بدون جعبه اطلاعات
بدون تصویر

قاضی نورالله

از اسلامیکال
نسخهٔ تاریخ ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۰۲:۴۰ توسط Islambot (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''قاضی نورالله'''، نورالله بن شریف‌الدین شوشتری مرعشی، از عالمان شیعه در عصر صفویه و فقیه، اصولی، محدث، رجالی، ادیب، متکلم، ریاضی‌دان و شاعر بود. او در سال ۹۵۶ق در شوشتر متولد شد، در سال ۹۷۹ق به مشهد و در سال ۹۹۳ق به هندوستان رفت و مدتی د...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

قاضی نورالله، نورالله بن شریف‌الدین شوشتری مرعشی، از عالمان شیعه در عصر صفویه و فقیه، اصولی، محدث، رجالی، ادیب، متکلم، ریاضی‌دان و شاعر بود. او در سال ۹۵۶ق در شوشتر متولد شد، در سال ۹۷۹ق به مشهد و در سال ۹۹۳ق به هندوستان رفت و مدتی در لاهور منصب قضاوت داشت. قاضی نورالله آثار فراوانی در علوم دینی و ادبی تألیف کرد که از مشهورترین آنها احقاق الحق و مجالس المؤمنین است. او در سال ۱۰۱۹ق در هند درگذشت.

زندگی

قاضی نورالله، نورالله بن شریف‌الدین یا شرف‌الدین شوشتری مرعشی، از عالمان بزرگ اسلام در عصر صفویه بود. نسب او بنا بر گزارش منبع با ۲۱ واسطه به سید علی مرعشی و با ۲۶ واسطه به علی بن حسین می‌رسد. او در فقه، اصول، حدیث، رجال، ادبیات، ریاضیات، علوم معقول و منقول و کلام تبحر داشت و به کمالات علمی و اخلاقی شهرت یافته بود.[۱]

قاضی نورالله در سال ۹۵۶ق در شوشتر متولد شد و تحصیل علوم را در همان شهر آغاز کرد. در سال ۹۷۹ق به مشهد رفت و از درس علامه عبدالواحد شوشتری بهره برد. سپس در سال ۹۹۳ق، در زمان اکبرشاه، به هندوستان رفت و مدتی در لاهور منصب قضاوت داشت. او در کنار فعالیت قضایی، به انجام وظایف امر به معروف و نهی از منکر و فعالیت‌های دینی می‌پرداخت.[۲]

قاضی نورالله آثار فراوانی در فنون مختلف تألیف کرد که به گزارش منبع، از جامعیت علمی او در علوم معقول و منقول حکایت دارد. در نوشته‌های او روانی، شیوایی و جذابیت خاصی دیده می‌شود. علامه سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی در مقدمه احقاق الحق از ۱۴۰ تألیف قاضی نورالله نام برده است.[۳]

آثار

از آثار قاضی نورالله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. احقاق الحق؛ در رد کتاب ابطال الباطل تألیف قاضی فضل بن روزبهان که در رد نهج الحق و کشف الصدق علامه حلی نوشته شده بود. این کتاب چندین بار به چاپ رسیده است.
  2. القام الحجر فی الرد علی ابن الحجر.
  3. تفسیر قرآن؛ در چند جلد.
  4. حاشیه بر شرح مواقف.
  5. حاشیه بر تفسیر بیضاوی.
  6. حاشیه بر شرح اشارات محقق طوسی.
  7. دلائل الشیعة فی الإمامة.
  8. دیوان قصائد.
  9. دیوان شعر.
  10. دافعة الشقاق (دافعة النفاق).
  11. الذکر الأبقی.
  12. رسالة فی ذکر اسامی وضاعی الحدیث و بیان احوالهم.
  13. رسالة فی رد شبهة فی تحقیق العلم الإلهی.
  14. رسالة فی حقیقة الوجود و رسالة أخری فی أنه لا مثل له.
  15. النور الأنور الأزهر فی تنویر خفایا رسالة القضاء و القدر للعلامة الحلی.
  16. رساله‌ای در اسطرلاب؛ این رساله به زبان فارسی و مشتمل بر صد باب است.
  17. رسالة فی الکلیات الخمس.
  18. شرح گلشن راز شبستری.
  19. الصوارم المهرقة فی الرد علی الصواعق المحرقة.
  20. گوهر شاهوار؛ به زبان فارسی.
  21. گل و سنبل؛ به زبان فارسی.
  22. کتاب فی القضاء و الشهادات.
  23. مجالس المؤمنین؛ از آثار مشهور او که چندین بار به چاپ رسیده است.
  24. الشرح علی مقامات الحریری.
  25. الشرح علی مقامات بدیع الزمان.[۴]

شعر

قاضی نورالله در شعر عربی و فارسی نیز مهارت داشت و شعر خود را با تخلص «نوری» می‌سرود. از اشعار عربی او ابیات زیر است:

لقد اسمعت لو نادیت حیّاً ولکن لا حیاة لمن تنادی

وناد لو نفخت بها أضاءت ولکن أنت تنفخ فی رمادی

از اشعار فارسی او نیز ابیاتی در مدح علی بن ابی‌طالب و در مضامین عرفانی و عاشقانه نقل شده است، از جمله:

شه سریر ولایت علی عالیقدر که کنه او نشناسد جز ایزد متعال

به قرب پایه حقش نمی‌رسد هر چند ز شاخ سدره کند وهم نردبان خیال

تا آنکه گوید خوشا دمی که شوی ساقی شراب طهور موالیان تو نوشند جام مالامال

از آن میی که گر ابلیس از آن خورد جامی چو جبرئیل شود از مقربان جلال

به تاراج دل ما هر زمان ای غم چه می‌آیی متاع خانه درویش غارت را نمی‌شاید

عشق تو نهالی است که خواری ثمر اوست من خاری از آن بادیه‌ام کاین شجر اوست

بر مائده عشق اگر روزه گشایی هشدار که صد گونه بلا ماحضر اوست

وه کاین شب هجران تو بر ما چه دراز است گویی که مگر صبح قیامت سحر اوست

فرهادصفت این همه جان کندن نوری در کوه ملامت به هوای کمر اوست.[۵]

وفات

قاضی نورالله در سال ۱۰۱۹ق، به دنبال تألیف احقاق الحق، به دست مخالفان کشته شد. بنا بر گزارشی که منبع از قاموس الاعلام نقل کرده است، پس از تألیف احقاق الحق و مجالس المؤمنین، به فرمان جهانگیرشاه احضار شد و درباره مذهب او از وی پرسش کردند. او در پاسخ از روی تقیه خود را سنی معرفی کرد. جهانگیرشاه درباره مجازات قاضی دروغگو پرسید و قاضی نورالله پاسخ داد که عزل و تعزیر است. سپس او از قضاوت عزل و تعزیر شد و در سومین ضربه تازیانه درگذشت. قبر او در اکبرآباد هند معروف و زیارتگاه دانسته شده است. صاحب مستدرک الوسائل نیز او را «شهید ثالث» خوانده است.[۶]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «قاضی نورالله». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.