کاربر:Balali/صفحه تمرین
اروی دختر حارث بن عبدالمطلب از خاندان بنیهاشم و از زنان سرشناس صدر اسلام بود. وی همسر ابووداعه ابن صبره بن سعید بن سهم بود و از او چهار فرزند به نامهای مطلب بن حارث، ابوسفیان بن حارث، ام جمیل و ام حکیم داشت. مادر وی اروی (غزبه) دختر قیس بن طریف بود که نسبش به فهر میرسد.
در منابع تاریخی اهل سنت از جمله ابوالفداء، ابنعبدربه، ابنشحنه و احمد بن ابیطاهر، از ملاقات اروی با معاویه و سخنان او در این دیدار یاد شده است.
بر اساس روایت ابنعایشه از حماد بن سلمه و او از حمید طویل و او از انس بن مالک، چون اروی بر معاویه وارد شد، معاویه از او احوالپرسی کرد. اروی در پاسخ مطالبی گفت که خلاصهٔ سخنان وی چنین است: «وی معاویه را به کفران نعمت، بدرفتاری با پسرعمویش (علی بن ابیطالب)، و استفاده از عنوان امیرالمؤمنین بدون آنکه این عنوان حق او باشد متهم کرد. همچنین به نزاعهای پس از درگذشت پیامبر اسلام و غصب خلافت از خاندان او اشاره نمود و خود را به بنیاسرائیل تشبیه کرد که در برابر فرعونیان قرار داشتند. او علی بن ابیطالب را به منزله هارون برای موسی دانست که قومش او را ناتوان شمردند و خواستند او را بکشند.»
در ادامه اروی گفت که سرانجام اهل بیت بهشت و سرانجام مخالفانشان دوزخ است.
در این هنگام عمرو عاص نتوانست خاموش بماند و گفت: «ای پیرزن گمراه، از این سخنان زنانه دست بردار.» اروی پرسید: تو کیستی؟ گفت: عمرو عاص.
اروی در پاسخ گفت:
«ای پسر زن بدکاره و ناپاک، تو را چهجا به سخن گفتن؟ به فکر خود باش. به خدا سوگند تو از قریش اصیل نیستی و شش تن از قریش هر یک ادعا کردهاند که پدر تواند. من خود مادرت را در ایام منا در مکه دیدم که هر ماه با مردی عاهر (زناکار) بود. چون از او پرسیدند، گفت همه با من بودهاند؛ هر کدام به او شبیهتر است، او را پدرش بدانید. چون شبیهترین آنان به تو عاص بن وائل بود، تو را به او نسبت دادند.»
این روایت در برخی از منابع تاریخی و ادبی کهن با اندکی تفاوت در الفاظ و سند ذکر شده و نشاندهندهٔ بخشی از منازعات سیاسی–نسبی در سدههای نخستین اسلامی است.
اروی در این دیدار اشعاری نیز سرود که در برخی منابع به او منسوب است:
«اذا استقبلت وجه ابی حسین
رایت البدر زاغ الناظرینا
و لا و اللّه لا انسی علیا
و حسن صلاته فی الراکعینا
الا ابلغ معویه بن حرب
فلا قرت عیون الشامتینا
افی شهر الصیام فجعتمونا
بخیر الناس طرا اجمعینا
لقد علمت قریش حیث کانوا
بانک خیرها حسبا و دینا»
پس از شنیدن این اشعار، معاویه گفت که علی بن ابیطالب برتر از این توصیفهاست و دستور داد شش هزار دینار به اروی بپردازند. اروی نیز بازگشت.
برخی منابع احتمال دادهاند که اروی دو بار نزد معاویه رفته است: بار اول بدون دستیابی به نتیجه و بار دیگر با دریافت جایزه. این احتمال برای جمع میان دو روایت مختلف ارائه شده است.