قیس بن عاصم منقری
قیس بن عاصم منقری، از رجال برجسته عرب و از کسانی بود که به حلم و خرد شهرت داشت. او در سال نهم هجری با گروهی از بنی تمیم نزد پیامبر اسلام آمد و اسلام آورد. پیامبر از او احترام شایستهای کرد و او را «سید وَبَر» (بزرگ بادیهنشینان) خواند. قیس از پیامبر درخواست موعظه کرد و پیامبر با جملاتی کوتاه و پرفایده او را اندرز داد. او همچنین به سبب حلم و خویشتنداری، در روایتی از احنف بن قیس مورد ستایش قرار گرفته است.
زندگی
قیس بن عاصم منقری از رجال برجسته عرب و از کسانی بود که به حلم و خرد شهرت داشت. او در سال نهم هجری با گروهی از بنی تمیم نزد پیامبر آمد و اسلام آورد. پیامبر از او به شایستگی احترام کرد، چنانکه عبای خود را زیر او انداخت و او را «سید وَبَر» (بزرگ بادیهنشینان) خواند. قیس از فرصت حضور نزد پیامبر استفاده کرد و از او خواست که وی را موعظه کند. پیامبر نیز با جملاتی کوتاه و پرفایده او را پند داد.[۱]
حلم و خرد
احنف بن قیس، که خود در حلم و وقار ضربالمثل بود، نقل میکند که روزی در حضور قیس نشسته بود و او در حالی که به شمشیر خود تکیه زده بود، مردم را موعظه میکرد. ناگهان غوغایی برپا شد و گروهی با کشتهای و مردی دستبسته وارد شدند. به قیس گفتند که این مرد، برادرزاده او، پسرش را به قتل رسانده است. قیس نه تکیه خود را از شمشیر برداشت و نه سخن خود را قطع کرد و همچنان به موعظه ادامه داد تا سخنش به پایان رسید، بدون آنکه حواسش پرت شود یا لکنتی در سخن او پدید آید.[۲]
پس از پایان سخن، قیس رو به برادرزاده خود کرد و گفت: «ای برادرزاده، بد کردی، خدای خویش را عصیان نمودی و امر خویشاوندی را نادیده گرفتی، تیرت را در خودت به کار بردی، دشمنت را شاد ساختی و یکی از افراد قبیلهات را کم کردی.» سپس پسر دیگر خود را مخاطب قرار داد و گفت بازوهای پسرعمویت را بگشای، برادرت را به خاک بسپار و صد شتر دیه برادرت را از مال من به مادرش بده؛ زیرا او از خاندان دیگری است.[۳]
پانویس
ارجاعات
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «قیس بن عاصم منقری». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.