مسابقه دانش‌دخت
اسلامیکال از تاریخ ۱۵ دی تا ۲۰ بهمن، میزبان یک همایه با موضوع زنان است. شما می‌توانید در مسابقه مقاله‌نویسی دانش‌دخت، شرکت کنید و با نگارش مقاله، از جوایز آن بهره‌مند باشید. اگر به موضوعات مربوط با زنان علاقه‌مندید، این فرصت را از دست ندهید. فهرستی از مقالات پیشنهادی جهت ایجاد یا ویرایش در اینجا وجود دارد.

اسلامیکال:درباره صفحه‌های تمرین

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو

زن در تاریخ

موضوع «جايگاه زن در اسلام» از موضوعات مهم و چالش برانگيز در مطالعات اسلامي به شمار مي‌آيد. نگرش اصلاحي اسلام به مسئله زن از سويي و ابهام در فهم برخي از آيات قرآن و احكام شرعي خاص، از جمله حجاب، سرپرستي شوهر و لزوم تبعيت زن از وي، حق طلاق، چگونگي تقسيم ارث و... از سوي ديگر، زمينه‌ساز ظهور انديشه‌هاي متضاد و برداشت‌هاي متفاوت از جايگاه زن در اسلام شده است.

بررسي تاريخي وضعيت زن در جامعه صدر اسلام كمك فراواني به درك جايگاه حقيقي زن در انديشه اسلامي خواهد كرد.

در حقيقت، خانواده واحد بنيادين جامعه و كانون اصلي رشد و تعالي انسان است. بي‌شك، زن يكي از مؤثرترين اعضاي خانواده است كه بيشترين سهم اداره داخلي اين واحد اجتماعي به عهده اوست. مي‌توان گفت كه زنان در تربيت و تكامل آحاد اجتماع، اساسي‌ترين نقش را ايفا مي‌كنند.

با مطالعة آثار انديشمندان و صاحب‌نظران در تاريخ جاهليت، درباره اوضاع زن و خانواده، به دو رويكرد مي‌رسيم. گروهي معتقدند كه زن در عصر جاهلي، جايگاه ممتازي داشت، با آزادي و شرافت زندگي مي‌كرد و با استقلال رأي و اراده، نقش فعال و تأثيرگذاري در خانواده و جامعه ايفا مي‌كرد و ـ برخلاف آنچه پنداشته مي‌شود اوضاع او روشن و مناسب بود.[2] بازگشت نسب برخي از قبائل به زنان، شهرت بسياري از بزرگان و مشاهير عرب با نام مادرانشان، مشاوره با زنان در امور جنگي و پذيرش امان ‌دادن زنان به جنگ‌جويان دشمن، از دلايل عمده اين رويكرد است.[3] البته شايد رمز انتساب فرزندان به مادران، شيوع ازدواج‌هاي اشتراكي و وجود زن‌هاي چند شوهر باشد نه احترام و پاسداشت زنان. شواهد ديگر هم وقايع اتفاقي و كم‌نظيرند كه نمي‌تواند ملاك صدور چنين حكم كلي در مورد جايگاه زن در عصر جاهلي شود.

گروه ديگر كه شمارشان بيشتر است، با استفاده از اخبار تاريخيِ متعدد، گزارش تاريك و اسف‌باري از اوضاع زن و خانواده در عصر جاهلي ارائه مي‌دهند. كراهت از دختران و زنده به گور كردن آنها، انواع ازدواج‌هاي ظالمانه، عدم حق انتخاب در ازدواج، محروميت از ارث و به ارث رفتن زن مانند ديگر كالاها، نمونه‌اي از شواهد اين گروه است

لف) جايگاه و شأن زن در جاهليت

مرد در جاهليت، صاحب اختيار خانواده و به تعبيري گوياتر، مالك خانواده بود و بر زن و فرزندان حق حيات داشت. در جاهليت، زن در رديف ساير انسان‌ها قلمداد نمي‌شد، بلكه انسان درجه دو محسوب مي‌شد. گفته خليفه دوم در مورد وضعيت زنان در جاهليت گواه خوبي است. او اعتراف مي‌كند كه زنان در جاهليت هيچ به حساب نمي‌آمدند: «كنا في الجاهلية لانعد النساء شياًء».[4] بر اساس روايتي، اعراب زنان را همچون كالايي مي‌شمردند كه (اگر از خود پسري نداشت) پس از مرگ شوهر، در شمار ديگر اموال و ثروت شوهر، به پسر شوهر از زن‌هاي ديگر منتقل مي‌شد.[5] فرزندان نيز در بسياري از موارد از حقوق انساني محروم بودند. به عنوان نمونه در جريان جنگ بَسوس، داحِس، غَبراء و ايام الفِجار، پدران، فرزندان خود را نزد دشمنان به رهن مي‌گذاشتند كه در بيشتر اوقات موجب كشته شدن آنها مي‌شد.[6] در فرهنگ جاهلي پسران چون در آينده به جنگ‌جويان و مدافعان قبيله تبديل مي‌شدند بر دختران كه وقت جنگ جز سنگيني، مزاحمت و بي‌آبرويي هنگام اسارت، چيز ديگري نداشتند، ترجيح داشتند.[7] دختران مورد كراهت و در مرتبه پايين‌تري از پسران قرار داشتند. جالب اينكه، خود زنان هم اين انديشه را پذيرفته بودند. وقتي از زني در مورد بهترين زنان سؤال مي‌شود مي‌گويد: بهترين زن كسي است كه پسري در شكم، پسري در بغل و پسري كه پشت سرش راه مي‌رود، داشته باشد.[8]

ب) ظلم‌هاي اجتماعي به زنان

نفرت داشتن از دختران گاهي به زنده به گور كردن آنها منجر مي‌شد. البته در ميزان شيوع اين زشتي اختلاف است؛ برخي آن را نادر[10] و برخي در بيشتر قبايل شايع مي‌دانند. [11 تصريح قرآن كريم به اين عمل زشت و تكرار آن، نشاني از سنگيني اين مسئله است:

و هنگامي كه به يكي از آنها بشارت دهند دختر نصيب تو شده، صورتش (از ناراحتي) سياه مي‌شود و به شدت خشمگين مي‌گردد. به‌ خاطر بشارت بدي كه به او داده شده از قوم و قبيله خود متواري مي‌گردد (و نمي‌داند) آيا او را با قبول ننگ نگهدارد يا در خاك پنهانش كند؟ آگاه باشيد كه بد حكم مي‌كنند. (نحل: 58 ـ 59)

و در آن هنگام كه از دختران زنده به گور شده سؤال شود به كدامين گناه كشته شدند؟(تكوير: 8 ـ 9)

قيس بن عاصم در برابر پيامبر اكرم(ص) اعتراف مي‌كند كه تمامي دختران خود را زنده به گور كرده، حتي دختري را كه با ترفند مادر تا چند سالگي زنده بوده، به رغم التماس‌هاي دختر، زير خاك دفن كرده است. پيامبر با چشمان اشك‌بار مي‌فرمايد به درستي كه اين قساوتي آشكار است.[12]

در جامعه جاهلي، بيشتر مرد از حق انتخاب همسر برخوردار بود و زن كمتر در اين باره نقشي ايفا مي‌كرد. چنان‌كه حق اول نسبت به هر دختر، براي پسر عموي او بود و اگر پسرعمو به ازدواج با دختر تصميم داشت، ديگران حق پيش‌قدمي نداشتند. [25] البته به مرور اين ازدواج‌هاي داخلي براي كسب شرافت و كمال بيشتر، جاي خود را به ازدواج‌هاي خارجي (ازدواج با زنان قبايل ديگر) مي‌داد. [26] تعدد زوجات در جاهليت هيچ محدوده‌اي نمي‌شناخت و اين در حالي بود كه برقراري عدالت بين ايشان هيچ لزومي نداشت و هر كدام كه نزد مرد، محبوب‌تر بود، وضع بهتري داشت.[27]

طلاق در دست مرد بود و به آساني انجام مي‌گرفت. در بيشتر موارد از روي غضب و جهالت و به قصد انتقام‌جويي يا تنبيه زن يا قبيله او تحقق مي‌يافت. [28] زن پس از طلاق، حق ازدواج با مرد ديگري را نداشت، چون تعصب افراطي مرد اجازه نمي‌داد همسر سابق خود را با مرد ديگري ببيند. از اين‌ رو در مواردي هنگام طلاق به طور رسمي چنين حقي براي مرد لحاظ مي‌شد. البته در مواردي با گرفتن مالي به ازدواج همسر سابق خود با مرد ديگر رضايت مي‌داد. [29

در جامعه جاهلي، بيشتر مرد از حق انتخاب همسر برخوردار بود و زن كمتر در اين باره نقشي ايفا مي‌كرد. چنان‌كه حق اول نسبت به هر دختر، براي پسر عموي او بود و اگر پسرعمو به ازدواج با دختر تصميم داشت، ديگران حق پيش‌قدمي نداشتند. [25] البته به مرور اين ازدواج‌هاي داخلي براي كسب شرافت و كمال بيشتر، جاي خود را به ازدواج‌هاي خارجي (ازدواج با زنان قبايل ديگر) مي‌داد. [26] تعدد زوجات در جاهليت هيچ محدوده‌اي نمي‌شناخت و اين در حالي بود كه برقراري عدالت بين ايشان هيچ لزومي نداشت و هر كدام كه نزد مرد، محبوب‌تر بود، وضع بهتري داشت.[27]

طلاق در دست مرد بود و به آساني انجام مي‌گرفت. در بيشتر موارد از روي غضب و جهالت و به قصد انتقام‌جويي يا تنبيه زن يا قبيله او تحقق مي‌يافت. [28] زن پس از طلاق، حق ازدواج با مرد ديگري را نداشت، چون تعصب افراطي مرد اجازه نمي‌داد همسر سابق خود را با مرد ديگري ببيند. از اين‌ رو در مواردي هنگام طلاق به طور رسمي چنين حقي براي مرد لحاظ مي‌شد. البته در مواردي با گرفتن مالي به ازدواج همسر سابق خود با مرد ديگر رضايت مي‌داد. [29

: تاریخ اسلام در آینه پژوهش نویسنده : موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره)    جلد : 24