بدون جعبه اطلاعات
بدون تصویر

رشوه: تفاوت میان نسخه‌ها

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
(ابرابزار)
 
(۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
===== رشوه =====
'''رِشوه''' (یا رُشوه) به مالی گفته می‌شود که شخص برای دستیابی به خواسته‌ای به دیگری می‌دهد؛ به‌ویژه هنگامی که گیرنده در برابر عملی که جزو وظایف او است، در برابر ابطال حقی یا احقاق حقی، مالی مطالبه یا دریافت کند. در متون فقهی و حدیثی اسلامی، دریافت رشوه از رفتارهای نکوهیده و از محرمات دانسته شده و گزارش‌های بسیاری در نقد آن نقل شده است.
رشوه یکی از مفاسد اقتصادی است که آسیب های اجتماعی فراوانی را به دنبال دارد و شوربختانه این پدیده شوم در اجتماع ما رواج یافته و عادت گشته و مانند یک ویروس فراگیر همه جانبه به طور گسترده منتشر شده است


== حکم هدیه به قاضی ==
== واژه‌شناسی ==
شیخ طوسی گفته اند: «اما هدیه، پس اگر عادتاً به او هدیه نمی دادند قبول آن هدیه بر قاضی حرام است  
'''رشوه''' یکی از مفاسد اقتصادی است که آسیب‌های اجتماعی فراوانی را به دنبال دارد و شوربختانه این پدیده شوم در اجتماع ما رواج یافته و عادت گشته و مانند یک ویروس فراگیر همه‌جانبه به‌طور گسترده منتشر شده است<ref name=":0">{{یادکرد کتاب|عنوان=کتاب رشوه|سال=1400|نام=هادی|نام خانوادگی=نجفی|ناشر=هادی نجفی|جلد=1|صفحه‌ها=ص۹. ص ۸۴. ص ۳۳. ص ۱۰۶}}</ref> در منابع لغوی، رشوه به مالی گفته می‌شود که شخص برای رسیدن به مقصود خود به دیگری می‌دهد. در گزارش‌های فقهی، رشوه به «مالی که در برابر انجام کاری که وظیفه فرد است یا برای ابطال یا تثبیت حقی داده می‌شود» تعریف شده است.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=رشوة}}</ref>


این زمانی است که کسی که به قاضی هدیه می دهد عادتاً بین قاضی و او، هدیه رد و بدل نمی شده، ولی اگر از کسانی باشد که عادت به آن کار دارد مانند خویشان و دوست مهربان در این صورت به زمان و وجه هدیه نگریسته می شود. پس اگر در حال حکم کردن بین او و غیر باشد یا اینکه قاضی احساس کند به اینکه او، هدیه را به خاطر حکم کردنی که پیش روی اوست، تقدیم می کند بر او گرفتن هدیه حرام است و با رشوه یکسان است و اگر چیزی از این امور  نبود، مستحب است که از آن هدیه پرهیز شود.
== حرمت رشوه در اسلام ==
=== منابع شیعی ===
صحیحه [[عمار بن مروان]] است که گفته است از [[محمد باقر]] و در مورد غلول سؤال کردم، پس گفت: مقصود هر چیزی است که از طرف [[امامت|امام]] در آن خیانت شود. پس آن مال حرام است و خوردن [[مال یتیم]] و مثل آن [[حرام]] است. و مال حرام انواع زیادی دارد از آن جمله: اجر کسانی است که بدکاره هستند. و پول [[شراب]] انگور و شراب خرما و آنچه [[مست]] کننده است و ربا بعد از آنکه بینه بر آن اقامه شد و اما رشوه در مقابل حکم پس قطعاً رشوه، [[کفر]] به خداوند است.<ref name=":0"/>


تمام اینها زمانی است که حاکم در جایگاه ولایت و حکومتش باشد
==== حکم هدیه به قاضی ====
شیخ طوسی گفته‌اند: «اما هدیه، پس اگر عادتاً به او هدیه نمی‌دادند قبول آن هدیه بر قاضی حرام است این زمانی است که کسی که به قاضی هدیه می‌دهد عادتاً بین قاضی و او، هدیه رد و بدل نمی‌شده، ولی اگر از کسانی باشد که عادت به آن کار دارد مانند خویشان و دوست مهربان در این صورت به زمان و وجه هدیه نگریسته می‌شود. پس اگر در حال حکم کردن بین او و غیر باشد یا اینکه قاضی احساس کند به اینکه او، هدیه را به خاطر حکم کردنی که پیش روی اوست، تقدیم می‌کند بر او گرفتن هدیه حرام است و با رشوه یکسان است و اگر چیزی از این امور نبود، مستحب است که از آن هدیه پرهیز شود.<ref name=":0"/>
 
== در منابع حدیثی ==
در منابع حدیثی، نکوهش رشوه به‌ویژه در حیطه قضاوت و داوری مورد توجه قرار گرفته است. این گزارش‌ها جنبه روایی دارند و از سوی راویان به چهره‌های دینی نسبت داده شده‌اند.
* روایتی منسوب به [[محمد باقر]] نقل شده که در آن گفته شده است پیامبر مردم را از درخواست رشوه در برابر علمی که مردم به آن نیاز دارند منع کرده است.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=رشوة}}</ref>
* در روایتی که [[عمار بن مروان]] نقل کرده، جعفر صادق گروهی از درآمدهای ناروا را برمی‌شمرد که از جمله آنها «درآمد حاکمان جور»، «مزد [[قاضی]] در برابر کاری که وظیفه او است»، «بهای [[شراب]]»، «مزد زنان بدکاره» و «[[ربا]]» دانسته شده است. در ادامه همین گزارش، رشوه در قضاوت «انکار خدا و پیامبر» توصیف شده است.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=رشوة}}</ref>
* در روایتی دیگر منسوب به [[علی بن ابی‌طالب]]، در تفسیر عبارت «اکّالون للسحت» در [[قرآن]]، رشوه به «پذیرفتن هدیه در برابر انجام کار اداری که وظیفه فرد است» تطبیق داده شده است.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=رشوة}}</ref>
* روایتی منسوب به [[جعفر صادق]] بیان می‌کند که «رشوه گرفتن در قضاوت، [[کفر]] به [[خدا]]» است.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=رشوة}}</ref>
* در مجموعه‌ای از گزارش‌ها که به پیامبر نسبت داده شده، رشوه‌دهنده، رشوه‌گیرنده و واسطه میان آنان مورد نکوهش قرار گرفته‌اند و رشوه «کفر محض» معرفی شده و گفته شده «رشوه‌گیر بوی [[بهشت]] را استشمام نخواهد کرد».<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=رشوة}}</ref>
 
== پانویس ==
=== ارجاعات ===
{{پانویس|۴|اندازه=ریز}}
 
=== منابع ===
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=اختری|نام=عباسعلی|مقاله=رشوة|دانشنامه=[[دایرةالمعارف جامع اسلامی]]|سال=۱۳۹۰|ناشر=آرایه|مکان=تهران}}
 
{{درجه‌بندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=بله|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامه‌ها=تاحدودی}}
 
[[رده:گناهان کبیره در اسلام]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۵ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۲۶

رِشوه (یا رُشوه) به مالی گفته می‌شود که شخص برای دستیابی به خواسته‌ای به دیگری می‌دهد؛ به‌ویژه هنگامی که گیرنده در برابر عملی که جزو وظایف او است، در برابر ابطال حقی یا احقاق حقی، مالی مطالبه یا دریافت کند. در متون فقهی و حدیثی اسلامی، دریافت رشوه از رفتارهای نکوهیده و از محرمات دانسته شده و گزارش‌های بسیاری در نقد آن نقل شده است.

واژه‌شناسی

رشوه یکی از مفاسد اقتصادی است که آسیب‌های اجتماعی فراوانی را به دنبال دارد و شوربختانه این پدیده شوم در اجتماع ما رواج یافته و عادت گشته و مانند یک ویروس فراگیر همه‌جانبه به‌طور گسترده منتشر شده است[۱] در منابع لغوی، رشوه به مالی گفته می‌شود که شخص برای رسیدن به مقصود خود به دیگری می‌دهد. در گزارش‌های فقهی، رشوه به «مالی که در برابر انجام کاری که وظیفه فرد است یا برای ابطال یا تثبیت حقی داده می‌شود» تعریف شده است.[۲]

حرمت رشوه در اسلام

منابع شیعی

صحیحه عمار بن مروان است که گفته است از محمد باقر و در مورد غلول سؤال کردم، پس گفت: مقصود هر چیزی است که از طرف امام در آن خیانت شود. پس آن مال حرام است و خوردن مال یتیم و مثل آن حرام است. و مال حرام انواع زیادی دارد از آن جمله: اجر کسانی است که بدکاره هستند. و پول شراب انگور و شراب خرما و آنچه مست کننده است و ربا بعد از آنکه بینه بر آن اقامه شد و اما رشوه در مقابل حکم پس قطعاً رشوه، کفر به خداوند است.[۱]

حکم هدیه به قاضی

شیخ طوسی گفته‌اند: «اما هدیه، پس اگر عادتاً به او هدیه نمی‌دادند قبول آن هدیه بر قاضی حرام است این زمانی است که کسی که به قاضی هدیه می‌دهد عادتاً بین قاضی و او، هدیه رد و بدل نمی‌شده، ولی اگر از کسانی باشد که عادت به آن کار دارد مانند خویشان و دوست مهربان در این صورت به زمان و وجه هدیه نگریسته می‌شود. پس اگر در حال حکم کردن بین او و غیر باشد یا اینکه قاضی احساس کند به اینکه او، هدیه را به خاطر حکم کردنی که پیش روی اوست، تقدیم می‌کند بر او گرفتن هدیه حرام است و با رشوه یکسان است و اگر چیزی از این امور نبود، مستحب است که از آن هدیه پرهیز شود.[۱]

در منابع حدیثی

در منابع حدیثی، نکوهش رشوه به‌ویژه در حیطه قضاوت و داوری مورد توجه قرار گرفته است. این گزارش‌ها جنبه روایی دارند و از سوی راویان به چهره‌های دینی نسبت داده شده‌اند.

  • روایتی منسوب به محمد باقر نقل شده که در آن گفته شده است پیامبر مردم را از درخواست رشوه در برابر علمی که مردم به آن نیاز دارند منع کرده است.[۳]
  • در روایتی که عمار بن مروان نقل کرده، جعفر صادق گروهی از درآمدهای ناروا را برمی‌شمرد که از جمله آنها «درآمد حاکمان جور»، «مزد قاضی در برابر کاری که وظیفه او است»، «بهای شراب»، «مزد زنان بدکاره» و «ربا» دانسته شده است. در ادامه همین گزارش، رشوه در قضاوت «انکار خدا و پیامبر» توصیف شده است.[۴]
  • در روایتی دیگر منسوب به علی بن ابی‌طالب، در تفسیر عبارت «اکّالون للسحت» در قرآن، رشوه به «پذیرفتن هدیه در برابر انجام کار اداری که وظیفه فرد است» تطبیق داده شده است.[۵]
  • روایتی منسوب به جعفر صادق بیان می‌کند که «رشوه گرفتن در قضاوت، کفر به خدا» است.[۶]
  • در مجموعه‌ای از گزارش‌ها که به پیامبر نسبت داده شده، رشوه‌دهنده، رشوه‌گیرنده و واسطه میان آنان مورد نکوهش قرار گرفته‌اند و رشوه «کفر محض» معرفی شده و گفته شده «رشوه‌گیر بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد».[۷]

پانویس

ارجاعات

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ نجفی، هادی (۱۴۰۰). کتاب رشوه. ج. ۱. هادی نجفی. صص. ص۹٫ ص ۸۴٫ ص ۳۳٫ ص ۱۰۶.
  2. اختری، «رشوة»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  3. اختری، «رشوة»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  4. اختری، «رشوة»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  5. اختری، «رشوة»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  6. اختری، «رشوة»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
  7. اختری، «رشوة»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.

منابع