زن در مسیحیت
زن حقیقتی است که در ادوار مختلف تاریخی، فراز و نشیب ها و مشکلات فراوانی را تحمل کرده است. هویت زن، هویت جامعه است و در حقیقت ارزش قائل شدن برای زن و خدمات و کمالات بی پایان او، ارزش قائل شدن برای تمام اقشار جامعه است. در الهیات آیین مسیحی آمده است که آدم از طریق حوا فریب خورد و هر دو مرتکب نافرمانی خدا شدند و این امر موجب اخراج آنان از باغ عدن شد. مسیحیان اعتقاد دارند قداستی که در ابتدای آفرینش هر دو جنس زن و مرد داشتند به سبب گناه آدم و حوا از بین رفته و انسان برای همیشه ناپاک شد و از مقام فرزندی به یک عبد تبدیل شد. در تعالیم کلیسا آمده است سلطهای که شوهر بر زن دارد و نیز مقام فرودستی که زنان در مقایسه با مردان دارند مجازات گناهی است که حوا در ابتدای آفرینش، آدم را بدان فریب داد و درجه دومی بودن زن، سمت و سویی تأدیبی برای او دارد.
تولد
به تصور مسيحيان علت مأموريت عیسی مسیح(ع) بر روی زمين،از نافرمانی و سرپيچی حّوا از دستور خداوند سرچشمه ميگيرد. حّوا گناه كرد و سپس آدم را مجبور به اجابت درخواستش نمود. بنابراين خداوند هر دوی آنان را از آسمان به زمين هبوط داد، آن دو، گناهانشان را كه از سوی خداوند بخشيده نشده بود به همهی نسلهايشان واگذار نمودند و بنابراين تمام انسانها زاييده میشوند و برای پاك كردن انسان از گناهنخستین، خداوند مجبور بود كه عيسی مسيح(ع) را كه به منزلهی پسر خدا بود به صليب قربانی کند.
در ابتدای پیدایش مسیحیت، به علت باور به این موضوع که زنان عامل ورود گناه به این عالم بودهاند، تبعیض بسیاری بر ضد آنان وجود داشت و دارای جایگاه نازلی در جامعه بودند،اما حضرت عیسی(ع) در همان زمان با زنان سخن میگفت و درباره موضوعاتی با زنان گفتگو میکرد که در آن دوران کسی زنان را درباره چنان مطالبی مخاطب قرار نمیداد.
در نامه اول پولس به تیموتسیوس آمده است:«و باید که زن به آرامی و با کمال اطاعت گیرد و زن را به تعلیم دادن اجازت نمیدهیم تا آن که زیر دست مرد باشد، بلکه سکوت اختیار کند، آدم خلق شد و حوّا، آدم فریفته نشد، بلکه زن فریفته شد و از حد تجاوز نمود.»
مارتينلوترهيچ سودی جز بچهدار شدن و به دنيا آوردن كودكان تا سر حد امكان، بدون توجه به جوانب آن، براي زنان قائل نيست؛«اگر آنها از پا در آمدند و يا حتي مُردند، مسئلهاي نيست، بگذاريد آنان در زايمان بميرند، زيرا اين دليل بودن آنها در اينجاست.»
انجيل كاتوليك معتقد است:«زايش دختر يك خسارت است.»

دختر به عنوان مولودي دردناک و منبعی نهايی براي آبروريزی پدرش به حساب آمده است:«دختر تو نافرمان است؟ به شدت مراقب او باش كه باعث نشود تو سبب خندهی دشمنانت واقع شوی و سر زبانها بيفتی و در معرض شايعات مردم، قرار گيری و آبروی خود را در ميان مردم بريزی.»
پوشش زن در مسیحیت
| بخشی از سلسله مقالات در مورد: |
| مسیحیت |
|---|
|
|
دیدگاه مسیحیت اولیه نسبت به زن
پیش از ظهور عیسی مسیح، در بسیاری از جوامع بشری، از جمله در فرهنگ یهود، به زن بهعنوان موجودی درجه دو نگریسته میشد و از حقوق اجتماعی و دینی چندانی برخوردار نبود. با آغاز رسالت عیسی، او دین خود را دین رحمت معرفی کرد و در برخورد با مردم، میان زن و مرد، برده و آزاد، یا فقیر و ثروتمند تفاوتی قائل نشد. این رفتار محبتآمیز سبب شد، گروهی از زنان از همان آغاز به او ایمان آورده و تا پایان عمر همراه او باشند. توجه خاص عیسی به زنان باعث شده است که در اناجیل، بهویژه انجیل لوقا، ردپای قابلتوجهی از نقش زنان دیده شود.[۱] به عقیده مسیحیت، تنها زن پاک عالم، مریم است و دیگر زنان همگی ناپاک و آلوده و فریبکار هستند.[۲]
تضارب آرا در میان شاگردان و متفکران مسیحی
با این حال، برخی از شاگردان و نویسندگان متون مسیحی دیدگاه مثبتی نسبت به زنان نداشتند. در رسالهها و نوشتههای بهجا مانده از شخصیتهای برجستهی مسیحی، مانند پولس و پطرس، و نیز در تفاسیر کلیسای کاتبلیک، دیدگاههای متفاوت و اغلب محدودکنندهای دربارهٔ هویت و جایگاه زن مطرح شده است. در این متون، ماجرای آفرینش حوا از دندهٔ آدم و نقش او در گناه نخستین برجسته شده است. بهعنوان مثال، در رساله اول به تیموتائوس آمده است که آدم نخست آفریده شد و سپس حوا؛ و این زن بود که فریب خورد و مرتکب گناه شد. بر پایهٔ این نگرش، درد زایمان بهعنوان مجازات حوا تعیین شد و نجات او منوط به پایبندی به ایمان و تقوا گردید. بر اساس الهیات گناه نخستین، نافرمانی حوا و سپس آدم سبب هبوط انسان از بهشت و ورود گناه به نسل بشر شد. برای پاک کردن این گناه، به باور مسیحیان، قربانی شدن عیسی مسیح بر صلیب لازم آمد. این دیدگاه، زن را در سطح هستیشناختی و اجتماعی، فرودست مرد قلمداد میکرد و هرگونه تلاش برای تغییر این نظام را مخالف ارادهٔ الهی میدانست. در نامه اول پولس به تیموتائوس بر لزوم سکوت و اطاعت زن در کلیسا و تبعیت از شوهر تأکید شده است. همچنین، بر اساس این نگرش، مشاغل عمومی برای زنان مناسب شمرده نمیشد.[۱]
تکالیف متقابل زن و شوهر
در عین حال، در بخشهایی از عهد جدید، بر رفتار محبتآمیز و احترامآمیز شوهر نسبت به همسر نیز تأکید شده است. پولس در نامه به اَفَسسیان شوهران را به محبت ورزیدن به همسرانشان، همانگونه که مسیح کلیسا را دوست دارد، فرامیخواند. پطرس نیز در نامه اول خود از شوهران میخواهد با همسران خود با احترام رفتار کنند، زیرا آنان موجوداتی ظریفتر و شریک زندگی روحانی آنان هستند و بیاحترامی به آنان مانع اجابت دعا میشود.[۱]
خلقت برای خدمت
نکتهٔ دیگری که در برخی متون مسیحی دیده میشود، این ایده است که زن برای خدمت و همدمی مرد آفریده شده است. پولس در رساله اول به قرنتیان مینویسد: «مرد برای زن آفریده نشد، بلکه زن برای مرد.» در کل، میتوان گفت که در مسیحیت اولیه، با وجود رویکرد رحمانی عیسی به زنان، تفسیرهای بعدی از متون مقدس و سنتهای کلیسایی غالباً به تقویت ساختارهای مردسالارانه و تبعیت اجتماعی و دینی زن انجامید.[۱]