قاعده لاضرر

از اسلامیکال
نسخهٔ تاریخ ‏۲۴ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۵۶ توسط Shahroudi (بحث | مشارکت‌ها) (−رده:فقه شیعه، ±رده:واژگان فقهرده:اصطلاحات فقهی (هات‌کت)، ابرابزار)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

قاعده لاضرر یا قاعده نفی ضرر یکی از قواعد مشهور و پرکاربرد در فقه اسلامی است که بر اساس آن، هرگونه حکم یا فعلی که موجب وارد آمدن زیان به فرد یا افراد دیگر شود، در شرع منتفی یا مردود اعلام شده است. این قاعده برگرفته از حدیث نبوی «لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام» است و فقیهان در ابواب گوناگون فقه، از عبادات تا معاملات و احکام، برای استنباط احکام شرعی به آن استناد می‌کنند.[۱]

جایگاه در منابع فقهی

قاعده لاضرر از دیرباز مورد توجه فقیهان اسلام بوده است، اما در سده‌های اخیر، بحث‌های مستقلی پیرامون آن صورت گرفته و شماری از فقیهان، رساله یا کتابی مستقل را به بررسی ابعاد گوناگون آن اختصاص داده‌اند. از جمله این فقیهان می‌توان به ملا احمد نراقی، میر فتاح مراغه‌ای و شیخ انصاری اشاره کرد. شیخ مرتضی انصاری افزون بر نگارش رساله‌ای مستقل در این زمینه، در کتاب اصولی خود و نیز در لابه‌لای مباحث فقهی خویش، مکرراً به این قاعده استناد کرده و به تحلیل آن پرداخته است. پس از او، این بحث همچنان در کانون توجه آخوند خراسانی و دیگر فقیهان اسلام بوده است. در دوره معاصر، سید روح‌الله خمینی نیز رساله‌ای با عنوان بدایع الدرر فی قاعدة نفی الضرر را به این موضوع اختصاص داده است. وی همچنین در حاشیه بر کتاب کفایة الاصول با عنوان انوار الهدایة به بحث از این قاعده پرداخته است. علاوه بر این، تقریرات درس ایشان در این زمینه توسط یکی از شاگردانش با نام نیل الاوطار فی قاعدة لاضرر و لاضرار منتشر شده است.[۲]

مستندات قاعده

قاعده لاضرر برگرفته از مجموعه روایات متعددی است که در منابع حدیثی فریقین (شیعه و سنی) وجود دارد. به حدی که برخی از فقیهان بر تواتر این روایات ادعا کرده‌اند. در میان فقهای معاصر، سید روح‌الله خمینی در نخستین بخش از رساله خود با عنوان بدایع الدرر فی قاعدة نفی الضرر به نقل روایات این قاعده پرداخته است. وی دوازده روایت را در متن رساله و بیست و نه روایت را در پاورقی آن، از طریق منابع شیعه و سنی نقل کرده است. او سپس همانند ملا احمد نراقی و صاحب عناوین، به ادعای تواتر از سوی فخرالمحققین اشاره کرده و می‌نویسد: «بی‌گمان، قاعده لاضرر و لاضرار از معصوم به ما رسیده است؛ زیرا این روایت در میان شیعه و سنی مشهور است و روایات دربردارنده این فراز، مستفیض هستند، همان‌گونه که در نقل این جمله در داستان سمره بن جندب، تردیدی نیست.»[۲]

مهم‌ترین روایات مستند قاعده

از جمله مهم‌ترین مستندات این قاعده، سه روایتی است که به داستان سمره بن جندب و مرد انصاری اشاره دارند:[۲]

  1. کلینی در کافی از زراره از امام پنجم شیعیان نقل می‌کند: «سمره بن جندب، درخت خرمایی در باغ یکی از انصار داشت. منزل آن انصاری در آستانه آن باغ قرار داشت. سمره بدون اجازه از انصاری برای سرکشی از درخت خود رفت و آمد می‌کرد. مرد انصاری از سمره خواست به هنگام ورود اجازه بگیرد؛ اما او نپذیرفت. انصاری شکایت خود را نزد پیامبر اسلام برد. پیامبر، انصاری را احضار و شکایت او را به سمره اطلاع داد و از او خواست هنگامی که قصد دارد وارد باغ شود اجازه بگیرد، اما او نپذیرفت. پیامبر اسلام فرمود: در برابر آن درختی در بهشت بگیر، سمره نپذیرفت. پیامبر خطاب به مرد انصاری فرمود: «اذهب فاقلعها و ارم بها الیه فانه لاضرر و لاضرار؛ برو آن را بکن و به سویش بینداز، زیرا که در اسلام زیان رساندن و زیان دیدن وجود ندارد.» شیخ حر عاملی در وسائل الشیعه پس از نقل این روایت می‌نویسد: شیخ صدوق با اسناد خود از ابن‌بکیر و شیخ طوسی با اسناد خود از احمد بن محمد بن خالد، همین روایت را به همین شکل نقل کرده‌اند.
  2. کلینی در کافی همین روایت را با سندی دیگر و با اندکی اختلاف از عبدالله بن مسکان از زراره از محمد بن علی الباقر از قول پیامبر اسلام نقل کرده است: «انک رجل مضار و لاضرر و لاضرار علی مؤمن. قال: ثم امر بها رسول‌الله فقلعت ثم رمی بها الیه. و قال له رسول‌الله: انطلق فاغرسها حیث شئت؛ تو مردی زیان‌رساننده‌ای و زیانی بر مؤمن نیست. پیامبر دستور داد درخت او را کندند و پیش او انداختند. پیامبر فرمود: برو هر جا که خواستی آن را بکار.»
  3. روایت دیگری نیز از ابوعبیده حذاء از پنجمین امام شیعیان، دربارهٔ داستان سمره بن جندب نقل شده است.

پانویس

ارجاعات

  1. دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم. فقه. ج. ۲۱. ص. ۶.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ «نگاهی به قاعده لاضرر از دیدگاه امام خمینی». فقاهت.