| مسابقه دانشدخت | |
| اسلامیکال از تاریخ ۱۵ دی تا ۲۰ بهمن، میزبان یک همایه با موضوع زنان است. شما میتوانید در مسابقه مقالهنویسی دانشدخت، شرکت کنید و با نگارش مقاله، از جوایز آن بهرهمند باشید. اگر به موضوعات مربوط با زنان علاقهمندید، این فرصت را از دست ندهید. فهرستی از مقالات پیشنهادی جهت ایجاد یا ویرایش در اینجا وجود دارد. |
فمینیسم: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
==== فمینیسم لیبرال ==== | ==== فمینیسم لیبرال ==== | ||
فمینیسم لیبرال شناخته ترین شکل | فمینیسم لیبرال شناخته ترین شکل [[تفکر فمینیستی]] است و غالبا مترادف خود فمینیسم دانسته می شود. در این رهیافت، تبیین جایگاه زنان در جامعه بر حسب حقوق نا برابر و یا موانع مصنوعی در برابر مشارکت زنان در جهان عمومی، که فراسوی خانواده و خانه داری واقع شده است، صورت می پذیرد. در اندیشه فمینیسم لیبرال، بر حوزه عمومی و منازعات قانونی، سیاسی و نهادی برای دستیابی به حقوق برابر افراد تمرکز شده است. | ||
هدف اصلی فمینیسم لیبرال کاربرد اصول آزدی خواهانه درباره زنان و مردان، به صورت یک سان و مساوی بوده است. طرفداران این گرایش معتقدند که قوانین نباید برای زنان، حقوقی کمتر از مردان قائل شود. بر مبنای این اندیشه، زن موجودی انسانی است و همان حقوق طبیعی و سلب نشدنی مردان را دارد؛ جنسیت زن تعیین کننده حقوق او نیست؛ در قوای ادراکی و عقلی زنان هیچ نقضی نیست و آنها کاملا قادر به تعفل هستند. | هدف اصلی فمینیسم لیبرال کاربرد اصول آزدی خواهانه درباره زنان و مردان، به صورت یک سان و مساوی بوده است. طرفداران این گرایش معتقدند که قوانین نباید برای زنان، حقوقی کمتر از مردان قائل شود. بر مبنای این اندیشه، زن موجودی انسانی است و همان حقوق طبیعی و سلب نشدنی مردان را دارد؛ جنسیت زن تعیین کننده حقوق او نیست؛ در قوای ادراکی و عقلی زنان هیچ نقضی نیست و آنها کاملا قادر به تعفل هستند. | ||
علت تاکید لیبرال ها بر بی نقص بودن قوای تعقلی زنان، آن بود که نفی عقلایی بودن زنان در نوشته های فلسفی، تاریخی طولانی دارد. ارسطو، متفکران قرون وسطی و سپس فلاسفه جدید لیبرال مانند هیوم، روسو، کانت و هگل، همگی درباره قدرت تعقل زن تردید می کردند؛ از این رو. فمینیست ها با تاکید بر همین نظریه لیبرالی، درباره شناسایی حقوق سیاسی افراد بر اساس نیروی تعقل آنها، به دفاع از حقوق زنان پرداختند. آنها عقب ماندگی زنان در مقایسه با مردان را | علت تاکید لیبرال ها بر بی نقص بودن قوای تعقلی زنان، آن بود که نفی عقلایی بودن زنان در نوشته های فلسفی، تاریخی طولانی دارد. ارسطو، متفکران قرون وسطی و سپس فلاسفه جدید لیبرال مانند هیوم، روسو، کانت و هگل، همگی درباره قدرت تعقل زن تردید می کردند؛ از این رو. فمینیست ها با تاکید بر همین نظریه لیبرالی، درباره شناسایی حقوق سیاسی افراد بر اساس نیروی تعقل آنها، به دفاع از حقوق زنان پرداختند. آنها عقب ماندگی زنان در مقایسه با مردان را تنها نتیجه محرومیت آنها از دستیابی به امکانات برابر با مردان می دانستند. بدین ترتیب آنان عقیده دارند که سرشت زنان و مردان یکسان است و فقط انسان بدون جنسیت وجود دارد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=خانواده، اسلام و فمینیسم|نام=اسماعیل|نام خانوادگی=چراغی کوتیانی|ناشر=موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)|صفحه=49}}</ref> | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
نسخهٔ ۱۹ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۳:۰۶
فمینیسم واکنش زن غربی مدرن، در برابر فرهنگ به جایمانده از عصر سنت اروپایی است که از یک سو در مفاهیم جدید عصر روشنگری، در حوزه فلسفه و علوم اجتماعی مانند اومانیسم، سکولاریسم، تساوی، حقوق بشر و آزادیهای اجتماعی ریشه دارد و از سویی، وامدار موج تحولگرایی اجتماعی و سیاسی، حقوقمحوری و فضای باز پس از انقلاب فرانسه و تدوین قانون حقوق بشر در این کشور رسمیت یافت، و در نهایت نیز متأثر از موج صنعتیشدن غرب و شکلگیری طبقهای به نام سرمایهداران و کارفرمایان است.[۱]
معنای فمینیسم
واژه فمینیسم با اندکی تغییر در تلفظ، در زبانهای انگلیسی، فرانسوی و آلمانی به یک معنا به کار برده میشود. این واژه را گاه به جنبشهای سازمانیافته برای احقاق حقوق زنان و گاهی نیز به نظریهای که معتقد به برابری زن و مرد از جنبههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و حقوقی است، معنا کردهاند. استفاده از این واژه تا دهه شصت و هفتاد میلادی، کاربردی محدود در ارتباط با مسائل خاص و گروههای خاص داشت و اصلا برای اشاره به تشکلهای زنان مرسوم و رایج نبود و استفاده از این واژه برای تمام گروههای مرتبط با مسئله حقوق زنان، در همین اواخر متداول و فراگیر شده است. معادلهای فمینیسم در زبان فارسی، «زنگرایی»، «زنوری»، «زنانهنگری»، «آزادیخواهی زنان» است که البته برخی از این واژهها در بیان حقیقت فمینیسم نارسا است.[۲]
گرایش های فمینیسم
گرایش لیبرال، مارکسیست، رادیکال و سوسیالیست
فمینیسم لیبرال
فمینیسم لیبرال شناخته ترین شکل تفکر فمینیستی است و غالبا مترادف خود فمینیسم دانسته می شود. در این رهیافت، تبیین جایگاه زنان در جامعه بر حسب حقوق نا برابر و یا موانع مصنوعی در برابر مشارکت زنان در جهان عمومی، که فراسوی خانواده و خانه داری واقع شده است، صورت می پذیرد. در اندیشه فمینیسم لیبرال، بر حوزه عمومی و منازعات قانونی، سیاسی و نهادی برای دستیابی به حقوق برابر افراد تمرکز شده است.
هدف اصلی فمینیسم لیبرال کاربرد اصول آزدی خواهانه درباره زنان و مردان، به صورت یک سان و مساوی بوده است. طرفداران این گرایش معتقدند که قوانین نباید برای زنان، حقوقی کمتر از مردان قائل شود. بر مبنای این اندیشه، زن موجودی انسانی است و همان حقوق طبیعی و سلب نشدنی مردان را دارد؛ جنسیت زن تعیین کننده حقوق او نیست؛ در قوای ادراکی و عقلی زنان هیچ نقضی نیست و آنها کاملا قادر به تعفل هستند.
علت تاکید لیبرال ها بر بی نقص بودن قوای تعقلی زنان، آن بود که نفی عقلایی بودن زنان در نوشته های فلسفی، تاریخی طولانی دارد. ارسطو، متفکران قرون وسطی و سپس فلاسفه جدید لیبرال مانند هیوم، روسو، کانت و هگل، همگی درباره قدرت تعقل زن تردید می کردند؛ از این رو. فمینیست ها با تاکید بر همین نظریه لیبرالی، درباره شناسایی حقوق سیاسی افراد بر اساس نیروی تعقل آنها، به دفاع از حقوق زنان پرداختند. آنها عقب ماندگی زنان در مقایسه با مردان را تنها نتیجه محرومیت آنها از دستیابی به امکانات برابر با مردان می دانستند. بدین ترتیب آنان عقیده دارند که سرشت زنان و مردان یکسان است و فقط انسان بدون جنسیت وجود دارد.[۳]
پانویس
ارجاعات
- ↑ یزدانی و جندقی، فمینیسم و دانشهای فمینیستی، ۱۳.
- ↑ یزدانی و جندقی، فمینیسم و دانشهای فمینیستی، ۱۴.
- ↑ چراغی کوتیانی، اسماعیل. خانواده، اسلام و فمینیسم. موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره). ص. ۴۹.
منابع
- یزدانی، عباس؛ جندقی، بهروز (۱۳۸۸). فمینیسم و دانشهای فمینیستی. قم: دفتر مطالعات و تحقیقات زنان.