|
|
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{pp|small=yes}}'''اروی دختر حارث بن عبدالمطلب''' از خاندان [[بنیهاشم]] و یکی از زنان سرشناس [[صدر اسلام]] بود. وی همسر [[ابووداعه ابن صبره]] بن سعید بن سهم بود و از او چهار فرزند به نامهای [[مطلب بن حارث]]، [[ابوسفیان بن حارث]]، [[ام جمیل]] و [[ام حکیم]] داشت. مادر او، اروی (غزبه) دختر قیس بن طریف بود که نسبش به [[فهر]] میرسید.
| |
|
| |
|
| == زندگی شخصی و خانوادگی ==
| |
| اروی در خانوادهای از [[بنیهاشم]] به دنیا آمد و با عضویت در خاندان پیامبر اسلام از موقعیت اجتماعی ویژهای برخوردار بود. ازدواج او با ابووداعه ابن صبره و فرزندانش، در منابع تاریخی مورد اشاره قرار گرفته است.
| |
|
| |
| == دیدار با معاویه ==
| |
| در منابع تاریخی اهل سنت، از جمله آثار [[ابوالفداء]]، [[ابنعبدربه]]، [[ابنشحنه]] و [[احمد بن ابیطاهر]]، به ملاقات اروی با [[معاویه]] و سخنان او در این دیدار اشاره شده است.
| |
|
| |
| بر اساس روایت [[ابنعایشه]] از حماد بن سلمه، و او از حمید طویل و او از [[انس بن مالک]]، هنگام ورود اروی به حضور معاویه، وی از احوال او پرسید. اروی در پاسخ، معاویه را به [[کفران نعمت]]، بدرفتاری با [[علی بن ابیطالب]] و استفاده از عنوان «امیرالمؤمنین» بدون حق قانونی متهم کرد. او همچنین به [[نزاعهای پس از درگذشت پیامبر اسلام]] و [[غصب خلافت]] از خاندان خود اشاره نمود و خود و خاندانش را با [[بنیاسرائیل]] در برابر فرعونیان مقایسه کرد. اروی علی بن ابیطالب را به منزله هارون برای موسی دانست و بیان کرد که قومش او را ناتوان شمردند و قصد کشتن او را داشتند.
| |
|
| |
| در ادامه، اروی سرانجام اهل بیت را به [[بهشت]] و سرانجام مخالفانشان را به [[دوزخ]] نسبت داد.
| |
|
| |
| === گزارش نخست: اعتراض و خروج ===
| |
| برپایهٔ روایت [[انس بن مالک]] از [[حماد بن سلمه]]، چون اروی بر معاویه وارد شد، معاویه احوالپرسی کرد. اروی در پاسخ گفت: «ما به خیریم؛ اما تو نعمت را ناسپاس کردی و با پسرعمویت بدرفتاری نمودی...» وی معاویه را به کفران نعمت، بدرفتاری با [[علی بن ابیطالب]] و غصب خلافت متهم کرد و گفت که بنیهاشم پس از درگذشت پیامبر به سرنوشت [[بنیاسرائیل]] در دست [[فرعون|فرعونیان]] دچار شدند.
| |
|
| |
| پس از سخنان او، [[عمرو عاص]] خشمگین شد و گفت: «ای پیرزن گمراه، بس کن و از این سخنان زنانه دست بدار.» اروی در پاسخ به نسب او تاخت و او را فرزند زنی بدنام خواند و مدعی شد که مادر عمرو عاص در [[مکه]] هرزهای شناختهشده بوده و شش تن بر پدری او دعوا داشتهاند. او همچنین [[مروان بن حکم]] را خطاب قرار داد و او را به غلامی [[حارث بن کلده]] شبیهتر دانست تا به حکم بن عاص.
| |
|
| |
| سپس رو به معاویه کرد و اشعار مادرش [[هند بنت عتبه]] را در رثای کشتگان [[جنگ بدر]] و ستایش [[وحشی بن حرب]] (قاتل [[حمزه بن عبدالمطلب]]) بازخواند. در ''ناسخالتواریخ'' آمده که اروی در پاسخ به هند (دختر عموی خود) نیز اشعاری در نکوهش او سرود. معاویه پس از شنیدن، گفت: «خدا از گذشته درگذرد؛ حاجت خود بخواه.» اما اروی پاسخ داد: «مرا با تو حاجتی نیست» و بیرون رفت. معاویه به عمرو و مروان گفت که آنها او را به این رسوایی کشاندهاند.
| |
|
| |
| === گزارش دوم: دریافت عطا ===
| |
| برپایهٔ روایت ''بلاغات النساء''، معاویه بار دیگر از اروی خواست حاجتش را بگوید. اروی شش هزار دینار درخواست کرد و مصرف آن را چنین توضیح داد: دو هزار دینار برای خرید چشمهای در منطقهٔ خواره (برای فقیران بنیحارث)، دو هزار دینار برای تزویج جوانان بنیحارث، و دو هزار دینار برای [[حج]] و مصارف ضروری. معاویه این مصارف را پسندید و دستور داد دینارها را بپردازند. آنگاه گفت: «اگر علی بن ابیطالب بود چنین عطایی به تو نمیکرد.» اروی پاسخ داد: «راست گفتی. علی امانت را ادا میکرد و به [[قرآن]] عمل مینمود؛ اما تو امانت را ضایع کردی و به نااهلان دادی... من از مال تو نخواستم، حق خود را خواستم که خدا برای ما مقرر داشته بود.» سپس گریان شد و در رثای علی بن ابیطالب اشعاری خواند.
| |
|
| |
| == گفتوگو با عمرو عاص ==
| |
| در این هنگام، [[عمرو عاص]] واکنش نشان داد و اروی پرسید که او کیست. عمرو عاص معرفی شد و اروی به او پاسخ داد و نسبتهایی خانوادگی و اجتماعی مطرح کرد. این بخش از روایت در منابع مختلف تاریخی و ادبی با اندکی تفاوت در الفاظ و سند ذکر شده و نشاندهنده بخشی از [[منازعات سیاسی–نسبی]] در سدههای نخستین اسلامی است.
| |
|
| |
| == اشعار منسوب به اروی ==
| |
| در این دیدار ابیاتی به اروی منسوب است:
| |
| {{ب|اذا استقبلت وجه ابی حسین|رایت البدر زاغ الناظرینا}}
| |
| {{ب|و لا و اللّه لا انسی علیا|و حسن صلاته فی الراکعینا}}
| |
| {{ب|الا ابلغ معویه بن حرب|فلا قرت عیون الشامتینا}}
| |
| {{ب|افی شهر الصیام فجعتمونا|بخیر الناس طرا اجمعینا}}
| |
| {{ب|لقد علمت قریش حیث کانوا|بانک خیرها حسبا و دینا}}
| |
|
| |
| معاویه پس از شنیدن گفت که علی برتر از این وصفهاست. اشعاری نیز در رثای علی بن ابیطالب از او نقل شده:
| |
|
| |
| {{ب|الا یا عین ویحک اسعدینا|الا فابکی امیرالمؤمنینا}}
| |
| {{ب|علیاً خیر من رکب المطایا|و فارسها و من رکب السفینا}}
| |
| {{ب|و من لبس النعال و من حذاها|و من قرأ المثانی و المبینا}}
| |
|
| |
| == اختلاف در روایات ==
| |
| برخی منابع احتمال دادهاند که اروی دو بار نزد معاویه رفته است: بار نخست بدون نتیجه و بار دیگر با دریافت عطا. این احتمال برای جمع میان دو دسته روایت (''العقد الفرید'' و ''بلاغات النساء'') ارائه شدهاست.
| |
|
| |
| == منابع ==
| |
| {{Reflist|}}
| |
|
| |
| *
| |