| مسابقه دانشدخت | |
| اسلامیکال از تاریخ ۱۵ دی تا ۲۰ بهمن، میزبان یک همایه با موضوع زنان است. شما میتوانید در مسابقه مقالهنویسی دانشدخت، شرکت کنید و با نگارش مقاله، از جوایز آن بهرهمند باشید. اگر به موضوعات مربوط با زنان علاقهمندید، این فرصت را از دست ندهید. فهرستی از مقالات پیشنهادی جهت ایجاد یا ویرایش در اینجا وجود دارد. |
قاعده لطف
قاعده لطف وضرورت امام حی
ازمهم ترین دلیل عقلی متکلمان امامیه بر وجوب امامت، می آورند قاعده لطف است. قاعده لطف، یکی از قواعد مهم و اساسی در کلام امامیه و فرقه معتزله می باشد و مسائل کلامی بسیاری بر این قاعده، استوار شده است؛ از جمله وجوب نبوت، عصمت پیامبران، تکالیف شرعی و وعد و وعید. متکلمان امامیه، بر این عقیده اند که امامت نیز از مصادیق و فروع قاعده لطف است.
تعریف لغوی قاعده لطف
واژه لطف در لغت به معناي رِفق و مدارا، قرب و نزدیکی، عنایت و مهربانی[۱]
تعریف اصطلاحی قاعده لطف
در اصطلاح کلامی، لطف از صفات فعل الهی و به معناي عنایت خاص خداوند در تسهیل امور بندگان جهت انجام تکالیف دینی و رشد و کمال آنان است؛ بدین معنا که خداوند آنچه مایه گرایش مکلفان به طاعت و دوري گزیدن آنان از معصیت است، در حق آنان افاضه می فرماید تا زمینه اطاعت پذیري آگاهانه و اختیاري بندگان از دستورات الهی و دوري آنان از معصیت او فراهم گردد و به قرب و کمال نائل شوند. متکلمان چنین لطفی را مقتضاي عدل و حکمت الهی دانسته و آن را از ناحیه خداوند واجب می شمارند.[۲]
1-کلام شیخ مفیددر قاعده لطف
«اللطف مایقرب المکلف معه الی الطاعه و یبعد عن المعصیه و لا حظ له فی التمکین و لم یبلغ حد الالجاء؛ «لطف، آن است که به سبب آن، مکلف به طاعت نزدیک و از معصیت دور می شود و در قدرت مکلف بر انجام دادن تکلیف، موثر نیست و به مرز اجبار نیز نمی رسد».[۳]
2-کلام سید مرتضی، در تعریف لطف گفته است:
«ان اللطف ما دعا الی فعل الطاعه؛ و ینقسم الی ما یختار المکلف عنده فعل الطاعه و لو لاه لم یختره، و الی مایکون اقرب الی اختیارها؛ «لطف آن است که مکلف را به انجام دادن طاعت دعوت می کند. » لطف، بر دو قسم است: یکی آن که مکلف به سبب آن، فعل طاعت را بر می گزیند و اگر آن لطف نبود، فعل طاعت را بر نمی گزید و دیگری آن که مکلف به سبب آن، نسبت به انجام دادن طاعت، نزدیک تر خواهد شد»
[1] - محمد بن نعمان،(شیخ مفید)،محقق:رضامختاری، النكت الاعتقاديه ، قم المؤتمرالعالمي لالفيه الشيخ المفيد ۱۴۱۳ق. ص35