تاریخ زنان: تفاوت میان نسخه‌ها

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب‌ها: برگردانده‌شده ویرایشگر بصری
خط ۱۸: خط ۱۸:


== زن در قرون وسطی ==
== زن در قرون وسطی ==
در جوامع اروپایی در قرون وسطی زنان حق تحصیل و شرکت در امورسیاسی را نداشتند و مردان حق داشتند هر طور که می خواهند با آنان رفتار کنند . زنان به خاطر برخی تخلفات مثل تهدید شوهر،زنا و یا حتی بحث کردن با شوهر و نق زدن،زنده زنده سوزانده می شدند. در قرن پانزده میلادی،قانون عمومی انگلستان به مرد این حق را می داد که برای حفظ نظم خانواده،همسرش را کتک بزند.در فرانسه کنفرانسی شکل گرفت مبنی بر اینکه «آیا زن انسان است یا نه؟» و بعد از بررسی های زیاد به این نتیجه رسیدند که:«زن انسان است اما انسان حقیری که برای خدمت به مردان خلق شده است».
در جوامع اروپایی در قرون وسطی زنان حق تحصیل و شرکت در امورسیاسی را نداشتند و مردان حق داشتند هر طور که می خواهند با آنان رفتار کنند . زنان به خاطر برخی تخلفات مثل تهدید شوهر،زنا و یا حتی بحث کردن با شوهر و نق زدن،زنده زنده سوزانده می شدند. در قرن پانزده میلادی،قانون عمومی انگلستان به مرد این حق را می داد که برای حفظ نظم خانواده،همسرش را کتک بزند.در سال پانصد و هشتاد و دو میلادی در فرانسه کنفرانسی شکل گرفت مبنی بر اینکه «آیا زن انسان است یا نه؟» و بعد از بررسی های زیاد به این نتیجه رسیدند که:«زن انسان است اما انسان حقیری که برای خدمت به مردان خلق شده است».





نسخهٔ ‏۷ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۶:۲۸

ظلم به زن در تاریخ

زن در عصر جاهلیت

درباره جایگاه زن در عصر جاهلیت دو اعتقاد و نظر وجود دارد .گروهی معتقدند زن در عصر جاهلیت جایگاه ممتازی داشت و نقش فعال و تأثیرگذاری در خانواده و جامعه ایفا می کرد به اعتقاد این گروه زن در عصر جاهلیت داراد استقلال رأی و اراده بود و اوضاع روشن و مناسبی داشت.بازگشت نسب بعضی از قبائل عرب به زنان،شهرت بسیاری از بزرگان عرب با نام مادرانشان،مشاوره با زنان درباره مسائل جنگی و پذیرش امان دادن زنان به سربازان دشمن دلایل عمده این اعتقاد هستند.البته شاید بازگشت انتساب نسب به مادر به دلیل ازدواج های اشتراکی و وجود زنان چند شوهر باشد در آن زمان باشد بقیه دلایل و شواهد هم که وقایع کم نظیرند و نمی توان آن را ملاک جایگاه کلی زن در آن زمان محسوب کرد.گروه دیگری که شمارشان بیشتر است معتقدند زن در عصر جاهلیت اوضاع اسف باری داشته و دلایلی که ارائه می دهند مثل کراهت از دختردار شدن ، زنده به گور کردن دختران،نداشتن حق انتخاب همسر،محرومیت از ارث و به ارث رفتن زن مانند کالا ،گواه بر این اعتقاد آنان است.[۱]

بیان شده است که در زمان جاهلیت مرد صاحب اختیار و مالک خانواده بود و زن در ردیف مردها انسان تلقی نمی شد بلکه به عنوان یک انسان درجه دو محسوب می شد.براساس روایتی ، در زمان جاهلیت اعراب زن را در ردیف کالا می شمردند و بعد از مرگ شوهر (در صورتیکه از خود پسری نداشت) به ارث دیگر پسران آن مرد از زن های دیگر در می آمد.فرزندان نیز از حقوق انسانی برخوردار نبودند و در برخی جنگ ها ، پدرانشان آنان را نزد دشمن به رهن می گذاشتند که بیشتر اوقات منجر به کشته شدن آنان می شد.با این حال پسران بر دختران ترجیح داشتند چون پسران در آینده تبدیل به جنگجویان و مدافعان قبیله می شدند و دختران در زمان جنگ چیزی جز مزاحمت و سنگینی نداشتند و در صورت اسارت موجب بی آبرویی قبیله می شدند.نفرت داشتن از فرزند دختر گاهی منجر به زنده به گور کردن آنان می شد. البته در میزان شیوع این عمل شنیع اختلاف است.بعضی آن را نادر و بعضی دیگر آن را در بیشتر قبایل شایع می دانند. به هر حال تصریح قرآن کریم به این عمل زشت دلالت بر سنگینی این مسأله دارد.[۲]

در عصر جاهلیت،بیشتر حق انتخاب همسر با مرد بود و زن کمتر نقشی در این مورد ایفا می کرد. در آن زمان حق اول برای ازدواج با دختر،پسرعموی او بود و در صورتیکه پسر عموی دختر قصد ازدواج با او را داشت،دیگران اجازه نداشتند برای ازدواج با او پیشقدم شوند.البته به مرور زمان برای کسب شرافت و موقعیت بهتر ازدواج با دیگر قبایل رایج شد و ازدواج های داخلی کمتر شد.در زمان جاهلیت مرد برای تعدد زوجات هیچ محدودیتی نداشت و لزومی نداشت که عدالت را بین آنان رعایت کند بلکه هر کدام نزد او محبوب تر بود موقعیت و وضع بهتری نسبت به بقیه داشت.حق طلاق با مرد بود و به آسانی انجام می گرفت و در بیشتر موارد مرد از روی غضب و و برای انتقام جویی و تنبیه زن و یا قبیله زن ، او را طلاق می داد.زن نیز بعد از طلاق اجازه ازدواج با مرد دیگری نداشت چون تعصب افراطی مرد این اجازه را نمی داد. البتع در بعضی موارد مرد در ازای گرفتن مالی به ازدواج همسر سابقش با مرد دیگری رضایت می داد.[۳]

زن در روم باستان

درجامعه اولیه روم،زن دارایی شوهر محسوب می شد و تحت کنترل او بود. طبق قوانین روم در آن زمان،زن اگر خطایی مرتکب می شد مرد می توانست او را کتک بزند ،طلاق بدهد و یا حتی به قتل برساند. زنانی که از طبقات بالای جامعه بودند در صورت خشونت بیش از حد همسر،حق طلاق داشتند و زنان طبقات پایین از چنین حقی محروم بودند.وقتی زنی به ازدواج مردی در می آمد تمام اموالی که به او تعلق داشتند به عنوان جهیزیه متعلق به شوهرش می شدند.[۴]

زن در یونان باستان

در یونان باستان،اعتقاد داشتند که انسان ها کامل ترین نوع حیوان و در میان انسان ها مردان کامل تر از زنان هستند به این دلیل که مردان گرم و زنان سرد هستند.گفته شده است که ارسطو فیلسوف معروف یونانی بر این اندیشه بود که زنان منشأ بی نظمی و شر هستند و موجوداتی کاملاً بی فایده هستند. فیثاغورث،ریاضی دان برجسته یونانی اینطور گفته است:«یک منشأخوبی وجود دارد که نظم ،نور و مرد را ایجاد کرده است و یک منشأ بدی وجود دارد که بی نظمی،تاریکی و زن را ایجاد کرده است».زنان آتن حق مالکیت محدودی داشتند چون شهروند کامل محسوب نمی شدند. در کتاب ناگفته های صورتی زیر نظر سید محمدحسین راجی آورده شده است که ویل دورانت در جلد دوم تاریخ تمدن می نویسد:«عقیده جاری در یونان مبنی بر این بود که نیروی توالد تنها از آن مرد است و زن جز حمل طفل و پرستاری وظیفه ای ندارد».

زن در ایران باستان

در ایران باستان اموال زن در اختیار شوهر بود و زن بدون اجاره شوهر،حق تصرف در اموال خود را نداشت. وضعبت ازدواج از در اختیار زنان نبوده و از حقوق ثابت مردان بوده است.مردان در حد توان مالی شان زن می گرفتند و هیچ محدودیتی از نظر تعداد همسر نداشتند.در ایران باستان ازدواج با محارم را جایز می شمردند و معتقد بودند ازدواج با محارم،گناهان کبیره را از بین می برد.از رفتارهای زشت دوران ساسانیان این بود که همسران خود را به یکدیگر قرض می دادندو این حق در اختیار مرد بود و رضایت زن در آن شرط نبود.فرزندانی که از این زن متولد می شدند به شوهر اول او تعلق داشتند و به عنوان نیروی کار و برده او محسوب می شدند و گاهی نیز آنان را می فروخت.

زن در قرون وسطی

در جوامع اروپایی در قرون وسطی زنان حق تحصیل و شرکت در امورسیاسی را نداشتند و مردان حق داشتند هر طور که می خواهند با آنان رفتار کنند . زنان به خاطر برخی تخلفات مثل تهدید شوهر،زنا و یا حتی بحث کردن با شوهر و نق زدن،زنده زنده سوزانده می شدند. در قرن پانزده میلادی،قانون عمومی انگلستان به مرد این حق را می داد که برای حفظ نظم خانواده،همسرش را کتک بزند.در سال پانصد و هشتاد و دو میلادی در فرانسه کنفرانسی شکل گرفت مبنی بر اینکه «آیا زن انسان است یا نه؟» و بعد از بررسی های زیاد به این نتیجه رسیدند که:«زن انسان است اما انسان حقیری که برای خدمت به مردان خلق شده است».



















































ش





















: تاریخ اسلام در آینه پژوهش نویسنده : موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره)    جلد : 24

آیا اساسا زن در ساختن تاریخ نقشی دارد یا ندارد و اصلا نقشی می‌تواند داشته‌ باشد یا نه ؟ باید داشته باشد یا نباید داشته باشد ؟ همچنین از نظر اسلام‌ این قضیه را چگونه باید بر آورد کرد ؟ زن یک نقش در تاریخ داشته و دارد که کسی منکر این نقش نیست و آن‌ نقش غیر مستقیم زن در ساختن تاریخ است . می‌گویند زن ، مرد را می‌سازد و مرد تاریخ را ، یعنی بیش از مقداری که مرد در ساختن زن می‌تواند تاثیر داشته باشد ، زن در ساختن مرد تاثیر دارد . این خودش مسئله‌ای است که‌ نمی‌خواهم امشب درباره آن بحث بکنم . آیا مرد روح و شخصیت زن را می‌سازد ، اعم از اینکه زن به عنوان مادر باشد یا به عنوان همسر ، یا نه ، این زن‌ است که فرزند و حتی شوهر را می‌سازد ؟ ( مخصوصا در مورد شوهر ) آیا زن‌ بیشتر شوهر را می‌سازد یا شوهر بیشتر زن را ؟ حتما تعجب خواهید کرد که‌ عرض بکنم آنچه که تحقیقات تاریخی و ملاحظات روانی ثابت کرده است این‌ است که زن در ساختن شخصیت مرد بیشتر مؤثر است تا مرد در ساختن شخصیت‌ زن بدین جهت است که تاثیر غیر مستقیم زن در ساختن تاریخ ، لامنکر و غیر قابل انکار است . اینکه زن ، مرد را ساخته است و مرد ، تاریخ را ، خودشداستانی است و یک مبحث خیلی مفصل . حال ببینیم نقش مستقیم زن در ساختن تاریخ چگونه است و چگونه باید باشد و چگونه می‌تواند باشد ؟ به سه شکل می‌تواند باشد . یکی اینکه اساسا زن ، نقش مستقیم در ساختن تاریخ نداشته باشد ، یعنی نقش زن ، منفی محض‌ باشد . در بسیاری از اجتماعات برای زن جز زائیدن و بچه درست کردن و اداره داخل خانه ، نقشی قائل نبوده‌اند ، یعنی زن در اجتماع بزرگ ، نقش‌ مستقیم نداشته ، نقش غیر مستقیم داشته است ، به این ترتیب که او در خانواده مؤثر بوده و فرد ساخته خانواده در اجتماع مؤثر بوده است . یعنی‌ زن ، مستقیما بدون اینکه از راه مرد تاثیری داشته باشد ، به هیچ شکل‌ تاثیری در بسیاری از اجتماعات نداشته است . ولی در این اجتماعات زن‌ علی رغم اینکه نقشی در ساختن تاریخ و اجتماع نداشته است . بدون شک و برخلاف تبلیغاتی که در این زمینه می‌کنند ، به عنوان یک شی‌ء گرانبها زندگی می‌کرده است . یعنی به عنوان یک شخص ، کمتر مؤثر بوده ، ولی یک‌ شی‌ء بسیار گرانبها بوده و به دلیل همان گرانبهائیش ، بر مرد اثر می‌گذاشته است . ارزان نبوده که توی خیابانها پخش باشد و هزاران اماکن‌ عمومی برای بهره‌گیری از او وجود داشته باشد ، بلکه فقط در دائره زندگی‌ خانوادگی مورد بهره برداری قرار می‌گرفته است . لذا قهرا برای مرد خانواده یک موجود بسیار گرانبها بوده ، چون تنها موجودی بوده که‌ احساسات جنسی و عاطفی او را اشباع می‌کرده است و طبعا و بدون شک مرد عملا در خدمت زن بوده است[۵]

  1. تاریخ اسلام در آینه پژوهش. ج. ۲۴. مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(رحمةالله علیه).
  2. همان.
  3. همان.
  4. ناگفته های صورتی. قم،نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها،دفتر نشر معارف 1402.
  5. مطهری، مرتضی. حماسه حسینی 1. ج. ۱.