| مسابقه دانشدخت | |
| اسلامیکال از تاریخ ۱۵ دی تا ۲۰ بهمن، میزبان یک همایه با موضوع زنان است. شما میتوانید در مسابقه مقالهنویسی دانشدخت، شرکت کنید و با نگارش مقاله، از جوایز آن بهرهمند باشید. اگر به موضوعات مربوط با زنان علاقهمندید، این فرصت را از دست ندهید. فهرستی از مقالات پیشنهادی جهت ایجاد یا ویرایش در اینجا وجود دارد. |
ابنزبعری
ابنزبعری، با نام کامل عبدالله بن زبعری بن قیس، شاعر قریشی و از مخالفان اسلام در مکه، تا سال هشتم هجری از منتقدان سرسخت پیامبر اسلام بود. وی پس از فتح مکه از گذشته خود توبه کرد، اسلام آورد و اشعاری در ستایش محمد سرود. دیوان او ترکیبی از اشعار دوران شرک و توحید است.
زندگی
ابنزبعری، عبدالله بن زبعری بن قیس، شاعر عرب قریشی و از مخالفان برجسته اسلام در دوران صدر اسلام بود. وی از تیره بنیسهم بن فهر از قبیله قریش و ساکن مکه و اطراف آن بهشمار میرفت. ابنزبعری تا سال هشتم هجری بر آیین شرک باقی ماند و در این دوره، با سخنان و اشعار خود به مخالفت با پیام اسلام برخاست. از جمله اقدامات او نسبت به پیامبر اسلام، آزارهای لفظی و رفتاری گزارش شده است، از جمله قرار دادن شکمبه حیوان بر بدن وی هنگام نماز و سرودن اشعاری در طعن مقام نبوت.[۱]
با فتح مکه، ابنزبعری بههمراه هبیره بن ابیوهب به نجران گریخت. در این زمان، حسان بن ثابت، شاعر مسلمان، در شعری او را مورد هجاء قرار داد و از قدرت پیام اسلام در دنیا و عذاب الهی در آخرت بیم داد. این اشعار تأثیر عمیقی بر ابنزبعری گذاشت و او را بر آن داشت تا به مکه بازگردد و با محمد دیدار کند. وی در این دیدار از رفتار گذشته خود ابراز پشیمانی کرد و ایمان آورد.[۲]
اشعار
در برخی از اشعارش، قریش و بهویژه هاشم بن عبدمناف را ستوده و بر نقش آنان در مهماننوازی و یاری فقرا تأکید کرده است:[۳]
| کانت قریشٌ بیضةً فتقلقلت | فالمخّ خالصُها لعبدِ منافِ | |
| الرایشون ولیس یوجدُ رایشٌ | والقائلون هلمّ للأضیافِ | |
| والخالطون فقیرهم بغنیّهم | حتی یکونَ فقیرُهم کالکافی | |
| عمرو العُلی هشمَ الثریدَ لقومه | ورجالُ مکة مسنتون عجافِ |
در شعری دیگر، پس از پیروزی مشرکان در برخی نبردها، چنین سرود:[۴]
| لیت أشیاخی ببدرٍ شهدوا | جزع الخزرج من وقعِ الأسلِ | |
| حین حطّت بقباءٍ بُرکُها | واستحرّ القتلُ فی عبدالأشلِ |
پس از پذیرش اسلام، ابنزبعری اشعاری در ستایش محمد سرود، از جمله:[۵]
| یا رسولَ الملکِ إنّ لسانی | راتقٌ ما فتّقت إذ أنا بور | |
| إذ أباری الشیطان فی سَنَنِ الغی | ومن مالَ میلَهُ المثبور | |
| آمنَ اللحمُ والعظامُ لربی | ثمّ نفسی الشهیدُ أنتَ النذیر |
و نیز:[۶]
| ولقد شهدتُ بأنّ دینَکَ صادقٌ | حقاً وإنّکَ فی العبادِ جسیمُ | |
| واللهُ یشهدُ أن أحمدَ مصطفی | سسس | |
| سسس | مستقبلٌ فی الصالحینَ کریمُ |
و هنگام اعلام ایمان خود چنین سرود:[۷]
| فالآن أخضعُ للنبیّ محمدٍ | بیدٍ مطاوعةٍ وقلبٍ تائبِ | |
| ومحمدٌ أوفی البریّة ذمّةً | وأعزّ مطلوباً وأظفرَ طالبِ | |
| هادی العبادِ إلی الرشادِ وقائدٌ | للمؤمنینَ بضوءِ نورٍ ثاقبِ | |
| سسس | سسس |
پانویس
ارجاعات
- ↑ اختری، «ابنزبعری»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «ابنزبعری»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «ابنزبعری»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «ابنزبعری»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «ابنزبعری»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «ابنزبعری»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «ابنزبعری»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «ابنزبعری». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.