بئرمعونه: تفاوت میان نسخه‌ها

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: برگردانده‌شده
خط ۱: خط ۱:
'''بئرمعونه''' محلی در [[نجد]] است که در سال چهارم هجری، گروهی از [[صحابه|صحابه محمد]] به دعوت مردم نجد اعزام شدند، اما در پی خیانت [[عامر بن طفیل]] و اتحاد قبایل اطراف، همگی جز چند تن کشته شدند. این حادثه موجب اندوه شدید [[محمد|پیامبر اسلام]] شد و او مدتی قبایل مهاجم را نفرین می‌کرد.
در ادامه، متن ارسالی شما طبق اصول دانشنامه‌ای بازنویسی و استانداردسازی شده است.


== رویداد قتل مبلغان اسلام ==
عمرو بن امیه ضمری
بئرمعونه نام چاهی یا منطقه‌ای در نجد، میان سرزمین [[بنی‌عامر]] و حره [[بنی‌سلیم]] است که یکی از حوادث مهم و تلخ تاریخ [[تاریخ اسلام|صدر اسلام]] در آن روی داد. در سال چهارم هجری، عامر بن مالک بن جعفر، مشهور به [[ابوبراء]] و ملقب به ملاعب‌الأسنه، رئیس قبیله بنی‌عامر بن صعصعه از نجد، به [[مدینه]] نزد محمد آمد. پیامبر اسلام او را به [[اسلام]] دعوت کرد. وی گرچه اسلام نپذیرفت، اما پیشنهاد داد گروهی از مسلمانان به نجد اعزام شوند تا قوم او را به اسلام دعوت کنند. محمد ابتدا بیم داشت که آنان در امان نباشند، اما ابوبراء تضمین کرد که کسی متعرضشان نخواهد شد. به این ترتیب، حدود هفتاد تن از یاران پیامبر ــ به روایتی چهل نفر ــ از جمله [[منذر بن عمرو]]، [[حرام بن ملحان]]، [[سلیم بن ملحان]]، [[حارث بن صمه]]، [[عامر بن فهیره]]، [[نافع بن بدیل]] و [[عمرو بن امیه ضمری]] به سرپرستی [[منذر بن عمرو]] اعزام شدند. آنان در کنار چاه بئرمعونه فرود آمدند و پس از سپردن نامه پیامبر اسلام به حرام بن ملحان، او مأمور شد نامه را به عامر بن طفیل، از بزرگان بنی‌عامر، برساند. عامر از پذیرش نامه خودداری کرد و یکی از همراهانش حرام را با نیزه کشت. پس از این واقعه، عامر بن طفیل قبایل سلیم، عصیه، رعل و ذکوان را فراخواند و بر [[مسلمان|مسلمانان]] در بئرمعونه حمله بردند. همه یاران محمد کشته شدند، و تنها، کعب بن زید که به شدت زخمی شده و بعدها در جنگ خندق کشته شد، زنده ماند و خود را مدینه رساند. در این واقعه، عمرو بن امیه اسیر شد، ولی به دلیل وابستگی به قبیله مضر آزاد گردید. در مسیر بازگشت، او دو تن از بنی‌عامر را ــ که در امان پیامبر اسلام بودند و وی از این امر آگاه نبود ــ کشت. پیامبر پس از آگاهی از این موضوع خون‌بهای آنان را پرداخت. این واقعه اندوه بسیاری برای پیامبر به همراه داشت و گفته‌اند او به مدت یک ماه یا چهل روز در نمازهای خود قبایل رعل، ذکوان و عصیه را نفرین می‌کرد.<ref>{{پک|1=اختری|2=۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=بئرمعونه}}</ref>
 
عمرو بن امیه ضمری از افراد شجاع و از نظامیان مکه بود که در جنگ‌های بدر و احد در صف مشرکین قریش علیه مسلمانان مشارکت داشت. او پس از بازگشت از احد اسلام آورد و به مدینه هجرت کرد. عمرو علاوه بر فعالیت‌های نظامی، به عنوان فردی هوشمند و خردمند شناخته می‌شد؛ چنان‌که مسئولیت ابلاغ نامه محمد به نجاشی، پادشاه حبشه، به وی سپرده شد. او در ماموریت‌های مختلف، از جمله وقایع بئر معونه و اعزام به قبیله بنی‌دیل، حضور داشت و گزارش‌های متعددی از فعالیت‌های جاسوسی و نظامی او در منابع ثبت شده است. عمرو بن امیه در نهایت به عنوان یکی از صحابه فعال در امور اطلاعاتی و نظامیِ دوره حضور محمد شناخته می‌شود.
 
== زندگی و فعالیت‌های نظامی ==
 
عمرو بن امیه ضمری در نبردهای اولیه میان قریش و مسلمانان، در صف نیروهای قریش قرار داشت. پس از تغییر رویکرد و پذیرش اسلام، او به مدینه مهاجرت کرد و در اقدامات سیاسی و نظامیِ حکومتِ نوپای مدینه نقش یافت. به دلیل توانمندی‌هایش، او برای ابلاغ نامه‌های دیپلماتیک به پادشاهان و حاکمان مناطق مجاور برگزیده شد و ماموریت رساندن نامه محمد به نجاشی را با موفقیت انجام داد. شرح این ماموریت در منابعی همچون طبقات ابن سعد ذکر شده است. <ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=عمرو بن امیه ضمری}}</ref>
 
اولین رویارویی او با مسلمانان در قالب جبهه خودی، واقعه بئر معونه بود که در آن اسیر شد. عامر بن طفیل او را به تلافی خون مادرش آزاد کرد. در سال هشتم هجری، او به ماموریتی نزد قبیله بنی‌دیل فرستاده شد. محمد پیش‌بینی کرده بود که اهالی این قبیله با سخنان عمرو اسلام خواهند آورد و همان‌طور نیز شد. <ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=عمرو بن امیه ضمری}}</ref>
 
== وقایع جاسوسی و اطلاعاتی ==
 
منابع تاریخی، از جمله تاریخ ابن اثیر، گزارش‌های مفصلی از ماموریت‌های اطلاعاتی عمرو بن امیه نقل کرده‌اند. پس از واقعه رجیع و کشته شدن تعدادی از مسلمانان، محمد، عمرو بن امیه و همراهی دیگر را به مکه فرستاد تا ابوسفیان را ترور کنند. عمرو بن امیه روایت می‌کند که به همراه هم‌سفرش به نزدیکی مکه رسیدند و در شکاف کوهی پناه گرفتند. در جریان شناسایی و طواف در مسجدالحرام، قریشیان متوجه حضور او شدند و وی ناچار به عقب‌نشینی شد. در مسیر بازگشت، عثمان بن مالک تیمی را در اطراف غار کشت و پس از دو روز مخفی ماندن، به سراغ پیکر خبیب بن عدی رفت تا آن را بازگرداند، اما به دلیل تعقیب مشرکین موفق نشد. <ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=عمرو بن امیه ضمری}}</ref>
 
در ادامه این سفر، عمرو بن امیه در غار ضجنان با مردی از قبیله دئل مواجه شد. آن فرد اشعاری در انکار دین اسلام خواند:
 
{شعر}
 
{ب|ولست بمسلم ما دمت حیا|ولست ادین دین المسلمینا}
 
{پایان شعر}
 
عمرو بن امیه پس از به خواب رفتن آن فرد، او را کشت و به مسیر خود ادامه داد. در راه بازگشت، دو تن از جاسوسان قریش را دید که علیه مسلمانان فعالیت می‌کردند؛ یکی را با تیر هدف قرار داد و دیگری را اسیر کرده و به مدینه آورد. گزارش شده است که محمد پس از شنیدن شرح این وقایع، برای او دعای خیر کرد. <ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=عمرو بن امیه ضمری}}</ref>


== پانویس ==
=== ارجاعات ===
=== ارجاعات ===
{{پانویس|۳|اندازه=ریز}}
 
{پانویس|3|اندازه=ریز}


=== منابع ===
=== منابع ===
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=اختری|نام=عباسعلی|پیوند نویسنده=|ویراستار=|مقاله=بئرمعونه|دانشنامه=[[دایرةالمعارف جامع اسلامی]]|عنوان جلد=دایرةالمعارف جامع اسلامی|سال=۱۳۹۰|ناشر=آرایه|مکان=تهران}}


{{درجه‌بندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=بله|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامه‌ها=تاحدودی|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}}
{{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=اختری|نام=عباسعلی|مقاله=عمرو بن امیه ضمری|دانشنامه=[[دایرةالمعارف جامع اسلامی]]|سال=۱۳۹۰|ناشر=آرایه|مکان=تهران}}


[[رده:مناطق مسکونی در عربستان سعودی]]
{درجه‌بندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=خیر|نیازمند تصویر=خیر|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامه‌ها=خیر|نیازمند مقابله با دانشنامه‌ها=خیر|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}

نسخهٔ ‏۲ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۳۴

در ادامه، متن ارسالی شما طبق اصول دانشنامه‌ای بازنویسی و استانداردسازی شده است.

عمرو بن امیه ضمری

عمرو بن امیه ضمری از افراد شجاع و از نظامیان مکه بود که در جنگ‌های بدر و احد در صف مشرکین قریش علیه مسلمانان مشارکت داشت. او پس از بازگشت از احد اسلام آورد و به مدینه هجرت کرد. عمرو علاوه بر فعالیت‌های نظامی، به عنوان فردی هوشمند و خردمند شناخته می‌شد؛ چنان‌که مسئولیت ابلاغ نامه محمد به نجاشی، پادشاه حبشه، به وی سپرده شد. او در ماموریت‌های مختلف، از جمله وقایع بئر معونه و اعزام به قبیله بنی‌دیل، حضور داشت و گزارش‌های متعددی از فعالیت‌های جاسوسی و نظامی او در منابع ثبت شده است. عمرو بن امیه در نهایت به عنوان یکی از صحابه فعال در امور اطلاعاتی و نظامیِ دوره حضور محمد شناخته می‌شود.

زندگی و فعالیت‌های نظامی

عمرو بن امیه ضمری در نبردهای اولیه میان قریش و مسلمانان، در صف نیروهای قریش قرار داشت. پس از تغییر رویکرد و پذیرش اسلام، او به مدینه مهاجرت کرد و در اقدامات سیاسی و نظامیِ حکومتِ نوپای مدینه نقش یافت. به دلیل توانمندی‌هایش، او برای ابلاغ نامه‌های دیپلماتیک به پادشاهان و حاکمان مناطق مجاور برگزیده شد و ماموریت رساندن نامه محمد به نجاشی را با موفقیت انجام داد. شرح این ماموریت در منابعی همچون طبقات ابن سعد ذکر شده است. [۱]

اولین رویارویی او با مسلمانان در قالب جبهه خودی، واقعه بئر معونه بود که در آن اسیر شد. عامر بن طفیل او را به تلافی خون مادرش آزاد کرد. در سال هشتم هجری، او به ماموریتی نزد قبیله بنی‌دیل فرستاده شد. محمد پیش‌بینی کرده بود که اهالی این قبیله با سخنان عمرو اسلام خواهند آورد و همان‌طور نیز شد. [۲]

وقایع جاسوسی و اطلاعاتی

منابع تاریخی، از جمله تاریخ ابن اثیر، گزارش‌های مفصلی از ماموریت‌های اطلاعاتی عمرو بن امیه نقل کرده‌اند. پس از واقعه رجیع و کشته شدن تعدادی از مسلمانان، محمد، عمرو بن امیه و همراهی دیگر را به مکه فرستاد تا ابوسفیان را ترور کنند. عمرو بن امیه روایت می‌کند که به همراه هم‌سفرش به نزدیکی مکه رسیدند و در شکاف کوهی پناه گرفتند. در جریان شناسایی و طواف در مسجدالحرام، قریشیان متوجه حضور او شدند و وی ناچار به عقب‌نشینی شد. در مسیر بازگشت، عثمان بن مالک تیمی را در اطراف غار کشت و پس از دو روز مخفی ماندن، به سراغ پیکر خبیب بن عدی رفت تا آن را بازگرداند، اما به دلیل تعقیب مشرکین موفق نشد. [۳]

در ادامه این سفر، عمرو بن امیه در غار ضجنان با مردی از قبیله دئل مواجه شد. آن فرد اشعاری در انکار دین اسلام خواند:

{شعر}

{ب|ولست بمسلم ما دمت حیا|ولست ادین دین المسلمینا}

{پایان شعر}

عمرو بن امیه پس از به خواب رفتن آن فرد، او را کشت و به مسیر خود ادامه داد. در راه بازگشت، دو تن از جاسوسان قریش را دید که علیه مسلمانان فعالیت می‌کردند؛ یکی را با تیر هدف قرار داد و دیگری را اسیر کرده و به مدینه آورد. گزارش شده است که محمد پس از شنیدن شرح این وقایع، برای او دعای خیر کرد. [۴]

ارجاعات

{پانویس|3|اندازه=ریز}

منابع

اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «عمرو بن امیه ضمری». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.

{درجه‌بندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=خیر|نیازمند تصویر=خیر|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامه‌ها=خیر|نیازمند مقابله با دانشنامه‌ها=خیر|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}