بدون جعبه اطلاعات

عبدالعزیز بن مروان

از اسلامیکال
(تغییرمسیر از ابواصبغ بن مروان)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
عبدالعزیز بن مروان
فرمانروای مصر
دوره مسئولیت
۶۸۵ – ۷۰۵
پس ازعبدالرحمن بن عتبه الفهری
پیش ازعبدالله بن عبدالملک
اطلاعات شخصی
زادهنامشخص
مدینه
درگذشته۱۲ مه ۷۰۵
ملیتخلافت اموی
همسر(ان)
  • ام عاصم بنت عاصم بن عمر
  • Umm Abd Allah bint Abd Allah ibn Amr ibn al-As
  • Layla bint Suhayl
  • Hafsa bint Asma bint Abd al-Rahman ibn al-Harith
  • Maria (concubine)
فرزندانAl-Asbagh
عمر بن عبدالعزیز
Asim
Abu Bakr
Muhammad
Sahl
Suhayl
Zabban
Juzayy
Sahla (دختر)
Umm al-Hakam (دختر)
Umm al-Banin (دختر)
مادرLayla bint Zabban ibn al-Asbagh al-Kalbiyya
پدرمروان بن حکم
خویشاوندانعبدالملک بن مروان (برادر)
ولید بن عبدالملک (nephew and son-in-law)
اقامتگاهفسطاط (۶۸۵–۶۹۰)
حلوان (۶۹۰–۷۰۵)
دیناسلام
خدمات نظامی
وفاداریخلافت اموی
سال‌های خدمت۶۸۴–۶۸۵
جنگ‌ها/عملیات‌نبرد مرج راهط

عبدالعزیز بن مروان بن حکم با کنیه ابواصبغ از امیران اموی و والی مصر در روزگار خلافت مروان بن حکم و عبدالملک بن مروان بود. او از سال ۶۵ قمری به فرمان پدرش ولایت مصر را بر عهده گرفت و پس از شیوع طاعون در مصر، به حلوان رفت و به آبادانی آن پرداخت. عبدالعزیز در سال ۸۵ قمری در حلوان درگذشت و پیکرش را به فسطاط منتقل کردند. او پدر عمر بن عبدالعزیز بود و در گزارش‌هایی از نگرش مثبت او نسبت به علی بن ابی‌طالب یاد شده است.

زندگی

عبدالعزیز بن مروان بن حکم بن ابی‌العاص بن امیه، مکنی به ابواصبغ، زادهٔ مدینه معرفی شده است. او در سال ۶۵ق از سوی پدرش به ولایت مصر منصوب شد و به عنوان امیر مصر شناخته می‌شد. در سال ۷۰ق بیماری طاعون در مرکز مصر شیوع یافت و عبدالعزیز از آنجا خارج شد و به حلوان پناه برد. او موقعیت حلوان را پسندید و به آبادانی آن همت گذاشت و به ایجاد مزارع و کشت درختان خرما و انگور پرداخت.[۱]

درگذشت

عبدالعزیز در سال ۸۵ق در حلوان درگذشت و جسد او را به فسطاط (در فاصله‌ای حدود دو فرسخ) منتقل کردند.[۲]

ویژگی‌ها

در منابع دانشنامه‌ای از عبدالعزیز به عنوان فردی دوراندیش، سیاستمدار، دلیر و بخشنده یاد شده است. همچنین او پدر عمر بن عبدالعزیز معرفی شده است. در گزارشی آمده است که عبدالعزیز، برخلاف برخی از پیشینیان خود، نسبت به علی بن ابی‌طالب گرایش و احترام نشان می‌داد و هنگامی که نام او را می‌شنید، اظهار خضوع می‌کرد. همچنین نقل شده است که عمر بن عبدالعزیز در دوره‌ای که دشنام به علی بن ابی‌طالب رایج دانسته می‌شد، از پدرش علت را پرسید و عبدالعزیز پاسخ داد اگر مردم فضایل علی را چنان‌که آنان می‌دانند می‌شناختند، از امویان روی برمی‌تافتند و به فرزندان علی گرایش پیدا می‌کردند.[۳]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «عبدالعزیز». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.