کاربر:Haghighat/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «= مصلح جهانی = == ضرورت اعتقاد به مهدی موعود == موضوع موعود یا مصلح جهانی،نظریه ای نیست که در طول زمان در اذهان به وجود آمده باشد و ایده ای برای تسکین دردها و دلداری انسان های ستمدیده باشد. بلکه این موضوع هویت شیعه است که با توجه به آیات قرآن و روای...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
= مصلح جهانی =
= بهائیت در ایران =
 
بهائيان دو دسته‌اند: دسته‌اي از آنها انسان‌هاي فريب‌خورده و ناآگاهند كه به دام افتاده و غافلند؛ بهائيت يا به صورت موروثي به آنان رسيده و يا به علت عدم دانش كافي از دين و ديانت، در دام آن افتاده و بهائيت را به عنوان ديني فرستاده شده از سوي خدا پذيرفته‌اند و بدون كوچك‌ترين دليل قانع‌كننده‌اي ادعاي اربابان بهائيت را پذيرفته‌اند. دسته دوم كساني‌اند كه در رأس تشكيلات بهائي قرار دارند و از سياسي بودن فرقه اطلاع دارند، ولي به خاطر حفظ منافع، اعتراف نمي‌كنند.[11]
== ضرورت اعتقاد به مهدی موعود ==
موضوع موعود یا مصلح جهانی،نظریه ای نیست که در طول زمان در اذهان به وجود آمده باشد و ایده ای برای تسکین دردها و دلداری انسان های ستمدیده باشد. بلکه این موضوع هویت شیعه است که با توجه به آیات قرآن و روایات امامان شیعه می توان به ضرورت آن پی برد.اعتقاد بنیان اصلی زندگی است و اگر انسان داراد اعتقاد محکم باشد،در صحنه زندگی و در میدان عمل دچار لغزش نخواهد شد.
 
شیعه و سنی از پیامبر اسلام نقل کرده اند:«من مات و لم یعرف امام زمانه،مات میتةجاهلیة»ـ[شیخ صدوق،کمال الدین و تمام النعمة].یعنی هر کس بمیرد در حالی که امام زمان خود را نشناخته باشد به مرگ جاهلیت مرده است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=نگین آفرینش،درسنامه دوره مقدماتی معارف مهدویت|نام=محمدمهدی|نام خانوادگی=حائری پور|نام۲=مهدی|نام خانوادگی۲=یوسفیان|نام۳=محمدامین|نام خانوادگی۳=بالادستیان}}</ref>

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۰ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۳۷

بهائیت در ایران

بهائيان دو دسته‌اند: دسته‌اي از آنها انسان‌هاي فريب‌خورده و ناآگاهند كه به دام افتاده و غافلند؛ بهائيت يا به صورت موروثي به آنان رسيده و يا به علت عدم دانش كافي از دين و ديانت، در دام آن افتاده و بهائيت را به عنوان ديني فرستاده شده از سوي خدا پذيرفته‌اند و بدون كوچك‌ترين دليل قانع‌كننده‌اي ادعاي اربابان بهائيت را پذيرفته‌اند. دسته دوم كساني‌اند كه در رأس تشكيلات بهائي قرار دارند و از سياسي بودن فرقه اطلاع دارند، ولي به خاطر حفظ منافع، اعتراف نمي‌كنند.[11]