پیش‌نویس:زن در مسیحیت: تفاوت میان نسخه‌ها

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو
خط ۱: خط ۱:
== [[زن در مسیحیت]] ==
== [[زن در مسیحیت]] ==
زن حقیقتی است که در ادوار مختلف تاریخی، فراز و نشیب ها و مشکلات فراوانی را تحمل کرده است. هویت زن، هویت جامعه است و در حقیقت ارزش قائل شدن برای زن و خدمات و کمالات بی پایان او، ارزش قائل شدن برای تمام اقشار جامعه است.  
زن حقیقتی است که در ادوار مختلف تاریخی، فراز و نشیب ها و مشکلات فراوانی را تحمل کرده است. هویت زن، هویت جامعه است و در حقیقت ارزش قائل شدن برای زن و خدمات و کمالات بی پایان او، ارزش قائل شدن برای تمام اقشار جامعه است. در الهیات آیین مسیحی آمده است که آدم از طریق حوا فریب خورد و هر دو مرتکب نافرمانی خدا شدند و این امر موجب اخراج آنان از باغ عدن شد. مسیحیان اعتقاد دارند قداستی که در ابتدای آفرینش هر دو جنس زن و مرد داشتند به سبب گناه آدم و حوا از بین رفته و انسان برای همیشه ناپاک شد و از مقام فرزندی به یک عبد تبدیل شد. در تعالیم کلیسا آمده است سلطه‌ای که شوهر بر زن دارد و نیز مقام فرودستی که زنان در مقایسه با مردان دارند مجازات گناهی است که حوا در ابتدای آفرینش، آدم را بدان فریب داد و درجه دومی بودن زن، سمت و سویی تأدیبی برای او دارد.  
[[پرونده:زن در مسیحیت اثر ساسوفراتو.jpg|بندانگشتی|زن در مسیحیت اثر ساسوفراتو ]]
[[پرونده:زن در مسیحیت اثر ساسوفراتو.jpg|بندانگشتی|زن در مسیحیت اثر ساسوفراتو ]]



نسخهٔ ‏۱ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۶:۴۸

زن در مسیحیت

زن حقیقتی است که در ادوار مختلف تاریخی، فراز و نشیب ها و مشکلات فراوانی را تحمل کرده است. هویت زن، هویت جامعه است و در حقیقت ارزش قائل شدن برای زن و خدمات و کمالات بی پایان او، ارزش قائل شدن برای تمام اقشار جامعه است. در الهیات آیین مسیحی آمده است که آدم از طریق حوا فریب خورد و هر دو مرتکب نافرمانی خدا شدند و این امر موجب اخراج آنان از باغ عدن شد. مسیحیان اعتقاد دارند قداستی که در ابتدای آفرینش هر دو جنس زن و مرد داشتند به سبب گناه آدم و حوا از بین رفته و انسان برای همیشه ناپاک شد و از مقام فرزندی به یک عبد تبدیل شد. در تعالیم کلیسا آمده است سلطه‌ای که شوهر بر زن دارد و نیز مقام فرودستی که زنان در مقایسه با مردان دارند مجازات گناهی است که حوا در ابتدای آفرینش، آدم را بدان فریب داد و درجه دومی بودن زن، سمت و سویی تأدیبی برای او دارد.  

زن در مسیحیت اثر ساسوفراتو

تولد

به تصور مسيحيان علت مأموريت عیسی مسیح(ع) بر روی زمين،از نافرمانی و سرپيچی حّوا از دستور خداوند سرچشمه مي‌گيرد. حّوا گناه كرد و سپس آدم را مجبور به اجابت درخواستش نمود. بنابراين خداوند هر دوی آنان را از آسمان به زمين هبوط داد، آن دو، گناهانشان را كه از سوی خداوند بخشيده نشده بود به همه‌ی نسل‌هايشان واگذار نمودند و بنابراين تمام انسان‌ها زاييده می‌شوند و برای پاك كردن انسان از گناه نخستین، خداوند مجبور بود كه عيسی مسيح(ع) را كه به منزله‌ی پسر خدا بود به صليب قربانی کند.

در نامه اول پولس به تیمو تسیوس آمده است:«و باید که زن به آرامی و با کمال اطاعت گیرد و زن را به تعلیم دادن اجازت نمی‌دهیم تا آن که زیر دست مرد باشد، بلکه سکوت اختیار کند، آدم خلق شد و حوّا، آدم فریفته نشد، بلکه زن فریفته شد و از حد تجاوز نمود.»[۱]

مارتين لوتر[۲]هيچ سودی جز بچه‌دار شدن و به دنيا آوردن كودكان تا سر حد امكان، بدون توجه به جوانب آن، براي زنان قائل نيست؛«اگر آن‌ها از پا در آمدند و يا حتي مُردند، مسئله‌اي نيست، بگذاريد آنان در زايمان بميرند، زيرا اين دليل بودن آن‌ها در اينجاست.»

انجيل كاتوليك معتقد است:«زايش دختر يك خسارت است.»[۳]

دختر به عنوان مولودي دردناک و منبعی نهايی براي آبروريزی پدرش به حساب آمده است:«دختر تو نافرمان است؟ به شدت مراقب او باش كه باعث نشود تو سبب خنده‌ی دشمنانت واقع شوی و سر زبان‌ها بيفتی و در معرض شايعات مردم، قرار گيری و آبروی خود را در ميان مردم بريزی.»[۴]

تحصیل

ازدواج

اشتغال

طلاق

در آیین مسيحيت نسبت به طلاق نفرت و انزجار وجود دارد، عهد جديد صريحاً از ازدواج لاينحل و ابدی جانب‌داری مي كند. اين نسبتی است كه به عيسی(ع) می دهند، مسیحیان معتقدند عیسی(ع) گفته است:

«اما من به شما می‌گویم؛ هر كس زنش را طلاق دهد، مگر در مورد بی‌ایمانی در امر ازدواج، باعث گرديده كه او به انحراف كشيده شود و هر كس زن طلاق داده شده را به نكاح در آورد مرتكب انحراف شده است.»[۵]

اجبار نمودن زوج‌های از هم بريده به ماندن در كنار هم و مقاومت كردن در مقابل خواسته‌ها، نه مؤثر است و نه عقلانی، تعجب ندارد كه جهان مسيحيت مجبور به طلاق کلیسایی شده است.

تلمود، چندين عمل جزئی و كوچک را مطرح نموده كه شوهران را مجبور مي‌سازد تا زنان را طلاق دهند:«

۱. اگر در خيابان غذا خورد.

۲.اگر نوشيدنش در خيابان طولانی شد.

۳.اگر در خيابان فرزندش را شير داد.

در هر مورد، ربی‌مير[۶]می‌گويد:«بايد شوهرش را ترک كند.»[۷]

۴.زنی كه در طول ده سال نزايد، ربی‌ها به ما تعليم نموده‌اند كه اگر يک مرد زنی را گرفت و با او به مدت ده سال زندگی كرد و او بچه‌دار نشد، مرد بايد او را طلاق دهد.»[۸]

مطابق كتاب مقدس زن، پس از ده بار طلاق ناپاک می شود.»

کیفیت عبادات

ارجاعات

  1. «باب دوم، آیات ۱۱ تا ۱۴». نامه اول پولس به تیمو تسیوس.
  2. بانی آیین پروتستان ( ۱۴۸۳ تا ۱۵۴۶م).
  3. «فصل سوم ، آیه ۲۲». انجیل کاتولیک.
  4. «فصل سوم، آیه۳۲». همان.
  5. «فصل پنجم، آیه۳۲». انجیل متی.
  6. ربی میربن باروخ( ۱۲۱۵ تا ۱۲۹۳م)، یکی از مفسرین تلمود می باشد.یکی از مفسرین تلمود می باشد.
  7. تلمود، گیت. ۸۹.
  8. همان، یب. ۶۴.