ظهیرالدین فاریابی: تفاوت میان نسخهها
(ابرابزار) |
|||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
[[رده:اهالی ایران در سده ۱۳ (میلادی)]] | [[رده:اهالی ایران در سده ۱۳ (میلادی)]] | ||
[[رده:اهالی فاریاب]] | [[رده:اهالی فاریاب]] | ||
[[رده: | [[رده:مدفونان در مقبرةالشعرا]] | ||
[[رده:درگذشتگان ۱۲۰۱ (میلادی)]] | [[رده:درگذشتگان ۱۲۰۱ (میلادی)]] | ||
[[رده:درگذشتگان ۵۹۸ (قمری)]] | [[رده:درگذشتگان ۵۹۸ (قمری)]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۴۷
ظهیرالدین فاریابی، با نام اصلی طاهر بن محمد فاریابی، از شاعران پارسیگوی سده ششم هجری بود. او اصلاً از فاریاب بود و در روزگار اتابکان آذربایجان به عراق و آذربایجان رفت و به دربار قزل ارسلان و دیگر فرمانروایان آن ناحیه پیوست. شعر او در میان تذکرهنویسان به لطافت و استواری شهرت داشت و گاه با شعر انوری سنجیده شده است. وی در قصیدهسرایی جایگاه برجستهای داشت و در ۵۹۸ قمری در تبریز درگذشت.
نام و کنیه
ظهیرالدین، طاهر بن محمد الفاریابی، مکنی به ابوالفضل، در منابع ادبی با لقبهایی مانند «ملکالکلام» و «صدرالحکماء» نیز یاد شده است.[۱]
زندگی
اصل او از فاریاب بود، اما در روزگار اتابک قزل ارسلان بن ایلدگز به عراق و آذربایجان رفت و در آن نواحی به شاعری و مدیحهسرایی پرداخت. دولتشاه سمرقندی او را شاعری بسیار فاضل دانسته و نوشته است که در شاعری مرتبهای بلند داشته است. در برخی گزارشها آمده است که گروهی از اهل فضل، سخن او را از حیث لطافت و طراوت بر شعر انوری برتر میدانستند، هرچند این داوری مورد اتفاق همگان نبود و بعضی انوری را برتر میشمردند.[۲]
در شیوه شاعری از او به عنوان شاعری صاحبسبک یاد کردهاند و دربارهٔ دانش و فضلش نیز سخن گفتهاند. او شاگرد رشیدی سمرقندی شمرده شده و در تذکرهها از مهارتش در سخنپردازی بسیار یاد شده است. عوفی نیز از آسایش و اقبالی که وی در عهد اتابک ابوبکر یافت، سخن گفته است.[۳]
درگذشت
ظهیرالدین فاریابی در سال ۵۹۸ قمری در تبریز درگذشت.[۴]
ممدوحان و معاصران
از ممدوحان ظهیرالدین فاریابی، حسامالدین اردشیر بن علاءالدوله حسن از ملوک آلباوند، طغانشاه حاکم نیشابور، محمد بن ایلدگز، قزل ارسلان و نصرةالدین ابوبکر از اتابکان آذربایجان را نام بردهاند. وی با شماری از شاعران نامدار روزگار خود نیز معاصر بود؛ از جمله خاقانی و جمالالدین عبدالرزاق. در منابع آمده است که جمالالدین عبدالرزاق ترکیببندی در ستایش او سروده و ظهیر نیز ابیاتی در ستایش جمالالدین داشته است.[۵]
ویژگی شعر
شعر ظهیر در منابع ادبی به «لطف» و «صناعت» وصف شده است. تذکرهنویسان دیوان او را آراسته و پخته دانستهاند و بر این نکته تأکید کردهاند که در سخن او نوعی طراوت و نرمی هست که آن را از بسیاری از شاعران دیگر ممتاز میکند. بخش مهمی از شهرت او به قصاید مدحی بازمیگردد، هرچند در اشعار وی مضامین اخلاقی، زهدی و عاشقانه نیز دیده میشود.[۶]
نمونه شعر
از او اشعاری در مضامین اخلاقی و مدحی نقل شده است؛ از جمله:[۷]
| جهان رباط خرابست بر گذرگه سیل | گمان مبر که به یک مشت گل شود معمور | |
| بکوش تا به سلامت به مأمنی برسی | که راه سخت مخوفست و منزلی بس دور |
و نیز:[۷]
| شرح غم تو لذت شادی به جان دهد | لعل لب تو طعم شکر در دهان دهد | |
| طاووس جان به جلوه درآید ز خرّمی | گر طوطی لبت به حدیثی زبان دهد |
پانویس
ارجاعات
- ↑ اختری، «ظهیرالدین»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «ظهیرالدین»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «ظهیرالدین»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «ظهیرالدین»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «ظهیرالدین»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «ظهیرالدین»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ اختری، «ظهیرالدین»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «ظهیرالدین». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.