قتل
قتل، به معنای کشتن یا کشتهشدن است. در منابع اسلامی، قتل از نظر عمد یا خطا و شبهعمد، و نیز از جهت مباشرت یا تسبیب، احکام متفاوتی دارد. قرآن و روایات دربارهٔ قتل و احکام و پیامدهای آن مطالبی بیان کردهاند و در ادامه، احکام قتل در شریعت یهود نیز گزارش شده است.
قتل در قرآن
در قرآن دربارهٔ قتل مؤمن به خطا و عمد احکامی بیان شده است. بنا بر آیات ۹۲ و ۹۳ سوره نساء، اگر مؤمنی به خطا کشته شود، قاتل باید بهعنوان کفاره یک بنده مؤمن را آزاد کند و دیه را به اولیای مقتول بپردازد، مگر آنکه ورثه دیه را ببخشند. اگر مقتول مؤمن و از قومی دشمن باشد، آزاد کردن یک بنده مؤمن کفاره قتل است و اگر مقتول از قومی باشد که میان آنان و مسلمانان پیمان برقرار است، پرداخت دیه و آزاد کردن یک بنده مؤمن لازم است. اگر قاتل توان آزاد کردن بنده را نداشته باشد، باید دو ماه پیاپی روزه بگیرد. در همان آیات، برای قتل عمد مؤمن، جهنم و خلود در آن، خشم و لعنت خداوند و عذاب عظیم بیان شده است. (نساء ۹۲–۹۳)[۱]
قتل در روایات
از علی بن ابیطالب نقل شده است: «من سلّ سیف البغی قُتِلَ به»؛ یعنی آن کس که شمشیر عدوان بکشد، خود بدان کشته شود. همچنین از او نقل شده است: «رُبّ عالم قد قتله جهله و علمه معه لا ینفعه»؛ یعنی چه بسیار دانشمندی که نادانیاش او را کشته و نابود ساخته است، در حالی که دانشش را با خود دارد و این دانش به او سود نمیدهد. (نهج حکمت ۳۴۹ و ۱۰۷)[۲]
همچنین از علی بن ابیطالب نقل شده است: «انّ اکرم الموت القتل، والذي نفس ابن ابی طالب بیده، لالف ضربۀ بالسیف اهون علیّ من میتۀ علی الفراش فی غیر طاعۀ الله»؛ یعنی محترمانهترین مرگ، کشتهشدن است و سوگند به آنکه جان پسر ابوطالب به دست او است، هزار ضربت شمشیر برای من آسانتر از مردن بر بستر در غیر طاعت پروردگار است. (نهج خطبه ۱۲۳)[۳]
در روایت دیگری از علی بن ابیطالب آمده است: «من اَحَدَّ سِنانَ الغضب لله قوي علی قتل اشدّاء الباطل»؛ یعنی کسی که سرنیزه خشم خویش را برای خدا تیز کند، در کشتن سردمداران باطل نیرومند گردد. (نهج حکمت ۱۷۴)[۴]
قتل خطا
قتل خطا آن است که، برای مثال، کسی پرندهای را هدف قرار دهد، ولی تیر او به خطا رود و انسانی را بکشد. چنین قتلی موجب دیه میشود و دیه آن را باید عاقله، یعنی خویشان پدری قاتل، بپردازند. ضابطه قتل خطا آن است که نه عمل و نه قتل از روی عمد نباشد.[۵]
قتل شبه عمد
قتل شبه عمد آن است که کسی دیگری را به قصد تأدیب کتک بزند و شخص مضروب بمیرد؛ در این حالت، عمل از روی عمد صورت گرفته، ولی قتل مقصود نبوده است. چنین قتلی موجب دیه میشود و دیه را باید خود قاتل بپردازد.[۶]
قتل عمد
قتل عمد موجب قصاص است، نه دیه. قتل عمد هنگامی است که عاقل بالغی قصد کشتن کند و از وسیلهای استفاده کند که غالباً با آن قتل واقع میشود. اگر قصد کشتن با وسیلهای باشد که بهندرت با آن قتل تحقق مییابد و قتل واقع شود، بنا بر گزارش منبع، اظهر و اشبه آن است که قصاص شود.[۷]
قتل عمد گاه به مباشرت و گاه به واسطه و تسبیب حاصل میشود. قتل عمد مباشری مانند کشتن، خفه کردن، خوراندن زهر کشنده یا ضربه زدن با شمشیر و چاقو است. قتل عمد سببی مراتبی دارد: نخست، شخص جنایتکار بهتنهایی عامل سببی باشد که موجب قتل شود؛ مانند اینکه کسی را در آتش بیندازد و موجب مرگ او شود. دوم، شخص مورد جنایت نیز با جانی در امر قتل مباشرت داشته باشد؛ مانند اینکه غذای زهرآگین برای مجنیعلیه آماده کند و او آن را بخورد. سوم، حیوان در امر قتل مباشرت داشته باشد و چهارم، انسان دیگری در قتل مباشرت داشته باشد. (شرایع محقق، فصل قصاص و دیات)[۸]
قتل در شریعت یهود
در میان قوم یهود، حکم قتل عمد قصاص قاتل بود و بنا بر گزارش منبع، استثنایی در آن وجود نداشت. در سفر خروج نیز آمده است که قاتل از نزد مذبح برای کشتهشدن برده شود. همچنین اگر گاوی شخصی را شاخ بزند و موجب مرگ او شود و آن گاو پیشتر به شاخ زدن معروف بوده باشد، صاحب گاو قاتل محسوب میشد و باید خود او همراه با گاو کشته میشد. (سفر خروج ۲۱:۲۸–۳۰، ۳۲ و اعداد ۳۵:۱۶، ۲۱)[۹]
قتل عمد و قباحت آن، بنا بر گزارش منبع، در میان اسرائیلیان اهمیت زیادی داشت؛ بهگونهای که با گذشت زمان، سنت نشستن در شهرهای بست یا پناه بردن به اماکن مشرفه موجب استخلاص و برائت ذمه قاتل نمیشد و در هر صورت او را قصاص میکردند. (تاریخ اول پادشاهان ۲:۲۸؛ انجیل متی ۵:۲۱؛ ۱۹:۹ و ۲۴:۱۳)[۱۰]
از جمله احکام و شرایعی که به قوم اسرائیل اختصاص داشت، این بود که اگر کسی شبانه خانه دیگری را نقب زده و سوراخ میکرد، قتل او جایز بود و در قتل وی مسامحه روا نبود، حتی اگر نقب زدن در روز اتفاق میافتاد. (سفر پیدایش ۶:۹ و ۲۲:۳)[۱۱]
به کشتن نیز رجوع شود.
پانویس
ارجاعات
- ↑ اختری، «قتل»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قتل»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قتل»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قتل»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قتل»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قتل»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قتل»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قتل»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قتل»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قتل»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
- ↑ اختری، «قتل»، دایرةالمعارف جامع اسلامی.
منابع
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «قتل». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.