سامری: تفاوت میان نسخهها
(ابرابزار) |
(+رده:بنیاسرائیل، +رده:رهبران فرقهها (هاتکت)، ابرابزار) |
||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
{{درجهبندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=خیر|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامهها=تاحدودی}} | {{درجهبندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=خیر|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامهها=تاحدودی}} | ||
[[رده:بنیاسرائیل]] | |||
[[رده:رهبران فرقهها]] | |||
نسخهٔ ۲۵ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۱۵
سامری شخصی از بنیاسرائیل بود که در غیاب موسی، با بهرهبرداری از جهل مردم، آنان را به گوسالهپرستی سوق داد. او که به روایت طبری «موسی بن ظفر» نام داشت، با استفاده از طلاهای غنیمتی و ترفندی خاص، تندیسی ساخت که صدایی شبیه گوساله داشت و توانست بخش بزرگی از قوم را فریب داده و از توحید منحرف سازد.
در منابع اسلامی
سامری، که برخی منابع نام او را موسی بن ظفر و اهل عراق دانستهاند، در زمان حضور موسی در مصر به او ایمان آورد و همراه بنیاسرائیل هجرت کرد. انگیزه انحراف او زمانی شکل گرفت که مشاهده کرد بنیاسرائیل از موسی تقاضای معبودی ملموس (همانند بتپرستان) داشتند. سامری با درک این سادگی و بلاهت، منتظر فرصتی ماند تا آنان را به گمراهی بکشاند. این فرصت زمانی فراهم شد که توقف موسی در کوه طور بیش از موعد پیشبینیشده به درازا کشید و بنیاسرائیل دچار اضطراب و سرگردانی شدند.[۱]
حیله سامری
هنگامی که بنیاسرائیل از تأخیر موسی نگران بودند، سامری به آنان القا کرد که علت نیامدن موسی، رنجش او از تصرف اموال و زیورآلات قبطیان (فرعونیان) توسط بنیاسرائیل است. او به مردم پیشنهاد داد برای رفع این نحوست و بازگشت موسی، تمامی غنایم و طلاهایی را که از مصریان به همراه داشتند، در چاهی بریزند. مردم فریب سخنان او را خورده و اموال را تسلیم کردند. سامری که در فن زرگری و ریختهگری مهارت داشت، اجناس گداختنی را نزد خود نگاه داشت تا به ادعای خود، آنها را از بین ببرد. سامری طلا و نقرههای جمعآوری شده را ذوب کرد و از آنها مجسمه یک گوساله ساخت. بر اساس گزارشهای تاریخی، او مشتی از خاک زیر سُم اسب جبرئیل (روحالامین) را که پیشتر برداشته بود، درون گوساله ریخت که باعث شد از آن تندیس صدایی برخاسته یا به شکلی اعجازآمیز جلوه کند. پس از این واقعه، سامری به بنیاسرائیل اعلام کرد که این گوساله، خدای آنان و خدای موسی است و موسی آن را فراموش کرده است. بدین ترتیب، بسیاری از بنیاسرائیل فریب خورده و به گوسالهپرستی روی آوردند.[۲]
پانویس
ارجاعات
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «سامری». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.