عداس
عداس در روایتی از دانشمندان مسیحی و ساکن مکه پیش از بعثت و در سالهای آغازین دعوت محمد معرفی شده است. در این روایت، او پس از گفتوگو با خدیجه دربارهٔ جبرئیل، با مشاهده نشانهای بر بدن محمد، او را پیامبری دانست که آمدنش در آموزههای موسی و عیسی وعده داده شده بود.
زندگی
عداس را راهب مسیحی معرفی کردهاند. او پیش از بعثت محمد و در سالهای آغازین دعوت او در مکه میزیست و در هنگام گفتوگو با خدیجه، سالخورده و فرتوت بود. بر اساس روایت، خدیجه نزد عداس رفت و از او دربارهٔ جبرئیل پرسید. عداس پس از شنیدن نام جبرئیل، آن را مقدس دانست و از خدیجه پرسید که این نام را از چه کسی شنیده است. خدیجه پس از آنکه از او دربارهٔ حفظ راز اطمینان یافت، گفت محمد بن عبدالله ادعا میکند که جبرئیل بر او نازل میشود. عداس جبرئیل را همان فرشتهای دانست که بر موسی و عیسی نازل میشده و پیام رسالت میآورده است. بااینحال، احتمال داد که این ادعا ناشی از تأثیر شیطان یا بیماری باشد و نوشتهای به خدیجه داد تا آن را نزد محمد ببرد.[۱]
دیدار با محمد
خدیجه پس از بازگشت به خانه، محمد را در حال گفتوگو با جبرئیل دید. در همان هنگام، محمد آیاتی از سوره قلم را تلاوت میکرد: «ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ، مَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّکَ بِمَجْنُونٍ». خدیجه پس از این رویداد، محمد را نزد عداس برد. عداس از محمد خواست نزدیک او برود و شانهاش را آشکار کند. سپس با مشاهده مهر نبوت میان دو کتف او، به سجده افتاد و گفت که محمد همان پیامبری است که آمدنش در آموزههای موسی و عیسی بشارت داده شده است.[۲]
پانویس
ارجاعات
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «عداس». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.