دین: تفاوت میان نسخه‌ها

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (Abshar صفحهٔ دین را به کاربر:Abshar/صفحه تمرین منتقل کرد: غلط املایی در عنوان: واگردانی)
(ابرابزار)
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[دین الهی|دین]] واژه ای است [[زبان عربی|عربی]] که در لغت به معنای اطاعت جزا و… آمده و اصطلاحاً به معنای [[اعتقاد]] به [[آفریننده]] ای برای جهان و انسان و دستورات علمی متناسب با این عقاید است<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=دین چیست ؟|نام=محمدتقی|نام خانوادگی=مصباح یزدی|ناشر=مؤسسه انتشارات امیر کبیر. شرکت چاپ و نشر بین‌الملل|جلد=1|صفحه=25}}</ref>
[[دین الهی|دین]] به معنای [[اعتقاد]] به [[آفریننده|آفریننده‌ای]] برای جهان و انسان و دستورات علمی متناسب با این عقاید است.
 
== واژه‌شناسی ==
[[دین الهی|دین]] واژه‌ای است [[زبان عربی|عربی]] که در لغت به معنای اطاعت جزا و… آمده و اصطلاحاً به معنای [[اعتقاد]] به [[آفریننده]] ای برای جهان و انسان و دستورات علمی متناسب با این عقاید است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=دین چیست ؟|نام=محمدتقی|نام خانوادگی=مصباح یزدی|ناشر=مؤسسه انتشارات امیر کبیر. شرکت چاپ و نشر بین‌الملل|جلد=1|صفحه=25}}</ref>
 
== منشأ دین ==
مسئله منشأ دین از مباحث مهم در [[فلسفه دین]] و مطالعات [[دین‌پژوهی]] به‌شمار می‌رود. در این باره معمولاً دو پرسش اساسی مطرح می‌شود: نخست اینکه دین از کجا سرچشمه گرفته است و دوم اینکه علت گرایش انسان به دین چیست.<ref>{{پک|خطیبی کوشکک|۱۳۸۶|ک=فرهنگ شیعه|ص=۴۳۰-۴۳۳}}</ref>
 
بر اساس دیدگاه اسلامی، دین پدیده‌ای برخاسته از اراده الهی و حاصل [[وحی]] است. در این نگرش، خداوند انسان را برای رسیدن به کمال آفریده و راه دستیابی به این کمال را از طریق هدایت دینی در اختیار او قرار داده است. از این رو منشأ دین در نهایت به خداوند بازمی‌گردد که حقایق دینی را از طریق پیامبران به انسان ابلاغ می‌کند.<ref>{{پک|خطیبی کوشکک|۱۳۸۶|ک=فرهنگ شیعه|ص=۴۳۰-۴۳۳}}</ref>
 
در تبیین علت دین‌گرایی انسان نیز دو بعد مورد توجه قرار گرفته است. در بعد اعتقادی، متون اسلامی گرایش به دین را برخاسته از [[فطرت]] و [[عقل]] انسان می‌دانند. در بعد عملی نیز انسان در اعمال دینی در پی جلب رضایت خداوند و دستیابی به سعادت است. بر این اساس، عوامل روانی، اقتصادی یا اجتماعی علت اصلی دین‌داری انسان شمرده نمی‌شوند، بلکه در بهترین حالت زمینه‌هایی برای بروز این گرایش به‌شمار می‌آیند.<ref>{{پک|خطیبی کوشکک|۱۳۸۶|ک=فرهنگ شیعه|ص=۴۳۰-۴۳۳}}</ref>
 
در کنار دیدگاه اسلامی، نظریه‌های دیگری نیز دربارهٔ منشأ دین مطرح شده است که مهم‌ترین آنها دیدگاه‌های جامعه‌شناختی، روان‌شناختی و اقتصادی هستند.<ref>{{پک|خطیبی کوشکک|۱۳۸۶|ک=فرهنگ شیعه|ص=۴۳۰-۴۳۳}}</ref>
 
=== دیدگاه جامعه‌شناختی ===
بر اساس دیدگاه جامعه‌شناختی، منشأ دین را باید در ساختار اجتماعی جوامع جست‌وجو کرد. برخی از نظریه‌پردازان این حوزه، ریشه ادیان را در باورهای توتمی اقوام ابتدایی دانسته‌اند و معتقدند تقدیس توتم در واقع نمادی از تقدیس جامعه و «روح جمعی» است. با این حال این نظریه با نقدهایی روبه‌رو شده است؛ از جمله اینکه تعمیم باورهای یک قبیله خاص به همه ادیان قابل دفاع نیست و نیز در بسیاری موارد باورهای دینی حتی در برابر فشارهای اجتماعی نیز پایدار می‌مانند.<ref>{{پک|خطیبی کوشکک|۱۳۸۶|ک=فرهنگ شیعه|ص=۴۳۰-۴۳۳}}</ref>
 
=== دیدگاه روان‌شناختی ===
برخی نظریه‌های روان‌شناختی دین را حاصل هیجان‌ها و تعارض‌های درونی انسان می‌دانند. در این دیدگاه، عواملی مانند ترس انسان در برابر نیروهای طبیعی یا باور به تداوم حمایت پدر پس از مرگ به شکل‌گیری باورهای دینی انجامیده است. در برابر این دیدگاه نیز نقدهایی مطرح شده است؛ از جمله اینکه تجربه‌های انسانی در برابر پدیده‌های طبیعی همواره با ترس همراه نیست و گاه موجب شجاعت و پایداری انسان می‌شود. افزون بر این، حتی اگر انگیزه‌های روانی در گرایش به دین نقش داشته باشند، نمی‌توان از آن نتیجه گرفت که آموزه‌های دینی فاقد حقیقت‌اند.<ref>{{پک|خطیبی کوشکک|۱۳۸۶|ک=فرهنگ شیعه|ص=۴۳۰-۴۳۳}}</ref>
 
=== دیدگاه اقتصادی ===
بر اساس دیدگاه اقتصادی که بیشتر با نظریات [[مارکسیسم]] پیوند دارد، دین محصول شرایط اقتصادی و تضادهای طبقاتی جامعه دانسته می‌شود. طبق این نظریه، دین بازتابی از وضعیت اقتصادی و نوعی پیامد از خودبیگانگی انسان در ساختارهای اجتماعی است. در نقد این دیدگاه گفته شده است که بسیاری از تعالیم دینی، به‌ویژه در اسلام، در حمایت از طبقات محروم و مقابله با ستم اقتصادی شکل گرفته‌اند و تجربه تاریخی نیز نشان داده است که حذف دین لزوماً به برقراری عدالت اجتماعی منجر نمی‌شود.<ref>{{پک|خطیبی کوشکک|۱۳۸۶|ک=فرهنگ شیعه|ص=۴۳۰-۴۳۳}}</ref>


== اصول مشترک ادیان الهی ==
== اصول مشترک ادیان الهی ==
[[ادیان]] [[توحیدی]] دارای سه اصل کلی مشترک می‌باشند
[[ادیان]] [[توحیدی]] دارای سه اصل کلی مشترک می‌باشند
# اعتقاد به خدای یگانه
# اعتقاد به خدای یگانه
# اعتقاد به زندگی ابدی برای هر فردی در عالم [[آخرت]] ودریافت پاداش و کیفر اعمالی که در این جهان انجام داده است
# اعتقاد به زندگی ابدی برای هر فردی در عالم [[آخرت]] ودریافت پاداش و کیفر اعمالی که در این جهان انجام داده است
خط ۹: خط ۲۹:


== اصول و فروع دین ==
== اصول و فروع دین ==
هر دینی حداقل از دو بخش تشکیل می‌شود، [[عقیده]] یا [[عقاید اسلامی|عقاید]]<nowiki/>ی که حکم پایه و اساس و ریشه آن را دارد. همچنین دستورات عملی که متناسب با آن پایه یا پایه‌های عقیدتی و برخاسته از آنها باشد. بنابراین کاملاً بجاست که بخش عقاید در هر دینی [[اصول دین|اصول]] و بخش [[احکام]] عملی [[فروع]] آن دین نامیده شود چنان‌که دانشمندان اسلامی این دو اصطلاح را در مورد عقاید و [[احکام اسلامی]] به کار برده‌اند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=دین چیست|نام=محمد تقی|نام خانوادگی=مصباح یزدی|ناشر=مؤسسه انتشارات امیر کبیر. شرکت چاپ و نشر بین‌الملل|جلد=1|صفحه=22}}</ref>
هر دینی حداقل از دو بخش تشکیل می‌شود، [[عقیده]] یا [[عقاید اسلامی|عقاید]]<nowiki/>ی که حکم پایه و اساس و ریشه آن را دارد. همچنین دستورات عملی که متناسب با آن پایه یا پایه‌های عقیدتی و برخاسته از آنها باشد؛ بنابراین کاملاً بجاست که بخش عقاید در هر دینی [[اصول دین|اصول]] و بخش [[احکام]] عملی [[فروع]] آن دین نامیده شود چنان‌که دانشمندان اسلامی این دو اصطلاح را در مورد عقاید و [[احکام اسلامی]] به کار برده‌اند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=دین چیست|نام=محمد تقی|نام خانوادگی=مصباح یزدی|ناشر=مؤسسه انتشارات امیر کبیر. شرکت چاپ و نشر بین‌الملل|جلد=1|صفحه=22}}</ref>
 
واژه [[اصول دین]] را می‌توان به دو معنای عام و خاص به کار برد اصطلاح عام آن در برابر [[فروع دین]] و بخش احکام به کار می‌رود و شامل همه عقاید معتبر می‌شود و اصطلاح خاص آن به اساسی‌ترین عقاید اختصاص می‌یابد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=دین چیست|نام=محمدتقی|نام خانوادگی=مصباح یزدی|ناشر=مؤسسه انتشارات امیر کبیر. شرکت چاپ و نشر بین‌الململ|جلد=1|صفحه=25}}</ref>
 
== پانویس ==
=== ارجاعات ===
{{پانویس|۲}}


واژه [[اصول دین]] را می‌توان به دو معنای عام و خاص به کار برد اصطلاح عام آن در برابر [[فروع دین]] و بخش احکام به کار می‌رود و شامل همه عقاید معتبر می‌شود و اصطلاح خاص آن به اساسی‌ترین عقاید اختصاص می‌یابد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=دین چیست|نام=محمدتقی|نام خانوادگی=مصباح یزدی|ناشر=مؤسسه انتشارات امیر کبیر. شرکت چاپ و نشر بین‌الملل|جلد=1|صفحه=25}}</ref>
=== منابع ===
* {{یادکرد کتاب|عنوان=دین چیست ؟|نام=محمدتقی|نام خانوادگی=مصباح یزدی|ناشر=مؤسسه انتشارات امیر کبیر. شرکت چاپ و نشر بین‌الملل}}
* {{یادکرد کتاب|عنوان=فرهنگ شیعه|نام خانوادگی=خطیبی کوشکک|نام=محمد|پیوند نویسنده=|ترجمه=|سال=۱۳۸۶|ناشر=زمزم هدایت|مکان=قم}}


== منابع ==
[[رده:دین| ]]
{{پانویس}}
[[رده:دین]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۱ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۰۲:۳۹

دین به معنای اعتقاد به آفریننده‌ای برای جهان و انسان و دستورات علمی متناسب با این عقاید است.

واژه‌شناسی

دین واژه‌ای است عربی که در لغت به معنای اطاعت جزا و… آمده و اصطلاحاً به معنای اعتقاد به آفریننده ای برای جهان و انسان و دستورات علمی متناسب با این عقاید است.[۱]

منشأ دین

مسئله منشأ دین از مباحث مهم در فلسفه دین و مطالعات دین‌پژوهی به‌شمار می‌رود. در این باره معمولاً دو پرسش اساسی مطرح می‌شود: نخست اینکه دین از کجا سرچشمه گرفته است و دوم اینکه علت گرایش انسان به دین چیست.[۲]

بر اساس دیدگاه اسلامی، دین پدیده‌ای برخاسته از اراده الهی و حاصل وحی است. در این نگرش، خداوند انسان را برای رسیدن به کمال آفریده و راه دستیابی به این کمال را از طریق هدایت دینی در اختیار او قرار داده است. از این رو منشأ دین در نهایت به خداوند بازمی‌گردد که حقایق دینی را از طریق پیامبران به انسان ابلاغ می‌کند.[۳]

در تبیین علت دین‌گرایی انسان نیز دو بعد مورد توجه قرار گرفته است. در بعد اعتقادی، متون اسلامی گرایش به دین را برخاسته از فطرت و عقل انسان می‌دانند. در بعد عملی نیز انسان در اعمال دینی در پی جلب رضایت خداوند و دستیابی به سعادت است. بر این اساس، عوامل روانی، اقتصادی یا اجتماعی علت اصلی دین‌داری انسان شمرده نمی‌شوند، بلکه در بهترین حالت زمینه‌هایی برای بروز این گرایش به‌شمار می‌آیند.[۴]

در کنار دیدگاه اسلامی، نظریه‌های دیگری نیز دربارهٔ منشأ دین مطرح شده است که مهم‌ترین آنها دیدگاه‌های جامعه‌شناختی، روان‌شناختی و اقتصادی هستند.[۵]

دیدگاه جامعه‌شناختی

بر اساس دیدگاه جامعه‌شناختی، منشأ دین را باید در ساختار اجتماعی جوامع جست‌وجو کرد. برخی از نظریه‌پردازان این حوزه، ریشه ادیان را در باورهای توتمی اقوام ابتدایی دانسته‌اند و معتقدند تقدیس توتم در واقع نمادی از تقدیس جامعه و «روح جمعی» است. با این حال این نظریه با نقدهایی روبه‌رو شده است؛ از جمله اینکه تعمیم باورهای یک قبیله خاص به همه ادیان قابل دفاع نیست و نیز در بسیاری موارد باورهای دینی حتی در برابر فشارهای اجتماعی نیز پایدار می‌مانند.[۶]

دیدگاه روان‌شناختی

برخی نظریه‌های روان‌شناختی دین را حاصل هیجان‌ها و تعارض‌های درونی انسان می‌دانند. در این دیدگاه، عواملی مانند ترس انسان در برابر نیروهای طبیعی یا باور به تداوم حمایت پدر پس از مرگ به شکل‌گیری باورهای دینی انجامیده است. در برابر این دیدگاه نیز نقدهایی مطرح شده است؛ از جمله اینکه تجربه‌های انسانی در برابر پدیده‌های طبیعی همواره با ترس همراه نیست و گاه موجب شجاعت و پایداری انسان می‌شود. افزون بر این، حتی اگر انگیزه‌های روانی در گرایش به دین نقش داشته باشند، نمی‌توان از آن نتیجه گرفت که آموزه‌های دینی فاقد حقیقت‌اند.[۷]

دیدگاه اقتصادی

بر اساس دیدگاه اقتصادی که بیشتر با نظریات مارکسیسم پیوند دارد، دین محصول شرایط اقتصادی و تضادهای طبقاتی جامعه دانسته می‌شود. طبق این نظریه، دین بازتابی از وضعیت اقتصادی و نوعی پیامد از خودبیگانگی انسان در ساختارهای اجتماعی است. در نقد این دیدگاه گفته شده است که بسیاری از تعالیم دینی، به‌ویژه در اسلام، در حمایت از طبقات محروم و مقابله با ستم اقتصادی شکل گرفته‌اند و تجربه تاریخی نیز نشان داده است که حذف دین لزوماً به برقراری عدالت اجتماعی منجر نمی‌شود.[۸]

اصول مشترک ادیان الهی

ادیان توحیدی دارای سه اصل کلی مشترک می‌باشند

  1. اعتقاد به خدای یگانه
  2. اعتقاد به زندگی ابدی برای هر فردی در عالم آخرت ودریافت پاداش و کیفر اعمالی که در این جهان انجام داده است
  3. اعتقاد به بعثت پیامبران از طرف خدای متعال برای هدایت بشر به سوی کمال نهایی و سعادت دنیا و آخرت.

اصول و فروع دین

هر دینی حداقل از دو بخش تشکیل می‌شود، عقیده یا عقایدی که حکم پایه و اساس و ریشه آن را دارد. همچنین دستورات عملی که متناسب با آن پایه یا پایه‌های عقیدتی و برخاسته از آنها باشد؛ بنابراین کاملاً بجاست که بخش عقاید در هر دینی اصول و بخش احکام عملی فروع آن دین نامیده شود چنان‌که دانشمندان اسلامی این دو اصطلاح را در مورد عقاید و احکام اسلامی به کار برده‌اند.[۹]

واژه اصول دین را می‌توان به دو معنای عام و خاص به کار برد اصطلاح عام آن در برابر فروع دین و بخش احکام به کار می‌رود و شامل همه عقاید معتبر می‌شود و اصطلاح خاص آن به اساسی‌ترین عقاید اختصاص می‌یابد.[۱۰]

پانویس

ارجاعات

  1. مصباح یزدی، محمدتقی. دین چیست ؟. ج. ۱. مؤسسه انتشارات امیر کبیر. شرکت چاپ و نشر بین‌الملل. ص. ۲۵.
  2. خطیبی کوشکک، فرهنگ شیعه، ۴۳۰-۴۳۳.
  3. خطیبی کوشکک، فرهنگ شیعه، ۴۳۰-۴۳۳.
  4. خطیبی کوشکک، فرهنگ شیعه، ۴۳۰-۴۳۳.
  5. خطیبی کوشکک، فرهنگ شیعه، ۴۳۰-۴۳۳.
  6. خطیبی کوشکک، فرهنگ شیعه، ۴۳۰-۴۳۳.
  7. خطیبی کوشکک، فرهنگ شیعه، ۴۳۰-۴۳۳.
  8. خطیبی کوشکک، فرهنگ شیعه، ۴۳۰-۴۳۳.
  9. مصباح یزدی، محمد تقی. دین چیست. ج. ۱. مؤسسه انتشارات امیر کبیر. شرکت چاپ و نشر بین‌الملل. ص. ۲۲.
  10. مصباح یزدی، محمدتقی. دین چیست. ج. ۱. مؤسسه انتشارات امیر کبیر. شرکت چاپ و نشر بین‌الململ. ص. ۲۵.

منابع

  • مصباح یزدی، محمدتقی. دین چیست ؟. مؤسسه انتشارات امیر کبیر. شرکت چاپ و نشر بین‌الملل.
  • خطیبی کوشکک، محمد (۱۳۸۶). فرهنگ شیعه. قم: زمزم هدایت.