طینت
طینت، به معنای سرشت و سرشتِ نخستین انسان است و در برخی روایات برای تبیین تفاوتهای اخلاقی و روحی انسانها به کار رفته است.[۱]
مفهوم
طینت از ریشهٔ «طان» بهمعنای جِبَلَّت و خلقت است. آقا جمال خوانساری طینت را جوهری میداند که آفرینشِ نَفْس از آن بوده و متناسب با عِلّیّین یا سِجّین است و ازاینرو به بدنِ مادی مربوط نمیشود. این واژه در احادیثِ شیعه نمود دارد و محتوای آن بر تفاوتِ ظاهری و دوگانگی در خلقتِ انسانهاست. براساسِ احادیثِ شیعه، طینت با کفر و ایمان و سرشت انسانها مرتبط است. سه رویکرد دربارهٔ طینت وجود دارد: دستهٔ اول روایاتِ طینت را از نظر سندی یا متنی نقد، و بر اعتبارِ آنها خدشه وارد کردهاند؛ دستهٔ دوم این روایات را بهخاطر تَقیّه میدانند و دستهٔ سوم این موضوع را هماهنگ با قرآن و دیگر احادیث دانسته و برای آن شرح و تفسیرِ عقلانی ارائه کردهاند.[۲]
در منابع اسلامی
در روایتی از مالک بن دحیه آمده است که در نزد علی بن ابیطالب دربارهٔ اختلاف مردم در خوی و خلق سخن به میان آمد. علی علت این تفاوت را طینت و سرشت نخستین آنان دانست و گفت آغاز آفرینش انسانها از مشتی خاک بوده است که از زمینهای شور و شیرین و از دشت و کوه فراهم آمده بود؛ از همینرو، آدمیان در سرشت و ویژگیهای اخلاقی با یکدیگر تفاوت دارند.[۳]
در روایتی از عمار ساباطی نقل شده است که از جعفر صادق پرسیده شد آیا مرده میپوسد. وی پاسخ داد که مرده میپوسد، تا آنجا که گوشت و استخوانی از او باقی نمیماند، مگر همان طینت که مبدأ آفرینش او بوده است. بنابر این روایت، طینت از میان نمیرود و در قبر باقی میماند تا در زمانی دیگر انسان از همان طینت و به صورت نخستین بازآفریده شود.[۴]
پانویس
ارجاعات
منابع
- نقیزاده، حسن (تابستان ۱۳۸۵). «اخبار طینت». مطالعات اسلامی. مشهد (۷۲): ۱۸۳–۲۱۲.
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «طینت». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.