بدون جعبه اطلاعات
بدون تصویر

حیثیات: تفاوت میان نسخه‌ها

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱: خط ۱:
حیثیات در فلسفه به معنای جهات و اعتبارات مختلفی است که از آن جهت دربارهٔ یک موضوع حکم می‌شود. فیلسوفان برای تحلیل مسائل فلسفی از انواع گوناگون حیثیت مانند حیثیت انضمامی، انتزاعی، تقییدی، تعلیلی و مطلقه استفاده می‌کنند و این مفهوم نقش مهمی در استدلال‌ها و تبیین احکام فلسفی دارد.
'''حیثیات''' در [[فلسفه]] به معنای جهات و اعتبارات مختلفی است که از آن جهت دربارهٔ یک موضوع حکم می‌شود. فیلسوفان برای تحلیل مسائل فلسفی از انواع گوناگون حیثیت مانند حیثیت انضمامی، انتزاعی، تقییدی، تعلیلی و مطلقه استفاده می‌کنند و این مفهوم نقش مهمی در استدلال‌ها و تبیین احکام فلسفی دارد.


== معنای لغوی و اصطلاحی ==
== معنای لغوی و اصطلاحی ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۶ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۳۵

حیثیات در فلسفه به معنای جهات و اعتبارات مختلفی است که از آن جهت دربارهٔ یک موضوع حکم می‌شود. فیلسوفان برای تحلیل مسائل فلسفی از انواع گوناگون حیثیت مانند حیثیت انضمامی، انتزاعی، تقییدی، تعلیلی و مطلقه استفاده می‌کنند و این مفهوم نقش مهمی در استدلال‌ها و تبیین احکام فلسفی دارد.

معنای لغوی و اصطلاحی

حیثیّات جمع حیثیت و در اصطلاح فلسفی به معنای اعتبارات و جهات لحاظ یک شیء است؛ یعنی جنبه‌ها و اعتباراتی که از آن جهت دربارهٔ یک موضوع حکم می‌شود. در حکمت گفته‌اند: «لولا الحیثیات لبطلت الحکمة»؛ یعنی اگر لحاظ حیثیات گوناگون نبود، بسیاری از تحلیل‌های فلسفی ممکن نمی‌شد.[۱]

کاربردها

یکی از کاربردهای مهم حیثیات در برهان ابطال تسلسل است. در این برهان گفته می‌شود اگر سلسله‌ای نامتناهی از علل و معلولات وجود داشته باشد که هر کدام از جهتی علت و از جهتی دیگر معلول باشند، در هر مرتبه دو حیثیت (حیثیت علت بودن و حیثیت معلول بودن) وجود خواهد داشت. در این صورت میان این حیثیات روابط متناهی برقرار می‌شود و در نتیجه آن سلسله نیز نمی‌تواند نامتناهی باشد.[۲]

در علم فلسفه

در فلسفه برای حیثیات تقسیماتی بیان شده است، از جمله:[۳]

  • حیثیت انضمامی: هنگامی است که موضوع حکم از آن جهت در نظر گرفته شود که امری دیگر در خارج به آن منضم شده است.
  • حیثیت انتزاعی: هنگامی است که موضوع از آن جهت لحاظ شود که مفهومی از آن انتزاع می‌شود.

همچنین حیثیات به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند:[۴]

  • حیثیت تقییدی: در این حالت، حیثیت مانند جزئی از موضوع در نظر گرفته می‌شود؛ مانند «ناطق» برای انسان. اختلاف این نوع حیثیات می‌تواند موجب تکثر در موضوع شود.
  • حیثیت تعلیلی: در اینجا حیثیت خارج از ذات موضوع است و برای بیان علت حکم به کار می‌رود؛ مانند علیت و معلولیت که از ذات اشیاء جدا هستند. اختلاف این حیثیات موجب تکثر در ذات موضوع نمی‌شود.
  • حیثیت مطلقه: حالتی که موضوع بدون قید و شرط خاصی لحاظ می‌شود؛ مانند تعبیر فلسفی «ماهیت من حیث هی» که در آن ماهیت نه موجود فرض می‌شود و نه معدوم.

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «حیثیات». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.