بدون جعبه اطلاعات
بدون تصویر

عمیر بن وهب بن خلف: تفاوت میان نسخه‌ها

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ابرابزار)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:


== زندگی ==
== زندگی ==
عمیر بن وهب از قبیله بنی‌جمح و از شجاعان قریش بود که در [[غزوه بدر]] همراه با مشرکان علیه مسلمانان جنگید و یکی از پسرانش در این نبرد به اسارت مسلمانان درآمد. پس از بازگشت به [[مکه]]، روزی در [[حجر اسماعیل]] با [[صفوان بن امیه]] دربارهٔ کشتگان بدر به گفت‌وگو نشست. عمیر به صفوان گفت اگر بدهی و عائله‌مندی مانع نبود، به بهانه سرکشی به فرزند اسیرش به مدینه می‌رفت و محمد را می‌کشت. صفوان پرداخت بدهی و سرپرستی خانواده او را به عهده گرفت به این شرط که این تصمیم پنهان بماند. عمیر شمشیر خود را تیز و زهرآلود ساخت و رهسپار مدینه شد.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=عمیر بن وهب}}</ref>
عمیر بن وهب از قبیله [[بنی‌جمح]] و از شجاعان قریش بود که در [[غزوه بدر]] همراه با مشرکان علیه مسلمانان جنگید و یکی از پسرانش در این نبرد به اسارت مسلمانان درآمد. پس از بازگشت به [[مکه]]، روزی در [[حجر اسماعیل]] با [[صفوان بن امیه]] دربارهٔ کشتگان بدر به گفت‌وگو نشست. عمیر به صفوان گفت اگر بدهی و عائله‌مندی مانع نبود، به بهانه سرکشی به فرزند اسیرش به مدینه می‌رفت و محمد را می‌کشت. صفوان پرداخت بدهی و سرپرستی خانواده او را به عهده گرفت به این شرط که این تصمیم پنهان بماند. عمیر شمشیر خود را تیز و زهرآلود ساخت و رهسپار مدینه شد.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=عمیر بن وهب}}</ref>


=== اسلام آوردن ===
با ورود عمیر به مدینه و حضور نزد پیامبر اسلام، پیامبر علت آمدنش را جویا شد. عمیر تقاضای مدارا با فرزند اسیرش را مطرح کرد، اما محمد دربارهٔ شمشیر همراهش پرسید و عمیر کوشید انگیزه خود را پنهان سازد. سرانجام محمد راز گفت‌وگوی پنهانی او و صفوان در حجر اسماعیل و توطئه قتل را آشکار کرد. عمیر با شنیدن این سخن، با تأکید بر اینکه جز [[خدا]] کسی از این راز آگاه نبوده است، [[شهادتین]] گفت و اسلام آورد. پیامبر دستور داد احکام اسلام را به او بیاموزند و فرزند اسیرش را نیز آزاد کرد.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=عمیر بن وهب}}</ref>
با ورود عمیر به مدینه و حضور نزد پیامبر اسلام، پیامبر علت آمدنش را جویا شد. عمیر تقاضای مدارا با فرزند اسیرش را مطرح کرد، اما پیامبر دربارهٔ شمشیر همراهش پرسید و عمیر کوشید انگیزه خود را پنهان سازد. سرانجام پیامبر راز گفت‌وگوی پنهانی او و صفوان در حجر اسماعیل و توطئه قتل را آشکار کرد. عمیر با شنیدن این سخن، با تأکید بر اینکه جز خدا کسی از این راز آگاه نبوده است، [[شهادتین]] را جاری ساخت و اسلام آورد. پیامبر دستور داد احکام اسلام را به او بیاموزند و فرزند اسیرش را نیز آزاد کرد.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=عمیر بن وهب}}</ref>


=== فعالیت‌های تبلیغی و حضور در نبردها ===
=== پس از پذیرش اسلام ===
عمیر پس از پذیرش اسلام، برای جبران دشمنی‌های گذشته خود و تبلیغ اسلام، با اجازه پیامبر راهی مکه شد. صفوان بن امیه که در انتظار شنیدن خبر ترور پیامبر بود، از مسلمان شدن عمیر خشمگین شد و سوگند خورد دیگر با او سخن نگوید. عمیر در مکه به تبلیغ اسلام پرداخت و گروهی به دست او مسلمان شدند. او سپس به مدینه بازگشت و در [[غزوه احد]] و دیگر نبردهای مسلمانان شرکت جست.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=عمیر بن وهب}}</ref>
عمیر پس از پذیرش اسلام، برای جبران دشمنی‌های گذشته خود و تبلیغ اسلام، با اجازه پیامبر راهی مکه شد. صفوان بن امیه که در انتظار شنیدن خبر ترور پیامبر بود، از مسلمان شدن عمیر خشمگین شد و سوگند خورد دیگر با او سخن نگوید. عمیر در مکه به تبلیغ اسلام پرداخت و گروهی به دست او مسلمان شدند. او سپس به مدینه بازگشت و در [[غزوه احد]] و دیگر نبردهای مسلمانان شرکت کرد.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=عمیر بن وهب}}</ref>


== درگذشت ==
== درگذشت ==
عمیر بن وهب تا دوران خلافت [[عمر بن خطاب]] زنده بود و در حدود سال ۲۰ هجری قمری درگذشت.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=عمیر بن وهب}}</ref>
عمیر بن وهب تا دوران [[خلافت عمر بن خطاب]] زنده بود و در حدود سال ۲۰ هجری قمری درگذشت.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=عمیر بن وهب}}</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==
خط ۱۷: خط ۱۶:


== منابع ==
== منابع ==
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=اختری|نام=عباسعلی|مقاله=عمیر بن وهب|دانشنامه=دایرةالمعارف جامع اسلامی|سال=۱۳۹۰|ناشر=آرایه|مکان=تهران}}
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=اختری|نام=عباسعلی|پیوند نویسنده=|ویراستار=|مقاله=عمیر بن وهب|دانشنامه=[[دایره‌المعارف جامع اسلامی]]|عنوان جلد=دایره‌المعارف جامع اسلامی|سال=۱۳۹۰|ناشر=آرایه|مکان=تهران}}


{{درجه‌بندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=بله|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامه‌ها=تاحدودی|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}}
{{درجه‌بندی|نیازمند پیوند=خیر|نیازمند رده=خیر|نیازمند جعبه اطلاعات=بله|نیازمند تصویر=بله|نیازمند استانداردسازی=خیر|نیازمند ویراستاری=خیر|مقابله نشده با دانشنامه‌ها=تاحدودی|تاریخ خوبیدگی=|تاریخ برگزیدگی=|توضیحات=}}

نسخهٔ ‏۱۲ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۰۶:۰۲

عمیر بن وهب بن خلف جُمَحی، از شجاعان قریش و از صحابه بود که در آغاز در غزوه بدر در صف مشرکان با مسلمانان جنگید. او پس از بدر با هدف ترور پیامبر اسلام راهی مدینه شد، اما با آگاهی پیامبر از توطئه‌اش، اسلام آورد و به مکه بازگشت و به تبلیغ دین پرداخت. وی بعدها در غزوه احد و دیگر نبردها شرکت جست و تا دوران خلافت عمر بن خطاب زیست و در حدود سال ۲۰ هجری قمری درگذشت.

زندگی

عمیر بن وهب از قبیله بنی‌جمح و از شجاعان قریش بود که در غزوه بدر همراه با مشرکان علیه مسلمانان جنگید و یکی از پسرانش در این نبرد به اسارت مسلمانان درآمد. پس از بازگشت به مکه، روزی در حجر اسماعیل با صفوان بن امیه دربارهٔ کشتگان بدر به گفت‌وگو نشست. عمیر به صفوان گفت اگر بدهی و عائله‌مندی مانع نبود، به بهانه سرکشی به فرزند اسیرش به مدینه می‌رفت و محمد را می‌کشت. صفوان پرداخت بدهی و سرپرستی خانواده او را به عهده گرفت به این شرط که این تصمیم پنهان بماند. عمیر شمشیر خود را تیز و زهرآلود ساخت و رهسپار مدینه شد.[۱]

با ورود عمیر به مدینه و حضور نزد پیامبر اسلام، پیامبر علت آمدنش را جویا شد. عمیر تقاضای مدارا با فرزند اسیرش را مطرح کرد، اما محمد دربارهٔ شمشیر همراهش پرسید و عمیر کوشید انگیزه خود را پنهان سازد. سرانجام محمد راز گفت‌وگوی پنهانی او و صفوان در حجر اسماعیل و توطئه قتل را آشکار کرد. عمیر با شنیدن این سخن، با تأکید بر اینکه جز خدا کسی از این راز آگاه نبوده است، شهادتین گفت و اسلام آورد. پیامبر دستور داد احکام اسلام را به او بیاموزند و فرزند اسیرش را نیز آزاد کرد.[۲]

پس از پذیرش اسلام

عمیر پس از پذیرش اسلام، برای جبران دشمنی‌های گذشته خود و تبلیغ اسلام، با اجازه پیامبر راهی مکه شد. صفوان بن امیه که در انتظار شنیدن خبر ترور پیامبر بود، از مسلمان شدن عمیر خشمگین شد و سوگند خورد دیگر با او سخن نگوید. عمیر در مکه به تبلیغ اسلام پرداخت و گروهی به دست او مسلمان شدند. او سپس به مدینه بازگشت و در غزوه احد و دیگر نبردهای مسلمانان شرکت کرد.[۳]

درگذشت

عمیر بن وهب تا دوران خلافت عمر بن خطاب زنده بود و در حدود سال ۲۰ هجری قمری درگذشت.[۴]

پانویس

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «عمیر بن وهب». دایره‌المعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.