حنوط: تفاوت میان نسخهها
(ابرابزار) |
(+ رده:اصطلاحات فقهی (هاتکت)) |
||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
{{درجهبندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=بله|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامهها=تاحدودی|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}} | {{درجهبندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=بله|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامهها=تاحدودی|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}} | ||
[[رده:اصطلاحات فقهی]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱۵ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۴۵
حنوط کردن در فقه اسلامی به مالیدن کافور بر برخی مواضع بدن میت پس از غسل گفته میشود و از احکام مربوط به تجهیز میت است. در معنایی گستردهتر، این واژه به روشهای باستانی حفظ جسد، بهویژه مومیایی در مصر باستان، نیز اطلاق شده است. در آن روشها بدن با مواد معطر و نمکهای خاص نگهداری میشد تا از فساد مصون بماند و گاه برای مدتهای طولانی سالم باقی بماند.
در فقه اسلامی
حنوط کردن در فقه اسلامی به مالیدن یا قرار دادن مواد خوشبو، بهویژه کافور، بر بدن میّت پس از غسل گفته میشود و از آداب و احکام مربوط به تجهیز میت بهشمار میآید. در فقه، پس از انجام غسل میت، حنوط کردن واجب دانسته شده است. مقصود از آن مالیدن کافور بر مواضع خاصی از بدن میت است. این مواضع عبارتاند از: پیشانی، کف دستها، زانوها و سر دو انگشت بزرگ پا. در برخی منابع فقهی آمده است که مالیدن کافور بر نوک بینی نیز مستحب است. همچنین تأکید شده است که کافور باید ساییده و تازه باشد و اگر بر اثر کهنگی بوی آن از میان رفته باشد، برای حنوط کافی نیست. بهتر آن است که حنوط کردن پیش از کفن کردن انجام شود، هرچند انجام آن در هنگام کفن یا پس از آن نیز مانعی ندارد. این احکام در رسالههای فقهی، از جمله در رساله «ذخیرة العباد» اثر فیض، بیان شده است.[۱]
تاریخچه
واژه حنوط در معنایی گستردهتر در تاریخ به مومیایی کردن اجساد نیز اطلاق شده است؛ روشی که در تمدنهای کهن، بهویژه در مصر باستان، رواج داشت. در این شیوه تلاش میشد بدن مردگان از فساد و تجزیه حفظ شود. گفته شده است که مهارت در این کار در میان مصریان بسیار پیشرفته بود و برخی اقوام، از جمله بنیاسرائیل، این روش را از آنان آموختند. در روش مومیایی مصریان، ابتدا بدن شکافته و اندامهای داخلی آن خارج میشد و سپس جای آنها با مواد معطر و نگهدارنده مانند مرّ، کاسیا و مواد قیری پر میشد تا رطوبت بدن جذب و از فساد جلوگیری شود. پس از آن بدن را با نمکهای مخصوص پوشانده یا مدتی در محلول نمکی نگه میداشتند. سپس جسد را در پارچههای کتانی آغشته به مواد معطر میپیچیدند و در تابوتی از چوب یا سنگ قرار میدادند. هزینه این فرایند نسبتاً زیاد بود و انجام آن گاه چندین هفته به طول میانجامید. در برخی موارد شکل و تصویر متوفی بر روی تابوت نقش میشد و تابوت را مدتی برای دیدار خویشاوندان نگاه میداشتند و سپس در آرامگاههای زیرزمینی سنگی قرار میدادند؛ اجسادی که به این روش نگهداری میشدند، گاه برای هزاران سال باقی میماندند.[۲]
در متون دینی نیز نمونههایی از حنوط یا نگهداری اجساد با مواد خوشبو ذکر شده است. برای نمونه در برخی نقلها آمده است که جسد یعقوب و یوسف به منظور انتقال به سرزمین موعود حنوط شد. همچنین در برخی منابع اشاره شده است که هنگام دفن عیسی، مواد خوشبو در میان کفن او قرار داده شد، هرچند این کار با شیوه مومیایی کامل مصریان تفاوت داشته است.[۳]
پانویس
ارجاعات
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «حنوط». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.