صاحب زنج: تفاوت میان نسخهها
(−رده:خلافت عباسی، −رده:زنگبار (هاتکت)) |
(+رده:درگذشتگان ۲۷۰ (قمری)، +رده:اهالی بصره (هاتکت)، ابرابزار) |
||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
[[رده:افراد ایرانی بحرانیتبار]] | [[رده:افراد ایرانی بحرانیتبار]] | ||
[[رده:اهالی بصره]] | |||
[[رده:اهالی ری]] | [[رده:اهالی ری]] | ||
[[رده:بحرانیان]] | [[رده:بحرانیان]] | ||
[[رده:خوارج]] | [[رده:خوارج]] | ||
[[رده:درگذشتگان ۲۷۰ (قمری)]] | |||
[[رده:صفاریان]] | [[رده:صفاریان]] | ||
[[رده:قرمطیان]] | [[رده:قرمطیان]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۲ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۱۴
صاحب زنج عنوانی است که در منابع تاریخی به علی بن محمد، رهبر قیام زنگیان در سدهٔ سوم هجری، اطلاق شده است. او در نواحی بصره و جنوب عراق با گرد آوردن گروهی از زنگیان و بردگان، شورشی گسترده پدیدآورد که چند سال خلافت عباسیان را با بحران روبهرو ساخت. دربارهٔ نسب و هویت او در منابع اختلاف هست و او خود نیز در دورههای مختلف نسبهای متفاوتی برای خویش ادعا میکرد.
نسب
در برخی منابع، نام او علی بن محمد بن احمد بن عیسی بن زید بن علی بن حسین آمده است. در گزارشهایی دیگر، نام او علی بن محمد بن عبدالرحیم و از طایفهٔ عبد قیس دانسته شده است. او در مقاطع مختلف، برای جلب پیروان، نسب خود را به شاخههای گوناگون علوی یا هاشمی منسوب میکرد و همین امر سبب اختلاف روایات دربارهٔ اصل و نسب او شده است.[۱]
زندگی
صاحب زنج در آغاز با برخی از وابستگان منتصر عباسی ارتباط داشت و آنان را مدح میگفت و از این راه صله میگرفت. سپس در سال ۲۴۹ق از سامرا به بحرین رفت و در هجر مردم را به اطاعت از خود فراخواند. او در آنجا نسبی تازه برای خود ادعا کرد و توانست گروهی را پیرامون خویش گرد آورد. در بحرین و احساء مدعی امامت شد و حتی از کرامات و الهام سخن گفت، اما پس از درگیریها و شکستهایی ناچار آن نواحی را ترک کرد.[۲]
او در سال ۲۵۴ قمری به بصره رفت و در میان برخی از گروهها و قبایل آن ناحیه، از جمله بنیضبیعه، هوادارانی یافت. در آن هنگام بصره گرفتار کشمکشهای داخلی بود و او کوشید از این آشفتگی بهره گیرد، اما دعوتش در شهر با پذیرش عمومی روبهرو نشد و پس از تعقیب عامل بصره، به بغداد گریخت. در بغداد نیز مدتی ماند و با طرح ادعاهای تازه، از جمله آگاهی از ضمایر پیروان، گروهی را به خود جذب کرد. در رمضان سال ۲۵۵ قمری بار دیگر به بصره بازگشت و این بار در نواحی سباخ و پیرامون آن، با جلب زنگیان و بردگان، جنبش خود را سامان داد. به گفتهٔ منابع، او غلامان را با وعدهٔ رهایی از بردگی، دستیابی به مال و زمین، و رهایی از رنج و سختی به سوی خود فراخواند. نخستین پیروانش گروهی از غلامان و کارگران بودند که در شرایط دشوار زندگی میکردند. صاحب زنج برای استحکام پیوند با آنان، خطبه میخواند، وعدههای اقتصادی و اجتماعی میداد و از نارضایتیهای موجود بهره میبرد.[۳]
با گسترش پیروان، او برای آنان فرماندهانی از میان خودشان تعیین کرد و به غارت روستاها و مواضع پیرامون بصره پرداخت. نیروهای او در چند نبرد، سپاهیان بصره را شکست دادند، کشتیها و اموال بسیار به دست آوردند و بر بخشهایی از نواحی اطراف چیره شدند. صاحب زنج در ادامه به اهواز، شوش و شوشتر نیز تاخت و ویرانی و کشتار فراوانی پدیدآورد. خانهها و آبادیهای بسیاری در این حملات سوخت و هر نیرویی که از بغداد برای مقابله با او اعزام میشد، مدتی با دشواری و شکست روبهرو میگردید. شورش زنگیان چند سال ادامه یافت و به یکی از مهمترین بحرانهای نظامی و اجتماعی عصر عباسی بدل شد. سرانجام در سال ۲۶۱ قمری، معتمد عباسی برادر خود ابواحمد موفق را مأمور نبرد با زنگیان کرد. موفق با سپاهی مجهز راهی بصره شد و جنگهای سختی میان دو طرف درگرفت. به تدریج قلمرو و توان صاحب زنج کاهش یافت و در سال ۲۶۹ قمری به ناحیهٔ نهر بوالخصیب عقب نشست. در این مرحله، سپاه او با تنگنای شدید و قحطی روبهرو شد و کارش رو به زوال رفت.[۴]
درگذشت
در سال ۲۷۰ قمری، با حملهای همهجانبه که به فرمان ابوالعباس، فرزند موفق، انجام شد، سپاه صاحب زنج از هم پاشید و خود او کشته شد. ابوالعباس دوازده روز مانده از جمادیالاولی، سر او را به بغداد برد و بدینگونه قیام زنگیان پایان یافت.[۵]
پانویس
ارجاعات
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «صاحب زنج». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.