مسابقه رزم‌دخت
اسلامیکال از تاریخ ۱ اردیبهشت تا ۳۱ اردیبهشت، میزبان یک همایه با موضوع زنان و جهاد است. شما می‌توانید در مسابقه مقاله‌نویسی رزم‌دخت، شرکت کنید و با نگارش مقاله، از جوایز آن بهره‌مند باشید. اگر به موضوعات مربوط با زنان و جهاد علاقه‌مندید، این فرصت را از دست ندهید. فهرستی از مقالات پیشنهادی جهت ایجاد یا ویرایش در اینجا وجود دارد.

آزادی زن

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو

آزادی زن،‌ مفهومی پر مناقشه در میان مفاهیم فمینیستی و یکی از چالش‌های زنان در جوامع مسلمان تلقی شده است.

مفهوم شناسی واژه آزادی

واژه آزادی دارای معانی زیادی است، قدر جامع میان آنها بسیار سخت است و تنها می‌توان آن را به معنای لغوی (رها بودن) و (آزاد بودن و ضد بندگی)[۱]به مفهوم سلبی (عدم تقید) تفسیر کرد. اما این مفهوم، ابهام تعداد برداشت‌ها از آزادی را برطرف نمی‌کند. و معنای اصطلاحی آن یکی از لوازم حیات و تکامل است، یعنی یکی از نیازمندی‌های موجود زنده آزادی است.[۲] و معنای آن در حوزه‌های فلسفی، اخلاقی، سیاسی، حقوقی، جامعه شناختی و… با معنای لغوی قابل تفسیر نیست.

دهخدا در تعریف (آزادی) می‌نویسد: آزادی (یعنی، عشق، حریت، اختیار، قدرت عمل و ترک آن، قدرت انتخاب، رهایی، خلاصی، خوشی و شرافت).

در فلسفه و کلام، آزادی به معنای (مختار بودن) است که برداشتی افراطی از آن شده و امروزه اگزیستانسیالیسم ادعا دارد که انسان هر زمان که اراده کند می‌تواند هر کاری را انجام دهد. در مقابل، گرایش جبر گرا آن را به‌طور کلی رد می‌کند.

آزادی اجتماعی

آزادی اجتماعی به این معنی است که برای بشر در اجتماع از ناحیه سایر افراد مانعی در راه رشد و تکاملش ایجاد نشود و او به حالت یک زندانی در نیاید و دیگران او را وادار به انجام کاری نکنند.[۳]

تعریف آزادی در مکتب های فکری

تاثیر پذیری تعریف آزادی از جریان های فکری را نمی توان منکر شد. تاریخ شاهد است که تعریف های به جای مانده در آثار مختلف بشری، بازتاب جریان ها و اندیشه های متفاوت بشر است. این مدعا چنان که در آثار صاحبان فکر اسلامی به چشم می خورد، در بین دانشمندان غیر اسلامی نیز به روشنی دیده می شود. نوع نگرش به عالم هستی به ویژه انسان، مفهوم واژه آزادی را در پرده ای از ابهام فرو برده است.[۴]

پیشینه تاریخی نگاه به زن در غرب

جریانات دفاع از حقوق زنان در غرب و شرق امروزه در قالب اومانیسم و فمینیسم شکل گرفته است که تحت تأثیر از جریانات تاریخی گذشته است. در برجی جوامع زن را به عنوان موجودی پست می‌دانستند که صرفاً برای خدمت مردان بوجود آمده است. در یونان باستان، وضعیت زنان هیچ تناسبی با تمدن پیشرفته اش نداشت. آنها زن را به عنوان عنصری که ارضا کنندهٔ شهوت است می‌دانستند و زن شریک زندگی مرد محسوب نمی‌شد؛ زیرا که زن را دارای قوای کامل بشری نمی‌دانستند و او سرچشمه بدبختی‌ها و مشکلات محسوب می‌شد؛ چون دارای روح جاوید انسانی نیست و حق ندارد بعد از مرگ شوهر زندگی کند. یونانی‌ها زن را موجودی پاک نشدنی و زاده شیطان می‌دانستند و او را از هرکاری جز خدمتکاری و ارضا غرائز جنسی مرد ممنوع المداخله می‌شمردند.[۵] این نگاه در طول تاریخ غرب تا دوره رنسانس که عصر بیداری انسان غربی بود، ادامه یافت حتی در جوامع دیگر نیز با تفاوت‌هایی همین نگاه وجود داشت و زن از حق مالکیت، ارث، حقوق اجتماعی، و… محروم بود.[۶]

آزادی زن در تمدن غرب

پیشگام در آزاد ساختن زن از اسارت و تأمین استقلال او، در تصمیم و عمل، اسلام بود. اگر غربی‌ها قدمی‌ها دربارهٔ زنان برداشته اند، به دلیل این است که از اسلام تقلید کرده‌اند. غربی‌ها نتوانستند به‌طور کامل از اسلام تقلید کنند برای این است که احکام اسلام مانند حلقه‌های یک زنجیر به هم پیوسته است و روش اسلام به تمام معنا، سلسه حلقه ای است که در سیر اجتماعی تأثیر دارد. غربی‌ها برابری هم جانبه ای بین زن و مرد در حقوق برقرار کردند و سالها تلاش کردند که خلقت زن و تأخر کمالی اش را در نظر نگرفتند.

دیدگاه عمومی غربی‌ها این است که نقص زن در کمال و فضیلت، به بدی تربیتی مربوط است که قرن‌ها با آن تربیت شده است، و از آغاز خلقت دنیا تاکنون در محدودیت ساختگی به سر برده است. و گرنه طبیعت و خلقت زن با مرد تفاوتی ندارد. ایراد و اشکالاتی به این دیدگاه وارد است که خود غربی‌ها به آن اعتراف کرده‌اند. اجتماع از کهن‌ترین روزگار شکل گرفتنش، اجمالاً به نقص زن حکم کرده است، و اگر طبیعت زن و مرد مساوی بود، قطعاً خلاف آن حکم، هر چند در روزگارانی آشکار می‌شد، و نیز خلقت اعضای اصلی و غیر اصلی زن در طول تاریخ تغییر وضع می‌داد و مانند خلقت مرد می‌شد.

مؤید این سخن، روش خود غربی‌ها است که نهایت تلاش و توجه خود را به کار برده‌اند تا زن را از عقب ماندگی نجات داده و پیشرفت و ارتقای او را فراهم کنند، اما تاکنون نتوانسته‌اند مین زن و مرد تساوی برقرار سازند، و پیوسته آمارگیری‌های جهان این نتیجه را نشان می‌دهد که در این کشورها، در مشاغلی که اسلام زن را از آن محروم کرده، یعنی قضاوت و حکومت و جنگ، اکثراً برتری با مردان بوده، و همواره عده ای کم از زنان عهده‌دار اینگونه مشاغل شده‌اند.[۷]

منابع

  1. عمید، حسن. فرهنگ فارسی عمید. امیر کبیر. ص. ۲۴.
  2. مطهری، مرتضی. آزادی انسان. ص. ۶.
  3. فهیم نیا، محمد حسین. دین و آزادی. مسجد مقدس جمکران. ص. ۹۰.
  4. اسحاقی، حسین. آزادی در اسلام غرب. پژوهشهای اسلامی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران. ص. ۳۵.
  5. قائمی، علی. حیات زندگی زن در اندیشه اسلامی. امیری. ص. ۴۲.
  6. معصومی، مسعود. فمینیسم در یک نگاه. موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره). ص. ۱۹.
  7. طباطبایی، سید محمد حسین. زن در قرآن. هاجر. ص. ۵۳.