بدون جعبه اطلاعات
بدون تصویر

حرانیان

از اسلامیکال
نسخهٔ تاریخ ‏۲ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۰۳:۲۰ توسط Shahroudi (بحث | مشارکت‌ها) (+رده:دین‌های هندی، +رده:دین‌های قبیله‌ای آسیایی (هات‌کت)، ابرابزار)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

حُرّانیان، گروهی مذهبی منسوب به منطقه حران هستند که در قرن دوم هجری در دوره خلافت مأمون با تهدید قتل مواجه شدند. مأمون به دلیل عدم وجود کتاب آسمانی شناخته‌شده برای آن‌ها، آن‌ها را خارج از ذمه اسلام دانست و آنان را مجبور به انتخاب اسلام، پیوستن به یکی از ادیان اهل کتاب یا مرگ کرد. در پی این فشار، گروهی به مسیحیت و گروهی اندک به اسلام گرویدند و بخشی دیگر با پنهان‌کاری به مذهب خود باقی ماندند. برای نجات، فقیهی پیشنهاد کرد که آن‌ها خود را «صابیان» معرفی کنند، زیرا نام صابیان در قرآن آمده است؛ این ترفند موقتاً جان آن‌ها را نجات داد، اما پس از مرگ مأمون، بسیاری از آنان به دین اصلی خود بازگشتند. در نهایت، مسلمانان اجازه ازدواج با زنان حرنانی را به دلیل عدم شناخت آن‌ها به عنوان اهل کتاب، ممنوع کردند و این وضعیت تا قرن‌ها ادامه یافت. هویت آن‌ها با گروه‌های کلدانی، بودایی (بوداسپ) و هرمتی پیوند خورده و نام «صابئین» بر آن‌ها تثبیت شد، اگرچه با صابیان حقیقی مسیحی تفاوت‌هایی دارند.

معنای اصطلاحی و لغوی

حُرّانیان (یا جِ حرّانی)، نامی است که به منسوبان به منطقه «حران» (یا حرّا) داده می‌شود.[۱]

تاریخچه

طبق روایات تاریخی، در اواخر دوران خلافت معتمد عباسی، مأمون قصد لشکرکشی به روم را داشت و هنگامی که به دیار مضر رسید، گروهی از مردم را پذیرفت که دعا می‌کردند. میان این گروه، افرادی از حران بودند که لباس‌های بلند بر تن داشتند و موهای بلند و آویخته‌ای داشتند که شبیه به موهای سنان بن ثابت (جد قبادیان) توصیف شده است. مأمون با مشاهده ظاهر این گروه متعجب شد و پرسید از کدام فرقه از اهل ذمه هستند. آن‌ها پاسخ دادند «حُرّانیان» هستیم. مأمون پرسید آیا تریسا (مسیحی) هستید؟ پاسخ منفی بود. پس از پرسش دربارهٔ یهودی یا مجوسی بودن، باز هم پاسخ منفی شنیده شد. سپس مأمون پرسید آیا کتاب آسمانی دارید؟ در این لحظه، حرّانیان دچار تردید و مکث شدند. مأمون با استناد به عدم وجود کتاب آسمانی، آن‌ها را زنادقه، بت‌پرست و «اصحاب الرأس» (به معنای سرگردان و رهایی‌یافته از دین) خواند و حکم کرد که در ذمه اسلام نیستند و خونشان حلال است. مأمون تأکید کرد که جزیه مخصوص اهل کتاب است و چون آن‌ها کتابی ندارند، باید یکی از دو راه را انتخاب کنند: یا اسلام بیاورند یا به یکی از ادیان اهل کتاب که در قرآن نام برده شده (مانند نصاری) بپیوندند؛ در غیر این صورت، دستور قتل آن‌ها را صادر کرد و زمان تا بازگشت سفر را مهلتی در نظر گرفت. اگر آن‌ها در این مدت اسلام یا دین دیگری را نپذیرند، فرمان قتل و براندازی تمام گروه داده شد.[۲]

پس از خروج مأمون از محل، حرّانیان لباس‌های بلند خود را تغییر دادند، موها را کوتاه کردند و قبا را کنار گذاشتند. در پی این تهدید، بسیاری از آن‌ها به آیین تریسا (مسیحیت) گرویدند، حنجره (زنار) پوشیدند و برخی نیز اسلام آوردند. گروه اندکی نیز بر مذهب پیشین خود باقی ماندند. در این میان، فقیهی از اهل حران راهی برای نجات آنان یافت. این فقیه از حرّانیان خواست که مالی عظیم را که از زمان هارون تا آن روز در بیت‌المال خود ذخیره کرده بودند، به او بدهند و پس از بازگشت مأمون، به او بگویند که آن‌ها «صابیان» هستند، زیرا نام صابیان در کتاب آسمانی (قرآن) آمده است. این پیشنهاد پذیرفته شد و از آن پس، نام «صابئین» بر این قوم باقی ماند. با این حال، مأمون در سفر بازگشت درگذشت و هرگز به حران بازنگشت. پس از درگذشت مأمون، بسیاری از کسانی که به مسیحیت گرویده بودند، از این آیین برگشتند و دوباره به آیین حرانی خود روی آوردند. آن‌ها موهای خود را دراز کردند و لباس‌های قدیمی را بازپوشیدند. مسلمانان نیز لباس قبا (که نماد لباس اصحاب سلطان بود) را از آن‌ها منع کردند.[۳]

مردمی که در آن زمان اسلام آورده بودند، نمی‌توانستند مرتد شوند، زیرا حکم ارتداد از اسلام در فقه اسلامی قتل بود. به همین دلیل، آن‌ها دین اسلام را پنهان نگه می‌داشتند و در زیر پرده نام اسلام، دین خود را حفظ کردند. در این شرایط، مردان مسلمان با زنان حرانی ازدواج می‌کردند، اما در عین حال، زنان را به عنوان حرنانی نگه می‌داشتند. این روش (ازدواج پنهانی و حفظ دوگانه‌انگاری) در دو روستای «ترعوز» و «سلمسین» (نزدیک حران) به مدت حدود بیست سال ادامه داشت تا اینکه دو فقیه مسلمان، ابوزراره و ابوعمرو، با مشورت سایر علمای اسلامی، ازدواج مسلمانان با زنان حرانی را منع کردند و حکم کردند که گرفتن زنان حرانی (به عنوان اهل کتاب) حرام است، زیرا آن‌ها اهل کتاب محسوب نمی‌شوند. تا سال ۳۳۷ هجری قمری، هنوز برخی مردم آن منطقه حرانی و برخی دیگر (مانند بنو ابلوط و بنو قیطران) به آیین مسیحیت بودند.[۴]

بر اساس نظرات ابن‌ندیم و خوارزمی، برخی معتقدند که کلدانیان، همان صابیان و حرانیان هستند که بقایای آن‌ها در حران و عراق باقی مانده‌اند. آن‌ها پیامبری به نام «بوداسپ» را می‌شناسند که در هند ظهور کرده است. برخی دیگر نیز او را «هرمس» می‌دانند. طبق روایات، بوداسپ در دوران شاه طهمورث زندگی می‌کرد و خط پارسی را به این قوم آموخت. نام «صابئین» برای این قوم در زمان مأمون رسمی شد، اما صابیان حقیقی (فرقه‌ای از مسیحیان) و باقیمانده‌های سمنیان در هند و چین متفاوت از این گروه محسوب می‌شوند.[۵]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «حرانیان». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.