آبشخاتون
آبشخاتون (/a(ā)bešxāūn/) (حک. ۶۶۳–۶۸۴ ه.ق) از زنان ملکه و فرمانروای قرن هفتم هجری بود و آخرین حاکم فارس از خانواده اتابکان فارس یا سلغریان بهشمار میرفت. او دوران حکومت نسبتاً طولانی داشت و با چالشهای سیاسی و اقتصادی مهمی در فارس مواجه شد.
زندگی و خاندان
آبشخاتون دختر اتابک سعد بن ابیبکر و ترکانخاتون و نوه دختری بُراق حاجب بود و همسر هولاکوخان مغول بود. او در سال ۶۶۲ ه.ق پس از درگذشت سلجوق شاه، در سن پایین به حکمرانی فارس رسید و ۲۲ سال بر این منطقه حکمرانی کرد.[۱]
آبشخاتون موضوع اشعار شاعران نیز بوده است؛ سعدی وی را در غزلی مدح کرده و عبداللّه بن فضلاللّه شیرازی معروف به وصافالحضره در مرگ او مرثیه سروده است.[۲]
دوران حکومت
پس از قتل سلجوق شاه به دست مغولان و نبود وارث مرد از خاندان سلغری، آبشخاتون در ۶۶۳ ه.ق به اتابکی فارس برگزیده شد. هلاکوخان برای تسهیل اداره فارس، او را برای پسرش منگو تیمور خواستگاری کرد و با ازدواج آنها، فارس به متصرفات مغولان افزوده شد. در دوران حکومت او، شورشهایی مانند ادعای مهدویت قاضی سید شرفالدین ابراهیم سرکوب شد، اما مشکلات اقتصادی و خراج سنگین مردم همچنان ادامه یافت. ایلخانان مغول کارگزاران خود را به فارس گسیل کردند و آبشخاتون از اعمال مستقیم قدرت بهطور مؤثر محروم شد.[۳]
با مرگ سلطان احمد تکودار و جانشینی ارغون خان، آبشخاتون حق دخالت در امور حکومتی نداشت و تنها به عنوان اتابکی تشریفاتی باقی ماند. او با گماردن نزدیکانش به حکومت نواحی، اقدام به ضبط زمینها و اعمال قدرت محلی کرد که موجب نارضایتی مردم شد. در این دوره، فردی به نام سید عمادالدین به قتل رسید و آبشخاتون به تبریز احضار و محاکمه شد. او محکوم به پرداخت جریمههای مالی شد و در همان شهر درگذشت.[۴][۵]
درگذشت
تاریخ دقیق مرگ آبشخاتون محل اختلاف است و منابع مختلف سالهای ۶۸۴ تا ۶۸۶ ه.ق را ذکر کردهاند. او به رسم مغولان با زر و زیور دفن شد و عایداتش طبق وصیت به دختران، غلامان و شاهزادگان تعلق گرفت.[۶]
آثار و بناها
از آثار باقیمانده از آبشخاتون در شیراز میتوان مدرسهای در کوی طناببافان و کاروانسرای معروف به رباط آبش را نام برد. همچنین هشت سکه از دوران حکومت او موجود است که پنج سکه در موزه بریتانیا و سه سکه در ترکیه نگهداری میشوند.
بنای معروف به آبشخاتون در شیراز، در محله دروازه قصابخانه واقع شده و بنای چهارضلعی آن با گنبد حدود ۲۰ متر، کاشیکاری و کتیبههایی دارد. این بنا در دی ماه ۱۳۱۰ ش. در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است.[۷]
منابع
- ↑ اُچوک، بحریه (۱۳۷۴). زنان فرمانروا در دولتهای اسلامی. ترجمهٔ محمدتقی امامی. تهران: کورش. ص. ۲۱۹-۲۲۵.
- ↑ وصافالحضره، عبداللّه (۱۳۳۸). تاریخ وصافالحضره در احوال سلاطین مغول. ج. ۲. تهران. ص. ۲۲۲. از پارامتر ناشناخته
|به اهتمام=صرفنظر شد (کمک) - ↑ زرکوب شیرازی، ابوالعباس احمد (۱۳۱۰). شیرازنامه. شیراز. ص. ۶۴-۷۱. از پارامتر ناشناخته
|به اهتمام=صرفنظر شد (کمک) - ↑ عقیقی بخشایشی، عبدالرحیم (۱۳۸۲). زنان نامی در تاریخ، فرهنگ و تمدن اسلامی. تهران. ص. ۵۹۱. از پارامتر ناشناخته
|همکار=صرفنظر شد (کمک) - ↑ اقبال آشتیانی، عباس (۱۳۱۲). تاریخ مفصل ایران: از استیلای مغول تا اعلان مشروطیت. ج. ۱. تهران. ص. ۳۹۵.
- ↑ جنیّد شیرازی، معینالدین (۱۳۲۸). شدالازار. تهران. ص. ۲۱۷. از پارامتر ناشناخته
|به کوشش=صرفنظر شد (کمک) - ↑ رجبی، محمدحسن (۱۳۷۴). مشاهیر زنان ایرانی و پارسیگوی، از آغاز تا مشروطه. تهران. ص. ۱۱.