تاریخ زنان: تفاوت میان نسخه‌ها

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «= زن در تاریخ = موضوع «جايگاه زن در اسلام» از موضوعات مهم و چالش برانگيز در مطالعات اسلامي به شمار مي‌آيد. نگرش اصلاحي اسلام به مسئله زن از سويي و ابهام در فهم برخي از آيات قرآن و احكام شرعي خاص، از جمله حجاب، سرپرستي شوهر و لزوم تبعيت زن از وي، ح...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
= زن در تاریخ =
'''تاریخ زنان''' یکی از بخش‌های مطالعات زنان است که به بررسی امور زنان در طول تاریخ انسان می‌پردازد.
موضوع «جايگاه زن در اسلام» از موضوعات مهم و چالش برانگيز در مطالعات اسلامي به شمار مي‌آيد. نگرش اصلاحي اسلام به مسئله زن از سويي و ابهام در فهم برخي از آيات قرآن و احكام شرعي خاص، از جمله حجاب، سرپرستي شوهر و لزوم تبعيت زن از وي، حق طلاق، چگونگي تقسيم ارث و... از سوي ديگر، زمينه‌ساز ظهور انديشه‌هاي متضاد و برداشت‌هاي متفاوت از جايگاه زن در اسلام شده است.  


بررسي تاريخي وضعيت زن در جامعه صدر اسلام كمك فراواني به درك جايگاه حقيقي زن در انديشه اسلامي خواهد كرد.
== زن در دوره‌های تاریخی ==


در حقيقت، خانواده واحد بنيادين جامعه و كانون اصلي رشد و تعالي انسان است. بي‌شك، زن يكي از مؤثرترين اعضاي خانواده است كه بيشترين سهم اداره داخلي اين واحد اجتماعي به عهده اوست. مي‌توان گفت كه زنان در تربيت و تكامل آحاد اجتماع، اساسي‌ترين نقش را ايفا مي‌كنند.
=== زن در روم باستان ===
درجامعه اولیه روم،زن دارایی شوهر  محسوب می شد و تحت کنترل او بود. طبق قوانین روم در آن زمان،زن اگر خطایی مرتکب می شد مرد می توانست او را [[کتک]] بزند ،طلاق بدهد و یا حتی به قتل برساند. زنانی که از طبقات بالای جامعه بودند در صورت خشونت بیش از حد همسر،[[حق طلاق]] داشتند و زنان طبقات پایین از چنین حقی محروم بودند.وقتی زنی به ازدواج مردی در می آمد تمام اموالی که به او تعلق داشتند به عنوان جهیزیه متعلق به شوهرش می شدند.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=ناگفته های صورتی|ناشر=قم،نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها،دفتر نشر معارف 1402}}</ref>


با مطالعة آثار انديشمندان و صاحب‌نظران در تاريخ جاهليت، درباره اوضاع زن و خانواده، به دو رويكرد مي‌رسيم. گروهي معتقدند كه زن در عصر جاهلي، جايگاه ممتازي داشت، با آزادي و شرافت زندگي مي‌كرد و با استقلال رأي و اراده، نقش فعال و تأثيرگذاري در خانواده و جامعه ايفا مي‌كرد و ـ برخلاف آنچه پنداشته مي‌شود اوضاع او روشن و مناسب بود.[2] بازگشت نسب برخي از قبائل به زنان، شهرت بسياري از بزرگان و مشاهير عرب با نام مادرانشان، مشاوره با زنان در امور جنگي و پذيرش امان ‌دادن زنان به جنگ‌جويان دشمن، از دلايل عمده اين رويكرد است.[3] البته شايد رمز انتساب فرزندان به مادران، شيوع ازدواج‌هاي اشتراكي و وجود زن‌هاي چند شوهر باشد نه احترام و پاسداشت زنان. شواهد ديگر هم وقايع اتفاقي و كم‌نظيرند كه نمي‌تواند ملاك صدور چنين حكم كلي در مورد جايگاه زن در عصر جاهلي شود.
=== زن در یونان باستان ===
در [[یونان باستان]]،اعتقاد داشتند که انسان ها کامل ترین نوع حیوان و در میان انسان ها مردان کامل تر از زنان هستند به این دلیل که مردان گرم و زنان سرد هستند.گفته شده است که [[ارسطو]] فیلسوف معروف یونانی بر این اندیشه بود که زنان منشأ بی نظمی و شر هستند و موجوداتی کاملاً بی فایده هستند. [[فیثاغورث]]،ریاضی دان برجسته یونانی اینطور گفته است:«یک منشأخوبی وجود دارد که نظم ،نور و مرد را ایجاد کرده است و یک منشأ بدی وجود دارد که بی نظمی،تاریکی و زن را ایجاد کرده است».[[زنان آتن]] حق مالکیت محدودی داشتند چون شهروند کامل محسوب نمی شدند. در کتاب ناگفته های صورتی زیر نظر سید محمدحسین راجی آورده شده است که ویل دورانت در جلد دوم تاریخ تمدن می نویسد:«عقیده جاری در یونان مبنی بر این بود که نیروی توالد تنها از آن مرد است و زن جز حمل طفل و پرستاری وظیفه ای ندارد».<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=همان}}</ref>


گروه ديگر كه شمارشان بيشتر است، با استفاده از اخبار تاريخيِ متعدد، گزارش تاريك و اسف‌باري از اوضاع زن و خانواده در عصر جاهلي ارائه مي‌دهند. كراهت از دختران و زنده به گور كردن آنها، انواع ازدواج‌هاي ظالمانه، عدم حق انتخاب در ازدواج، محروميت از ارث و به ارث رفتن زن مانند ديگر كالاها، نمونه‌اي از شواهد اين گروه است
=== زن در ایران باستان ===
در [[ایران باستان]] اموال زن در اختیار شوهر بود و زن بدون اجاره شوهر،حق تصرف در اموال خود را نداشت. وضعبت ازدواج از در اختیار زنان نبوده و از حقوق ثابت مردان بوده است.مردان در حد توان مالی شان زن می گرفتند و هیچ محدودیتی از نظر تعداد همسر نداشتند.در ایران باستان ازدواج با محارم را جایز می شمردند و معتقد بودند ازدواج با محارم،گناهان کبیره را از بین می برد.از رفتارهای زشت دوران [[ساسانیان]] این بود که همسران خود را به یکدیگر قرض می دادندو این حق در اختیار مرد بود و رضایت زن در آن شرط نبود.فرزندانی که از این زن متولد می شدند به شوهر اول او تعلق داشتند و به عنوان نیروی کار و برده او محسوب می شدند و گاهی نیز آنان را می فروخت.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=همان}}</ref>


لف) جايگاه و شأن زن در جاهليت
=== زن در عصر جاهلیت ===
[[پرونده:Captured in the desert encampment (1).png|بندانگشتی]]
درباره جایگاه زن در [[عصر جاهلیت]] دو اعتقاد و نظر وجود دارد .گروهی معتقدند زن در عصر جاهلیت جایگاه ممتازی داشت و نقش فعال وتأثیرگذاری در خانواده و جامعه ایفا می کرد به اعتقاد این گروه زن در عصر جاهلیت داراد استقلال رأی و اراده بود و اوضاع روشن و مناسبی داشت.بازگشت نسب بعضی از قبائل عرب به زنان،شهرت بسیاری از بزرگان عرب با نام مادرانشان،مشاوره با زنان درباره مسائل جنگی و پذیرش امان دادن زنان به سربازان دشمن دلایل عمده این اعتقاد هستند.البته شاید بازگشت انتساب نسب به مادر به دلیل [[ازدواج های اشتراکی]] و وجود زنان چند شوهر باشد در آن زمان باشد بقیه دلایل و شواهد هم که وقایع کم نظیرند و نمی توان آن را ملاک جایگاه کلی زن در آن زمان محسوب کرد.گروه دیگری که شمارشان بیشتر است معتقدند زن در عصر جاهلیت اوضاع اسف باری داشته و دلایلی که ارائه می دهند مثل کراهت از دختردار شدن ، زنده به گور کردن دختران،نداشتن حق انتخاب همسر،محرومیت از ارث و به ارث رفتن زن مانند کالا ،گواه بر این اعتقاد آنان است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=تاریخ اسلام در آینه پژوهش|ناشر=مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(رحمةالله علیه)|جلد=24}}</ref>


مرد در جاهليت، صاحب اختيار خانواده و به تعبيري گوياتر، مالك خانواده بود و بر زن و فرزندان حق حيات داشت. در جاهليت، زن در رديف ساير انسان‌ها قلمداد نمي‌شد، بلكه انسان درجه دو محسوب مي‌شد. گفته خليفه دوم در مورد وضعيت زنان در جاهليت گواه خوبي است. او اعتراف مي‌كند كه زنان در جاهليت هيچ به حساب نمي‌آمدند: «كنا في الجاهلية لانعد النساء شياًء».[4] بر اساس روايتي، اعراب زنان را همچون كالايي مي‌شمردند كه (اگر از خود پسري نداشت) پس از مرگ شوهر، در شمار ديگر اموال و ثروت شوهر، به پسر شوهر از زن‌هاي ديگر منتقل مي‌شد.[5] فرزندان نيز در بسياري از موارد از حقوق انساني محروم بودند. به عنوان نمونه در جريان جنگ بَسوس، داحِس، غَبراء و ايام الفِجار، پدران، فرزندان خود را نزد دشمنان به رهن مي‌گذاشتند كه در بيشتر اوقات موجب كشته شدن آنها مي‌شد.[6] در فرهنگ جاهلي پسران چون در آينده به جنگ‌جويان و مدافعان قبيله تبديل مي‌شدند بر دختران كه وقت جنگ جز سنگيني، مزاحمت و بي‌آبرويي هنگام اسارت، چيز ديگري نداشتند، ترجيح داشتند.[7] دختران مورد كراهت و در مرتبه پايين‌تري از پسران قرار داشتند. جالب اينكه، خود زنان هم اين انديشه را پذيرفته بودند. وقتي از زني در مورد بهترين زنان سؤال مي‌شود مي‌گويد: بهترين زن كسي است كه پسري در شكم، پسري در بغل و پسري كه پشت سرش راه مي‌رود، داشته باشد.[8]
بیان شده است که در زمان جاهلیت مرد صاحب اختیار و مالک خانواده بود و زن در ردیف مردها انسان تلقی نمی شد بلکه به عنوان یک انسان درجه دو محسوب می شد.براساس روایتی ، در زمان جاهلیت اعراب زن را در ردیف کالا می شمردند و بعد از مرگ شوهر (در صورتیکه از خود پسری نداشت) به ارث دیگر پسران آن مرد از زن های دیگر در می آمد.فرزندان نیز از حقوق انسانی برخوردار نبودند و در برخی جنگ ها ، پدرانشان آنان را نزد دشمن به رهن می گذاشتند که بیشتر اوقات منجر به کشته شدن آنان می شد.با این حال پسران بر دختران ترجیح داشتند چون پسران در آینده تبدیل به جنگجویان و مدافعان قبیله می شدند و  دختران در زمان جنگ چیزی جز مزاحمت و سنگینی نداشتند و در صورت اسارت موجب بی آبرویی قبیله می شدند.نفرت داشتن از فرزند [[دختر]] گاهی منجر به زنده به گور کردن آنان می شد. البته در میزان شیوع این عمل شنیع اختلاف است.بعضی آن را نادر و بعضی دیگر آن را در بیشتر قبایل شایع می دانند. به هر حال تصریح قرآن کریم به این عمل زشت دلالت بر سنگینی این مسأله دارد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=همان}}</ref>


ب) ظلم‌هاي اجتماعي به زنان
در عصر جاهلیت،بیشتر حق انتخاب همسر با مرد بود و زن کمتر نقشی در این مورد ایفا می کرد. در آن زمان حق اول برای ازدواج با دختر،پسرعموی او بود و در صورتیکه پسر عموی دختر قصد ازدواج با او را داشت،دیگران اجازه نداشتند برای ازدواج با او پیشقدم شوند.البته به مرور زمان برای کسب شرافت و موقعیت بهتر ازدواج با دیگر قبایل رایج شد و ازدواج های داخلی کمتر شد.در زمان جاهلیت مرد برای [[تعدد زوجات]] هیچ محدودیتی نداشت و لزومی نداشت که عدالت را بین آنان رعایت کند بلکه هر کدام نزد او محبوب تر بود موقعیت و وضع بهتری نسبت به بقیه داشت.حق طلاق با مرد بود و به آسانی انجام می گرفت و در بیشتر موارد مرد از روی غضب و و برای انتقام جویی و تنبیه زن و یا قبیله زن ، او را طلاق می داد.زن نیز بعد از طلاق اجازه ازدواج با مرد دیگری نداشت چون [[تعصب]] افراطی مرد این اجازه را نمی داد. البتع در بعضی موارد مرد در ازای گرفتن مالی به ازدواج همسر سابقش با مرد دیگری رضایت می داد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=همان}}</ref>


نفرت داشتن از دختران گاهي به زنده به گور كردن آنها منجر مي‌شد. البته در ميزان شيوع اين زشتي اختلاف است؛ برخي آن را نادر[10] و برخي در بيشتر قبايل شايع مي‌دانند. [11 تصريح قرآن كريم به اين عمل زشت و تكرار آن، نشاني از سنگيني اين مسئله است:
=== زن در قرون وسطی ===
در [[جوامع اروپایی]] در قرون وسطی زنان،[[حق تحصیل]] و شرکت در امورسیاسی را نداشتند و مردان حق داشتند هر طور که می خواهند با آنان رفتار کنند . زنان به خاطر برخی تخلفات مثل تهدید شوهر،زنا و یا حتی بحث کردن با شوهر و نق زدن،زنده زنده سوزانده می شدند. در قرن پانزده میلادی،قانون عمومی انگلستان به مرد این حق را می داد که برای حفظ نظم خانواده،همسرش را کتک بزند.در سال پانصد و هشتاد و شش میلادی،در فرانسه کنفرانسی شکل گرفت مبنی بر اینکه «آیا زن انسان است یا نه؟» و بعد از بررسی های زیاد به این نتیجه رسیدند که:«زن انسان است اما انسان حقیری که برای خدمت به مردان خلق شده است». گفته شده است که تحقیر زنان در اروپای قدیم،به ویژه در [[قرون وسطی]]،پدیده ای عمومی بوده است.به عنوان مثال درباره تنبیه و تحقیر زنان غرغرو،سرزنشگر و پر سروصدا مطالب فراوانی دیده شده است.یکی از این تنبیه ها که به چهارپایه سرزنشگر معروف بود تا قرن هفدهم در انگلستان مورد استفاده قرار می گرفت. این تنبیه شامل یک صندلی چوبی یا آهنی بود که به تیر چوبی بلندی متصل بود و معمولاُ در کنار استخر یا رودخانه قرار داشت و در آب فرو می رفت و مجرم را به این صندلی می بستند. حین انجام این مجازات،سقوط های مکرر معمولاُ مرگبار بودند و قربانی در اثر شوک یا غرق شدگی از دنیا می رفت.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=ناگفته های صورتی|ناشر=قم،نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها،دفتر نشر معارف 1402}}</ref>


'''و هنگامي كه به يكي از آنها بشارت دهند دختر نصيب تو شده، صورتش (از ناراحتي) سياه مي‌شود و به شدت خشمگين مي‌گردد. به‌ خاطر بشارت بدي كه به او داده شده از قوم و قبيله خود متواري مي‌گردد (و نمي‌داند) آيا او را با قبول ننگ نگهدارد يا در خاك پنهانش كند؟ آگاه باشيد كه بد حكم مي‌كنند. (نحل: 58 ـ 59)'''
=== زن پس از عصر روشنگری ===
[[انقلاب صنعتی]] در اروپا،تغییرات بزرگی برای وضعیت زنان ایجاد کرد و فرصت های شغلی و امکان دریافت دستمزد در ازای کار بیرون از خانه را برای زنان فراهم کرد.با این حال، باز زنان به شکل جدیدی مورد استثمار و سرکوبی توسط سرمایه داران مرد قرار گرفتند.با به رسمیت شناختن حق مالکیت و استقلال اقتصادی زنان،آنان را تشویق به اشتغال در صنعت کردند و در واقع هدف سرمایه داران از این کار ،استثمار نیروی کار ارزان و قابل کنترل بود.زنان برای انجام کارهای مشابه،اغلب نصف یا کمتر از مردان،حقوق می گرفتندبراساس برخی گزارشات،تفاوت قیمت ها تا چهار برابر نیز بوده است.زنان گاهی اوقات تا چهارده ساعت در روز،تحت شرایط خطرناک و ناسالم کار می کردند و در محل کار مورد آزار جسمی و جنسی توسط کارفرمایان مرد قرار می گرفتند.صاحبان صنایع،از جذابیت جنسی به عنوان ابزاری برای تبلیغات و توسعه فروش محصولات خود استفاده کردند.یکی از اولین نمونه های استفاده از جذابیت جنسی زنان،تبلیغات شرکت «تنباکو پی یرل» در سال 1871 است که تصویر یک زن برهنه را روی بسته محصول خود استفاده کرد.نمونه های متعددی ار این سوءاستفاده از زنان، وجود دارد.این استثمار،بیش از پیش به نگاه ابزاری به زنان دامن زد و این ظلم را امتداد و تقویت کرد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=همان}}</ref>


'''و در آن هنگام كه از دختران زنده به گور شده سؤال شود به كدامين گناه كشته شدند؟(تكوير: 8 ـ 9)'''
== منابع ==
 
<references />
قيس بن عاصم در برابر پيامبر اكرم(ص) اعتراف مي‌كند كه تمامي دختران خود را زنده به گور كرده، حتي دختري را كه با ترفند مادر تا چند سالگي زنده بوده، به رغم التماس‌هاي دختر، زير خاك دفن كرده است. پيامبر با چشمان اشك‌بار مي‌فرمايد به درستي كه اين قساوتي آشكار است.[12]
[[رده:تاریخ زنان]]
 
در جامعه جاهلي، بيشتر مرد از حق انتخاب همسر برخوردار بود و زن كمتر در اين باره نقشي ايفا مي‌كرد. چنان‌كه حق اول نسبت به هر دختر، براي پسر عموي او بود و اگر پسرعمو به ازدواج با دختر تصميم داشت، ديگران حق پيش‌قدمي نداشتند. [25] البته به مرور اين ازدواج‌هاي داخلي براي كسب شرافت و كمال بيشتر، جاي خود را به ازدواج‌هاي خارجي (ازدواج با زنان قبايل ديگر) مي‌داد. [26] تعدد زوجات در جاهليت هيچ محدوده‌اي نمي‌شناخت و اين در حالي بود كه برقراري عدالت بين ايشان هيچ لزومي نداشت و هر كدام كه نزد مرد، محبوب‌تر بود، وضع بهتري داشت.[27]
 
طلاق در دست مرد بود و به آساني انجام مي‌گرفت. در بيشتر موارد از روي غضب و جهالت و به قصد انتقام‌جويي يا تنبيه زن يا قبيله او تحقق مي‌يافت. [28] زن پس از طلاق، حق ازدواج با مرد ديگري را نداشت، چون تعصب افراطي مرد اجازه نمي‌داد همسر سابق خود را با مرد ديگري ببيند. از اين‌ رو در مواردي هنگام طلاق به طور رسمي چنين حقي براي مرد لحاظ مي‌شد. البته در مواردي با گرفتن مالي به ازدواج همسر سابق خود با مرد ديگر رضايت مي‌داد. [29
 
در جامعه جاهلي، بيشتر مرد از حق انتخاب همسر برخوردار بود و زن كمتر در اين باره نقشي ايفا مي‌كرد. چنان‌كه حق اول نسبت به هر دختر، براي پسر عموي او بود و اگر پسرعمو به ازدواج با دختر تصميم داشت، ديگران حق پيش‌قدمي نداشتند. [25] البته به مرور اين ازدواج‌هاي داخلي براي كسب شرافت و كمال بيشتر، جاي خود را به ازدواج‌هاي خارجي (ازدواج با زنان قبايل ديگر) مي‌داد. [26] تعدد زوجات در جاهليت هيچ محدوده‌اي نمي‌شناخت و اين در حالي بود كه برقراري عدالت بين ايشان هيچ لزومي نداشت و هر كدام كه نزد مرد، محبوب‌تر بود، وضع بهتري داشت.[27]
 
طلاق در دست مرد بود و به آساني انجام مي‌گرفت. در بيشتر موارد از روي غضب و جهالت و به قصد انتقام‌جويي يا تنبيه زن يا قبيله او تحقق مي‌يافت. [28] زن پس از طلاق، حق ازدواج با مرد ديگري را نداشت، چون تعصب افراطي مرد اجازه نمي‌داد همسر سابق خود را با مرد ديگري ببيند. از اين‌ رو در مواردي هنگام طلاق به طور رسمي چنين حقي براي مرد لحاظ مي‌شد. البته در مواردي با گرفتن مالي به ازدواج همسر سابق خود با مرد ديگر رضايت مي‌داد. [29
 
<nowiki>:</nowiki> تاریخ اسلام در آینه پژوهش نویسنده : موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره)    جلد : 24  

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۶:۱۸

تاریخ زنان یکی از بخش‌های مطالعات زنان است که به بررسی امور زنان در طول تاریخ انسان می‌پردازد.

زن در دوره‌های تاریخی

زن در روم باستان

درجامعه اولیه روم،زن دارایی شوهر محسوب می شد و تحت کنترل او بود. طبق قوانین روم در آن زمان،زن اگر خطایی مرتکب می شد مرد می توانست او را کتک بزند ،طلاق بدهد و یا حتی به قتل برساند. زنانی که از طبقات بالای جامعه بودند در صورت خشونت بیش از حد همسر،حق طلاق داشتند و زنان طبقات پایین از چنین حقی محروم بودند.وقتی زنی به ازدواج مردی در می آمد تمام اموالی که به او تعلق داشتند به عنوان جهیزیه متعلق به شوهرش می شدند.[۱]

زن در یونان باستان

در یونان باستان،اعتقاد داشتند که انسان ها کامل ترین نوع حیوان و در میان انسان ها مردان کامل تر از زنان هستند به این دلیل که مردان گرم و زنان سرد هستند.گفته شده است که ارسطو فیلسوف معروف یونانی بر این اندیشه بود که زنان منشأ بی نظمی و شر هستند و موجوداتی کاملاً بی فایده هستند. فیثاغورث،ریاضی دان برجسته یونانی اینطور گفته است:«یک منشأخوبی وجود دارد که نظم ،نور و مرد را ایجاد کرده است و یک منشأ بدی وجود دارد که بی نظمی،تاریکی و زن را ایجاد کرده است».زنان آتن حق مالکیت محدودی داشتند چون شهروند کامل محسوب نمی شدند. در کتاب ناگفته های صورتی زیر نظر سید محمدحسین راجی آورده شده است که ویل دورانت در جلد دوم تاریخ تمدن می نویسد:«عقیده جاری در یونان مبنی بر این بود که نیروی توالد تنها از آن مرد است و زن جز حمل طفل و پرستاری وظیفه ای ندارد».[۲]

زن در ایران باستان

در ایران باستان اموال زن در اختیار شوهر بود و زن بدون اجاره شوهر،حق تصرف در اموال خود را نداشت. وضعبت ازدواج از در اختیار زنان نبوده و از حقوق ثابت مردان بوده است.مردان در حد توان مالی شان زن می گرفتند و هیچ محدودیتی از نظر تعداد همسر نداشتند.در ایران باستان ازدواج با محارم را جایز می شمردند و معتقد بودند ازدواج با محارم،گناهان کبیره را از بین می برد.از رفتارهای زشت دوران ساسانیان این بود که همسران خود را به یکدیگر قرض می دادندو این حق در اختیار مرد بود و رضایت زن در آن شرط نبود.فرزندانی که از این زن متولد می شدند به شوهر اول او تعلق داشتند و به عنوان نیروی کار و برده او محسوب می شدند و گاهی نیز آنان را می فروخت.[۳]

زن در عصر جاهلیت

درباره جایگاه زن در عصر جاهلیت دو اعتقاد و نظر وجود دارد .گروهی معتقدند زن در عصر جاهلیت جایگاه ممتازی داشت و نقش فعال وتأثیرگذاری در خانواده و جامعه ایفا می کرد به اعتقاد این گروه زن در عصر جاهلیت داراد استقلال رأی و اراده بود و اوضاع روشن و مناسبی داشت.بازگشت نسب بعضی از قبائل عرب به زنان،شهرت بسیاری از بزرگان عرب با نام مادرانشان،مشاوره با زنان درباره مسائل جنگی و پذیرش امان دادن زنان به سربازان دشمن دلایل عمده این اعتقاد هستند.البته شاید بازگشت انتساب نسب به مادر به دلیل ازدواج های اشتراکی و وجود زنان چند شوهر باشد در آن زمان باشد بقیه دلایل و شواهد هم که وقایع کم نظیرند و نمی توان آن را ملاک جایگاه کلی زن در آن زمان محسوب کرد.گروه دیگری که شمارشان بیشتر است معتقدند زن در عصر جاهلیت اوضاع اسف باری داشته و دلایلی که ارائه می دهند مثل کراهت از دختردار شدن ، زنده به گور کردن دختران،نداشتن حق انتخاب همسر،محرومیت از ارث و به ارث رفتن زن مانند کالا ،گواه بر این اعتقاد آنان است.[۴]

بیان شده است که در زمان جاهلیت مرد صاحب اختیار و مالک خانواده بود و زن در ردیف مردها انسان تلقی نمی شد بلکه به عنوان یک انسان درجه دو محسوب می شد.براساس روایتی ، در زمان جاهلیت اعراب زن را در ردیف کالا می شمردند و بعد از مرگ شوهر (در صورتیکه از خود پسری نداشت) به ارث دیگر پسران آن مرد از زن های دیگر در می آمد.فرزندان نیز از حقوق انسانی برخوردار نبودند و در برخی جنگ ها ، پدرانشان آنان را نزد دشمن به رهن می گذاشتند که بیشتر اوقات منجر به کشته شدن آنان می شد.با این حال پسران بر دختران ترجیح داشتند چون پسران در آینده تبدیل به جنگجویان و مدافعان قبیله می شدند و دختران در زمان جنگ چیزی جز مزاحمت و سنگینی نداشتند و در صورت اسارت موجب بی آبرویی قبیله می شدند.نفرت داشتن از فرزند دختر گاهی منجر به زنده به گور کردن آنان می شد. البته در میزان شیوع این عمل شنیع اختلاف است.بعضی آن را نادر و بعضی دیگر آن را در بیشتر قبایل شایع می دانند. به هر حال تصریح قرآن کریم به این عمل زشت دلالت بر سنگینی این مسأله دارد.[۵]

در عصر جاهلیت،بیشتر حق انتخاب همسر با مرد بود و زن کمتر نقشی در این مورد ایفا می کرد. در آن زمان حق اول برای ازدواج با دختر،پسرعموی او بود و در صورتیکه پسر عموی دختر قصد ازدواج با او را داشت،دیگران اجازه نداشتند برای ازدواج با او پیشقدم شوند.البته به مرور زمان برای کسب شرافت و موقعیت بهتر ازدواج با دیگر قبایل رایج شد و ازدواج های داخلی کمتر شد.در زمان جاهلیت مرد برای تعدد زوجات هیچ محدودیتی نداشت و لزومی نداشت که عدالت را بین آنان رعایت کند بلکه هر کدام نزد او محبوب تر بود موقعیت و وضع بهتری نسبت به بقیه داشت.حق طلاق با مرد بود و به آسانی انجام می گرفت و در بیشتر موارد مرد از روی غضب و و برای انتقام جویی و تنبیه زن و یا قبیله زن ، او را طلاق می داد.زن نیز بعد از طلاق اجازه ازدواج با مرد دیگری نداشت چون تعصب افراطی مرد این اجازه را نمی داد. البتع در بعضی موارد مرد در ازای گرفتن مالی به ازدواج همسر سابقش با مرد دیگری رضایت می داد.[۶]

زن در قرون وسطی

در جوامع اروپایی در قرون وسطی زنان،حق تحصیل و شرکت در امورسیاسی را نداشتند و مردان حق داشتند هر طور که می خواهند با آنان رفتار کنند . زنان به خاطر برخی تخلفات مثل تهدید شوهر،زنا و یا حتی بحث کردن با شوهر و نق زدن،زنده زنده سوزانده می شدند. در قرن پانزده میلادی،قانون عمومی انگلستان به مرد این حق را می داد که برای حفظ نظم خانواده،همسرش را کتک بزند.در سال پانصد و هشتاد و شش میلادی،در فرانسه کنفرانسی شکل گرفت مبنی بر اینکه «آیا زن انسان است یا نه؟» و بعد از بررسی های زیاد به این نتیجه رسیدند که:«زن انسان است اما انسان حقیری که برای خدمت به مردان خلق شده است». گفته شده است که تحقیر زنان در اروپای قدیم،به ویژه در قرون وسطی،پدیده ای عمومی بوده است.به عنوان مثال درباره تنبیه و تحقیر زنان غرغرو،سرزنشگر و پر سروصدا مطالب فراوانی دیده شده است.یکی از این تنبیه ها که به چهارپایه سرزنشگر معروف بود تا قرن هفدهم در انگلستان مورد استفاده قرار می گرفت. این تنبیه شامل یک صندلی چوبی یا آهنی بود که به تیر چوبی بلندی متصل بود و معمولاُ در کنار استخر یا رودخانه قرار داشت و در آب فرو می رفت و مجرم را به این صندلی می بستند. حین انجام این مجازات،سقوط های مکرر معمولاُ مرگبار بودند و قربانی در اثر شوک یا غرق شدگی از دنیا می رفت.[۷]

زن پس از عصر روشنگری

انقلاب صنعتی در اروپا،تغییرات بزرگی برای وضعیت زنان ایجاد کرد و فرصت های شغلی و امکان دریافت دستمزد در ازای کار بیرون از خانه را برای زنان فراهم کرد.با این حال، باز زنان به شکل جدیدی مورد استثمار و سرکوبی توسط سرمایه داران مرد قرار گرفتند.با به رسمیت شناختن حق مالکیت و استقلال اقتصادی زنان،آنان را تشویق به اشتغال در صنعت کردند و در واقع هدف سرمایه داران از این کار ،استثمار نیروی کار ارزان و قابل کنترل بود.زنان برای انجام کارهای مشابه،اغلب نصف یا کمتر از مردان،حقوق می گرفتندبراساس برخی گزارشات،تفاوت قیمت ها تا چهار برابر نیز بوده است.زنان گاهی اوقات تا چهارده ساعت در روز،تحت شرایط خطرناک و ناسالم کار می کردند و در محل کار مورد آزار جسمی و جنسی توسط کارفرمایان مرد قرار می گرفتند.صاحبان صنایع،از جذابیت جنسی به عنوان ابزاری برای تبلیغات و توسعه فروش محصولات خود استفاده کردند.یکی از اولین نمونه های استفاده از جذابیت جنسی زنان،تبلیغات شرکت «تنباکو پی یرل» در سال 1871 است که تصویر یک زن برهنه را روی بسته محصول خود استفاده کرد.نمونه های متعددی ار این سوءاستفاده از زنان، وجود دارد.این استثمار،بیش از پیش به نگاه ابزاری به زنان دامن زد و این ظلم را امتداد و تقویت کرد.[۸]

منابع

  1. ناگفته های صورتی. قم،نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها،دفتر نشر معارف 1402.
  2. همان.
  3. همان.
  4. تاریخ اسلام در آینه پژوهش. ج. ۲۴. مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(رحمةالله علیه).
  5. همان.
  6. همان.
  7. ناگفته های صورتی. قم،نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها،دفتر نشر معارف 1402.
  8. همان.