کاربر:Maryam.1365/صفحه تمرین
-«اقرار»
معنای لغوی: اقرار در کتب لغت به اذعان یا اعتراف به حق،[1] اعتراف به شی[2] و اثبات شیء[3] تعریف شده است، ریشه آن ماده «قرَّ» به معنای «ثابت بودن» است.
تعریف اصطلاحی: فقها در کتب خویش تعاریف مختلفی از اقرار ارائه دادهاند، بعضی آن را به «اخبار بحق علی نفسه»[4] عدهای به «اخبار عن حق لازم له» و بعضی به «اخبار عن حق سابق لایقتضی تملیکاً بنفسه،بل یکشف عن سبقه»[5] تعریف کردهاند.
قانون مدنی ایران نیز به تبع فقها در ماده 1259 اقرار را چنین تعریف میکند:»اقرار عبارت از اخبار به حقی است برای غیر بر ضرر خود» علاوه بر اینها تعریف دیگری نیز از اقرار به این نحو بیان شده است:
اقرار عبارت است از اینکه کسی چیزی را که به زیانش اسناد داده شده، درست بداند.[6] و [7] اقرار
[1]- مجدالدین محمدبن یعقوب بن ابراهیم فیروز آبادی، قاموس، ج2، بیروت، دارالکتب العلمیه، بی تا، ص116
[2]- خلیل بن احمد، العین، ج5، قم، نشر هجرت، بی تا، ص22
[3]- حسین بن محمد، راغب اصفهانی، المفردات، بیروت، دارالقلم، بی تا، ص600
[4]- جعفربن حسن، محقق حلی، شرائع الاسلام، ج3،، قم،اسماعیلیان، ص143، محمدبن مکی، شهید اول، الدروس الشرعیه فی فقه الامامیه، ج1،قم، موسسه نشر اسلامی، بی تا، ص311
[5]- محمد حسن بن باقر،نجفی، جواهر الکلام، ج35،بیروت، طریق المطار،1430،ص2
[6]- محمد جعفر، جعفری لنگرودی، دانشنامه حقوقی، ج1،تهران، امیر کبیر، 1358،ص542
[7]- Reconnaissance par une partie de exactitude d un Fait alleglie contre elle.