [[آیه ۱۳۱ سوره طه|سوره طه]] و در آیه 131در مقام دلداری به پیامبر خویش، از هدف نزول نعمت های خود بر گمراهان پرده بر میدارد:
«... هرگاه بیست نفربا استقامت از شما باشند بر دویست نفر غلبه می کنند و اگر صد نفر باشندبر هزار نفر از کسانی که کافر شدند پیروز می گردند؛ چراکه آنها گروهی هستند که نمی فهمند.»


هرگز چشمانت را به نعمت های مادی ای که به گروهی از مخالفانت داده ایم ، خیره مساز که آنها جز شکوفه هایی زودگذر برای آزمودن آنها نیست و بدان که نعمت معنوی پروردگارت نیکوتر و پایدار تر است.
هرگاه انسان، صبر در برابر مشکلات زندگی و مصائب دنیا و اذیت و دشمنی مردم و نیز صبر و پشتکار در عبادت و طاعت خدا و مقاومت در برابر شهوات و انفعالهای نفسانی خود و پشتکار درکار و تولید را بیاموزد، انسانی با شخصیت رشد یافته ، متعادل، کمال یافته و تولید کننده و فعال خواهد بود، و چنین انسانی از نگرانی به دور است و در برابر اضطراب های روانی مصونیت خواهد داشت.


خدا در [[سوره فرقان|سوره ی فرقان]] ، آیه ی 18 میفرماید:((آنان و پدرانشان را از نعمت ها برخوردار کردی تا یاد تورا فراموش کردند، و هلاک شدند))
=== 5.ذکر ===
مداومت مومن بر ذکر خدا از طریق تسبیح و [[تکبیر]] گفتن و استغفار و دعا و تلاوت قرآن، در واقع موجب تزکیه نفس و احساس امنیت و آرامش روانی وی می شود.اصولا مسلمان، هنگام ذکر خدا احساس می کند که به خدا نزدیک است و تحت حمایت و سرپرستی او قرار دارد و همین موجب برانگیخته شدن حس اعتماد به نفس، قدرت، آرامش و خوشبختی در او می شود.خدا می فرماید:


ظاهر نیکوی استدراج سبب می شود تا انسان اعمالش را نیکو شمرده و از اصلاح خود غافل شود.
[[سوره بقره|«فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي وَلَا تَكْفُرُونِ»]]


در [[سوره کهف|سوره ی کهف]] آیه ی 103 و 104 آمده است:{ آیا شما را از زیان کار ترین آدمیان خبر ندهم؟ آنان کسانی اند که تلاششان در زندگانی دنیا بیهوده بوده و در عین حال، خود را موفق و درستکار می پندارند }<ref name=":0">{{یادکرد کتاب|عنوان=استدراج ، سقوط گام به گام|سال=1386|نام خانوادگی=مرکز فرهنگ و معارف قرآن|ناشر=بوستان کتاب}}</ref>
«به یاد من باشید تا به یاد شما باشم...»


== '''استدراج در نظر متکلمان مسلمان''' ==
از آنجا که ذکر خدا، در نفس انسان، امنیت و آرامش به وجود می آورد، بدون شک موجب درمان اضطرابی خواهد بود که هنگام احساس ناتوانی  و تنهایی در برابر فشار ها و خطرهای زندگی به انسان دست می دهد.


=== 6. توبه ===
احساس گناه در انسان سبب کمبود و اضطراب در انسان می شود و این احساس به بروز عوارض بیماری های روانی منجر می شود.قرآن روش توبه را که روشی بی نظیر و موفق برای درمان احساس گناه است، به ما ارائه می دهد؛ زیرا توبه یا بازگشت به سوی خدا، سبب آمرزش گناهان و تقویت امید انسان به جلب رضایت الهی است و به همین دلیل موجب کاهش شدت اضطراب انسان می شود. علاوه بر این، توبه غالبا انسان را به اصلاح و خوسازی وا می دارد و شخصیت او را طوری آماده می کند که بار دیگر در دام خطاها و گناهان گرفتار  نشود و همین امر به انسان کمک می کند که ارزش خود را بیشتر بشناسد و اعتماد به نفس و رضایت، در وی افزایش یابد و این مسائل به نوبه ی خود به تثبیت احساس امنیت و آرامش روانی انسان منجر می شود.


متکلّمان مسلمان، استدراج را در دو معنا به کار برده ‌اند:
[[سوره زمر|«قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ»]]


الف. امور و کارهاى شگفت و فوق‌العاده‌اى که از کسانى مانند مرتاضان‌ و راهبان سرمى‌زند؛
«بگو ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید، از رحمت خدا نومید نشوید که خدا همه ی گناهان را می آمرزد، خداوند آمرزنده و مهربان است.»


ب. مهلتى که خدا به بندگان گناهکارش مى‌دهد، چون مى‌خواهد آنان را نگونبخت کند، خواسته‌هاى دنیایى‌شان را برمى‌آورد و بنده بى آنکه خود بداند، اندک اندک از رحمت خدا دور مى‌شود و
== '''منابع''' ==
 
به کیفر او نزدیک می شود<ref name=":1">{{یادکرد وب|تاریخ=17 آذر 1403|وبگاه=سایت راسخون|نشانی=https://rasekhoon.net/article/show/1644817|عنوان=سنت استدراج، نزدیک شدن تدریجی به عذاب الهی|تاریخ بازبینی=7 آبان 1404}}</ref>
 
{{قرآن}}


== '''منابع''' ==
[[رده:روان‌درمانی]]
<references />
[[رده:سوره بقره]]
[[رده:سوره طه]]
[[رده:مفاهیم اسلامی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۳۲

قرآن توانست به درمان روان اعراب بپردازد. روش هایی که قرآن به کار گرفت عبارت اند از :

1.تثبیت عقیده به توحید

2.واجب کردن عبادات

3.تشویق انسان به آموزش صبر

4. تشویق به مداومت ذکر خدا

5.تشویق مسلمان به استغفار و توبه

قرآن و روانشناسی

برای ایجاد تغییر در شخصیت و رفتار افراد ضروری است که ابتدا درباره ی تغییر افکار و گرایش های فکری آن ها اقدام شود؛ چرا که رفتار انسان به مقدار زیادی تحت تاثیر افکار و گرایش های او قرار دارد.به همین دلیل هدف اساسی روان درمانی، تغییر نوع تفکرات بیماران روانی درباره ی خودشان و مردم وزندگی و مشکلاتی است که قبلا از مقابله با آنها عاجز بودند و همین موجب اضطرابشان می شده است. اما بیمار روانی، با تغییر افکاری که در اثر درمان حاصل می کند، در برابر مشکلات و حل آنها توانا می شود و متوجه خواهد شد دلیل موجهی برای اضطراب شدیدش وجود نداشته است.

اساسا یادگیری عملی ست که در جریان آن، افکار، گرایش ها،عادت ها، و رفتار های انسان تعدیل و تغییر می یابد.کار روان درمانی در اصل، تصحیح یادگیری های نادرست گذشته است.روان درمانگر می کوشد افکار بیمار را اصلاح کند و او را وادارد که به خود و مردم و مشکلات خویش با دیدی واقع بینانه و درست بنگرد و به جای فرار از مشکلات با آنها مقابله کند و همچنین ، به جای ادامه دادن حالت درگیری روانی ، در جهت حل آنها بکوشد.

«إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ....»

« ...خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه خود را تغییر دهند....»

در میان تمام کتب های آسمانی که در طول تاریخ نازل شده اند، قرآن به نحوی بی نظیر موفق شد، تغییراتی بسیار موثر در شخصیت مسلمانان و جامعه ی اسلامی به وجود آورد و در مدت کوتاهی ، از مسلمانان افرادی با شخصیت انسانی کامل و متعادل و آرام بسازد که آنها توانستند با نیروی خارق العاده ی این تغییر ، دنیا را تکان دهند و مسیر تاریخ را دگرگون سازند.حال این سوال پیش می آید که قرآن چگونه توانست روان عرب ها را درمان کند و شخصیت آنها را تغییر دهد؟ این همان سوالی ست که می کوشیم به پاسخ آن دست یابیم.

1.توحید

ایمان به توحید نخستین گام برای ایجاد تغییرات بزرگ درشخصیت بود؛ زیرا ایمان، نیرویی عظیم و معنوی در انسان به وجود می آورد که نوع برداشت وی را از مفهوم ذات خود، مردم، زندگی و کل هستی را دچار تغییر می کند و اورا به مفهومی نو از زندگی و رسالت و مسوولیتش در آن، معتقد می سازد و قلبش را از محبت خداوند و رسول او و مردم اطرافش و به طور کلی بشریت مالامال می کند و نوعی احساس امنیت و آرامش را در او بر می انگیزد.

2. تقوا

مفهوم تقوا دربردارنده ی این معناست که انسان، بر انگیزه ها و تمایلات و خواسته های خود تسلط دارد و تنها در حدود شرع اجازه می دهد به ارضای آنها بپردازد. مفهوم تقوا به معنای سرکوب کردن انگیزه های فطری نیست، بلکه تنها به معنای مهار کردن آنها و ارضای شان در حدود اجازه ی شرع است.مفهوم تقوا دربردارنده ی این مطلب هم هست که انسان در کارهای خود همواره باید در جست و جوی حق، عدالت، امانت و راستی باشد و با مردم به خوبی  رفتار کند و از تجاوز وستم بپرهیزد. تقوا به این معناست که انسان تمام کارهایی که به او محول شده است به نحو احسن انجام دهد؛ زیرا او در اعمال خود به خاطر کسب رضایت و ثواب الهی همواره به خداوند متعال نظر دارد و این موجب می شود انسان برای اینکه کارهای خود را همیشه به نحوی مطلوب انجام دهد، به بهبود ذات و رشد توانایی ها و اطلاعات خود بپردازد.تقوا به این معنا نیرویی ست که انسان را به سوی رفتار بهتر و برتر و رشد و ارتقای نفس، اجتناب از رفتار زشت و انحرافی و غیر انسانی راهنمایی میکند و رسیدن به این مرحله مستلزم جهاد با نفس و سیطره برخواسته ها و تمایلات آن است.به این ترتیب ، این انسان است که بر نفس خود مسلط می شود. بنابراین تقوا، یکی از عوامل اصلی رشد، تکامل و توازن شخصیت است و انسان را وا میدارد که نفس خود را رشد دهد و به عالی ترین مراحل کمال انسانی برساند.

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَيَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ۚ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ»

ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا بپرهیزید و سخن حق و درست بگویید.تا خدا اعمال شما را اصلاح کند و گناهانتان را بیامرزد و هرکس اطاعت خدا و رسولش کند به رستگاری عظیمی نایل شده است.

3.عبادات

گرچه تغییر افکار گام نخست و ضروری برای تغییر شخصیت و رفتار فرد است، اما یادگیری رفتارهای جدید مستلزم ممارست طولانی است، یعنی برای تثبیت و استقرار در نفس نیاز به تمرین دارد.در روان درمانی، برای درمان بیمار، تنها کافی نیست که او به شناخت ماهیت مشکلات و تغییر افکار خود نسبت به آنها دست یابد، بلکه علاوه بر این کسب مهارت های جدید در زندگی توسط بیمار روانی و پیاده کردن تفکار جدید درباره ی خود و مردم در زمینه های تازه ضرورت دارد.به این ترتیب، او خود می بیند که رفتار جدیدش سبب موفقیت هایی در روابط انسانی وی شده، و تغییراتی روشن در رفتار دیگران نسبت به او به وجود آمده است. به این ترتیب با ممارست عملی رفتار های تازه ی ناشی از افکار جدید در زندگی و نتایج رضایت بخشی که این ممارست دارد، تغییر زیادی در شخصیت بیمار ایجاد می شود و او را با گام هایی سریع، به سوی درمان پیش می برد. قرآن برای پرورش شخصیت مردم و ایجاد تغییر در رفتار آنها، روش کار و ممارست عملی در زمینه ی افکار و عادات جدید رفتاری را که در نظردارد در نفوس آنها تحکیم بخشد، به کار گرفته است و خداوند به همین منظور عبادات مختلفی همچون نماز، روزه، زکات و حج را واجب کرده است.به عنوان مثال آرامسازی یکی از وسایل مورد استفاده ی برخی از روان درمانگران است برای درمان بیماری های روانی و انسان می تواند آن را از طریق تمرین بیاموزد.خواندن نماز، آن هم پنج نوبت در روز، خود بهترین برنامه ی  تمرین آرامسازی است.و معمولا وقتی انسان کیفیت آرامسازی را یادبگیرد می تواند از تشنجات عصبی ناشی از فشار ها و گرفتاری های زندگی رها شود.رسول خدا به هنگام فرا رسیدن وقت نماز می فرمود:« ای بلال، مارا با نماز به آرامش وادار»

4.صبر

صبر به انسان می آموزد که در کار و بذل جهد برای تحقق اهداف عملی و علمی، استقامت ورزد؛ زیرا انسان برای دستیابی و تحقق بخشیدن به اکثر اهداف خود، چه در زمینه های زندگی عملی، اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و چه در زمینه های علمی، نیاز به صرف وقت و کوشش زیاد دارد. به همین دلیل ضرورت تلاش های پیگیر و مداوم و صبر در برابر رنج کار و تحقیق به عنوان یک خصلت مهم و لازم برای رسیدن به موفقیت و نحقق اهداف، چهره می نماید.میزان صبر و پشتکار در واقع به میزان نیروی اراده ی انسان بستگی دارد.بنابراین، انسان صابر، فردی ست برخوردار از اراده ای نیرومند که هرچند با مشکلاتت و موانع برخورد کند، عزمش سست نمی شود و همتش کاستی نمی پذیرد. انسان با نیروی اراده می تواند کار های بزرگی انجام دهد و به اهداف والایی، جامه ی تحقق بپوشاند.

«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ ۚ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ ۚ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ»

«... هرگاه بیست نفربا استقامت از شما باشند بر دویست نفر غلبه می کنند و اگر صد نفر باشندبر هزار نفر از کسانی که کافر شدند پیروز می گردند؛ چراکه آنها گروهی هستند که نمی فهمند.»

هرگاه انسان، صبر در برابر مشکلات زندگی و مصائب دنیا و اذیت و دشمنی مردم و نیز صبر و پشتکار در عبادت و طاعت خدا و مقاومت در برابر شهوات و انفعالهای نفسانی خود و پشتکار درکار و تولید را بیاموزد، انسانی با شخصیت رشد یافته ، متعادل، کمال یافته و تولید کننده و فعال خواهد بود، و چنین انسانی از نگرانی به دور است و در برابر اضطراب های روانی مصونیت خواهد داشت.

5.ذکر

مداومت مومن بر ذکر خدا از طریق تسبیح و تکبیر گفتن و استغفار و دعا و تلاوت قرآن، در واقع موجب تزکیه نفس و احساس امنیت و آرامش روانی وی می شود.اصولا مسلمان، هنگام ذکر خدا احساس می کند که به خدا نزدیک است و تحت حمایت و سرپرستی او قرار دارد و همین موجب برانگیخته شدن حس اعتماد به نفس، قدرت، آرامش و خوشبختی در او می شود.خدا می فرماید:

«فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي وَلَا تَكْفُرُونِ»

«به یاد من باشید تا به یاد شما باشم...»

از آنجا که ذکر خدا، در نفس انسان، امنیت و آرامش به وجود می آورد، بدون شک موجب درمان اضطرابی خواهد بود که هنگام احساس ناتوانی و تنهایی در برابر فشار ها و خطرهای زندگی به انسان دست می دهد.

6. توبه

احساس گناه در انسان سبب کمبود و اضطراب در انسان می شود و این احساس به بروز عوارض بیماری های روانی منجر می شود.قرآن روش توبه را که روشی بی نظیر و موفق برای درمان احساس گناه است، به ما ارائه می دهد؛ زیرا توبه یا بازگشت به سوی خدا، سبب آمرزش گناهان و تقویت امید انسان به جلب رضایت الهی است و به همین دلیل موجب کاهش شدت اضطراب انسان می شود. علاوه بر این، توبه غالبا انسان را به اصلاح و خوسازی وا می دارد و شخصیت او را طوری آماده می کند که بار دیگر در دام خطاها و گناهان گرفتار  نشود و همین امر به انسان کمک می کند که ارزش خود را بیشتر بشناسد و اعتماد به نفس و رضایت، در وی افزایش یابد و این مسائل به نوبه ی خود به تثبیت احساس امنیت و آرامش روانی انسان منجر می شود.

«قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ»

«بگو ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید، از رحمت خدا نومید نشوید که خدا همه ی گناهان را می آمرزد، خداوند آمرزنده و مهربان است.»

منابع