ذوالرمه: تفاوت میان نسخهها
(ابرابزار) |
(+رده:شاعران عربی سده ۱ (قمری)، +رده:ادیبان مسلمان (هاتکت)، ابرابزار) |
||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
{{درجهبندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=بله|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامهها=تاحدودی|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}} | {{درجهبندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=بله|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامهها=تاحدودی|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}} | ||
[[رده:ادیبان مسلمان]] | |||
[[رده:شاعران عربی سده ۱ (قمری)]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۲۲ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۰۲:۲۴
ذوالرِّمَّه با نام اصلی غیلان بن عقبة بن بهیش، با کنیه ابوالحارث، شاعر عربِ مشهور در اوایل دوره اسلامی و از سرآمدان شاعران بهشمار رفته است.
زندگی
غیلان بن عقبة بن بهیش بن مسعود بن حارثة بن عمرو بن ربیعة بن ساعدة بن کعب بن عوف بن ربیعة بن ملکان بن عُدی بن عبد مناف بن أُدّ بن طابخة بن إلیاس بن مُضَر بن نِزار بن مَعَد بن عدنان، شاعر عربی است که با کنیه ابوالحارث شناخته میشود و در منابع ادبی به لقب «ذوالرِّمَّه» شهره است. او از شاعران برجسته عرب بهشمار رفته است.[۱]
درگذشت
ذوالرّمه در سال ۱۱۷ هجری قمری درگذشت.[۲]
اشعار
گزارش شده است که روزی ذوالرّمه در بازار شتران (سوق الإبل) از اشعار خود میخواند. فرزدق، شاعر نامدار عرب، از آنجا عبور کرد و برای شنیدن سخنان او ایستاد. ذوالرّمه رو به او کرد و گفت: «ای ابا فراس، این گفتهها را چگونه میبینی؟» فرزدق پاسخ داد: «بسی نیکو است.» ذوالرّمه پرسید: «پس چگونه است که مرا در شمار سرآمدان شعر نمیآورند؟» فرزدق در پاسخ گفت: «از آن رو که گریستن تو بر ویرانهها و وصفهای تو در جایگاههای شتران است.» این گزارش را نشانهای از جایگاه شعری او و در عین حال نوع مضمون غالب شعرهایش دانستهاند. ذوالرّمه در زمره دلدادگان مشهور ادبیات عرب یاد شده است. معشوقه او «مَیَّه»، دختر مقاتل بن طلبه بن قیس بن عاصم منقری، معرفی شده و روایت شده است که بخشی از شعرهای او در وصف اوست. ابوتمام در قصیده بائیه خود به این دو دلداده اشاره کرده و گفته است:[۳]
«ما رَبْعُ مَیَّهَ مَعْموراً یُطافُ بِهِ غِیلانُ أبهی رُبًی مِن رَبْعِها الخَرِبِ»
که در آن، نام غیلان (ذوالرّمه) و میّه را در کنار هم آورده است. از اشعار ذوالرّمه در وصف معشوقهاش ابیاتی نقل شده که نمونهای از آن چنین است:[۴]
«علی وجهِ مَیٍّ مَسْحَةٌ مِن مَلاحَةٍ
وَ تحتَ الثِّیابِ العارُ لو کانَ بادِیا
ألم ترَ أنَّ الماءَ یخبُثُ طَعمُهُ
و إن کانَ لونُ الماءِ أبیضَ صافِیا
فوایضیعَهُ الشَّعْرُ الَّذی لَجَّ فانقَضی
بِمَیٍّ و لم أملِک ضَلالَ فُؤادِیا»
این ابیات را از نمونههای بیان دلدادگی او دانستهاند.[۵]
پانویس
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «ذوالرّمهٔ». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.