زنان در جنگ ایران و عراق: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
=== ۲. شرکت در عملیات: === | === ۲. شرکت در عملیات: === | ||
در جنگ ایران و عراق (۱۳۵۹-۱۳۶۷)، زنان عمدتاً در نقشهای پشتیبانی مانند امدادگری، پرستاری و تدارکات شرکت داشتند، اما موارد محدودی از حضور مستقیم در خط مقدم گزارش شده است. در خرمشهر و آبادان، گروهی از زنان بسیجی و امدادگر در سنگرسازی، نگهبانی، رساندن مهمات و اسارت نیروهای عراقی مشارکت کردند؛ مانند آمنه وهابزاده که در [[عملیات ثامنالائمه]] و [[عملیات بیتالمقدس]] حضور داشت و هفت بار مجروح شد. در | در جنگ ایران و عراق (۱۳۵۹-۱۳۶۷)، زنان عمدتاً در نقشهای پشتیبانی مانند امدادگری، پرستاری و تدارکات شرکت داشتند، اما موارد محدودی از حضور مستقیم در خط مقدم گزارش شده است. در خرمشهر و آبادان، گروهی از زنان بسیجی و امدادگر در سنگرسازی، نگهبانی، رساندن مهمات و اسارت نیروهای عراقی مشارکت کردند؛ مانند آمنه وهابزاده که در [[عملیات ثامنالائمه]] و [[عملیات بیتالمقدس]] حضور داشت و هفت بار مجروح شد. در [[سوسنگرد]]، زنان با چوبدستی یا دست خالی، سربازان عراقی را اسیر کردند. همچنین، [[فاطمه نوابصفوی]] به عنوان دیدهبان در [[عملیات بهمنشیر]] اطلاعات جمعآوری کرد.<ref>{{یادکرد ژورنال|نام۱=محمد|نام خانوادگی۱=علیپور|نام۲=جواد|نام خانوادگی۲=اکبری مطلق|نام۳=مبینا|نام خانوادگی۳=رضایی|نام۴=مریم|نام خانوادگی۴=رسولی طرقی|سال=۱۴۰۳|دوره=ششم|شماره=۱۰|صفحات=۱۷۳ -۱۹۲|عنوان=بررسی نقش زنان در دوران هشت سال دفاع مقدس: مطالعه کیفی|ژورنال=نشریه علمی مطالعات دفاع مقدس و جنگ های معاصر}}</ref> | ||
=== ۳. عکاسی و خبرنگاری === | === ۳. عکاسی و خبرنگاری === | ||
نسخهٔ ۲ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۲:۰۳
زنان از زمان مشروطه نقش خاصی در مسائل سیاسی داشتند. زنان در عرصه های مختلفی همکار مردان بودند و این همکاری بعد از انقلاب اسلامی بویژه در زمان جنگ ایران و عراق نمود بیشتری داشت. آنها در کمک رسانی و پشتیبانی پشت جبهه ها موفق و فعال عمل کرده و توانستند در پیشبرد اهداف جنگ مؤثر باشند. زنان به عنوان کنشگران اجتماعی در یک فرایند فعال از راه تعامل های معنا دار برای درک و اغییر خود اقدام می کنند.زنان در جنگ ایران و عراق با بهره گیری از فرصتی که ایجاد شده بود توانستند در حوزه ای که تا قبل از جنگ در آن سهمی نداشته یا اگر داشتند اندک بود؛ مشارکت گسترده ای داشته باشند. حوزه سیاست و اجتماعی که بیشتر سهم مردان بود.[۱]
زنان در جنگ ایران و عراق
دانشور در مقالهاش اشاره میکند: جنگ برای همه، بهویژه زنان، پیامدهایی عمیق بهبار آورد که زندگی را از ریشه دگرگون ساخت. نظم روزمره برهم خورد و زنان، هرچند در هراس بهسر میبردند، همزمان آماده بودند تا در مواجهه با دشمن و شرایط بحرانی، تصمیمات هوشمندانهای اتخاذ کنند. در ابتدا باور داشتند جنگ به مرزها محدود میماند و به شهرها و خانهها نفوذ نمیکند. اما با آغاز جنگ، برخلاف تصور رایج که زنان را صرفاً قربانیان ناتوان میپندارد، مسئولیتهایی بر عهده گرفتند که فراتر از انتظار بود. آنها که در جامعهای سنتی و مردسالار پرورش یافته بودند، در جبههها فراتر از آموزشهای پیشین، شایستگی خود را اثبات کردند. پژوهشهای پساجنگی و مصاحبه با زنانی که جنگ را از نزدیک تجربه کردهاند، نشان میدهد زنان نقشی مؤثر، کارآمد و هماهنگ ایفا نمودند؛ هرچند با ترس و اضطرابی مداوم که حتی پس از پایان جنگ نیز ادامه یافت.[۲]
نقش زنان ایرانی در جنگ
میلیونها زن ایرانی در جریان جنگ مشارکت فعال داشتند؛ برخی در کنار مردان به نبرد پرداختند و برخی دیگر با ایفای نقشهایی چون پزشک مجروحان، راننده کامیون، خبرنگار و اهداکننده خون، به پشتیبانی پرداختند. بسیاری از آنها با اهدای طلا و وجوه نقدی، هزینههای جبههها را تأمین کردند. اغلب این زنان، همچون محرکی برای شوهران و فرزندانشان عمل نمودند تا داوطلبانه به میدان جنگ بشتابند.
۱. پرستاری و مداوای مجروحین:
در طول جنگ ایران و عراق (۱۳۵۹-۱۳۶۷)، زنان نقش کلیدی در پرستاری و مداوای مجروحان ایفا کردند. آنها در بیمارستانهای صحرایی و مراکز درمانی، مسئولیتهایی مانند پانسمان زخمها، تزریق دارو، مراقبتهای اولیه و جابجایی بیماران را بر عهده داشتند. تعداد زیادی از زنان داوطلب، از جمله پرستاران آموزشدیده و نیروهای کمکی، در خط مقدم و عقبه جبههها خدمترسانی کردند. بر اساس گزارشهای رسمی، بیش از ۲۵ هزار زن در کادر درمان فعال بودند و به درمان صدها هزار مجروح کمک شایانی نمودند. این فعالیتها، علاوه بر کاهش نرخ مرگومیر، به حفظ روحیه رزمندگان نیز یاری رساند و بخشی از تلاشهای حمایتی جامعه را تشکیل میداد.[۳]
۲. شرکت در عملیات:
در جنگ ایران و عراق (۱۳۵۹-۱۳۶۷)، زنان عمدتاً در نقشهای پشتیبانی مانند امدادگری، پرستاری و تدارکات شرکت داشتند، اما موارد محدودی از حضور مستقیم در خط مقدم گزارش شده است. در خرمشهر و آبادان، گروهی از زنان بسیجی و امدادگر در سنگرسازی، نگهبانی، رساندن مهمات و اسارت نیروهای عراقی مشارکت کردند؛ مانند آمنه وهابزاده که در عملیات ثامنالائمه و عملیات بیتالمقدس حضور داشت و هفت بار مجروح شد. در سوسنگرد، زنان با چوبدستی یا دست خالی، سربازان عراقی را اسیر کردند. همچنین، فاطمه نوابصفوی به عنوان دیدهبان در عملیات بهمنشیر اطلاعات جمعآوری کرد.[۴]
۳. عکاسی و خبرنگاری
۴. پشت خط و نقش پشتیبانی
۵. حفظ آثار و خاطرات پس از جنگ
۶. آموزش
نقش زنان عراقی در جنگ
منابع
- ↑ کولایی، الهه؛ بهبهانی، سیمین (۱۴۰۰). «تجربه زیسته زنان رزمنده در جنگ ایران و عراق و باز اندیشی در نقش های سنتی سیاسی و اجتماعی آنان». پژوهشنامه علوم سیاسی. پیاپی ۶۴ (۴): ۱۴۵ تا ۱۸۰.
- ↑ دانشور، هانیه؛ کرمی قهی، محمد تقی؛ ذکائی، محمد سعید (۱۴۰۲). «روایتی زنانه از جنگ ایران و عراق، تجربیات زیسته ی زنان خوزستانی ساکن در (شهرک شهید بهشتی مشهد)». فصلنامه مطالعات فرهنگی و ارتباطات. ۱۹ (۳): ۱۱۹ -۱۴۶.
- ↑ شفیعی، سمیه سادات (۱۴۰۰). «پرستاری از مجروحان در جنگ تحمیلی: تحلیل اجتماعی اخلاق مراقبت زنانه». مطالعات راهبردی زنان. ۲۴ (۹۴): ۲۷ - ۵۰.
- ↑ علیپور، محمد؛ اکبری مطلق، جواد؛ رضایی، مبینا؛ رسولی طرقی، مریم (۱۴۰۳). «بررسی نقش زنان در دوران هشت سال دفاع مقدس: مطالعه کیفی». نشریه علمی مطالعات دفاع مقدس و جنگ های معاصر. ششم (۱۰): ۱۷۳ -۱۹۲.