مسابقه رزم‌دخت
اسلامیکال از تاریخ ۱ اردیبهشت تا ۳۱ اردیبهشت، میزبان یک همایه با موضوع زنان و جهاد است. شما می‌توانید در مسابقه مقاله‌نویسی رزم‌دخت، شرکت کنید و با نگارش مقاله، از جوایز آن بهره‌مند باشید. اگر به موضوعات مربوط با زنان و جهاد علاقه‌مندید، این فرصت را از دست ندهید. فهرستی از مقالات پیشنهادی جهت ایجاد یا ویرایش در اینجا وجود دارد.
بدون جعبه اطلاعات
بدون تصویر

اصحاب رس

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو

در متون اسلامی، عنوان «اصحاب رسّ» در قرآن ذکر شده و دربارهٔ هویت و سرگذشت آنان میان مفسران دیدگاه‌های متفاوتی نقل شده است. این گزارش‌ها جنبه تاریخی و روایی دارند و در منابع مختلف با روایت‌های گوناگون بازتاب یافته‌اند.

دیدگاه‌های مفسران

در تفسیرها دربارهٔ واژه «رسّ» و «اصحاب رسّ» آراء مختلفی دیده می‌شود:[۱]

  • برخی نقل‌ها اشاره می‌کنند که «رسّ» نام چاهی در ناحیه انطاکیه بوده و گفته شده است که فردی به نام حبیب نجّار در آن افکنده شد و پیروان او به «اصحاب رسّ» شهرت یافتند.
  • گروهی دیگر از مفسران گفته‌اند که اصحاب رسّ دامدارانی بودند که چاهی داشتند و در کنار آن به پرستش بت‌ها می‌پرداختند، و در برخی گزارش‌ها آمده است که پیامبری برای هدایت آنان فرستاده شد اما تکذیبش کردند و در نتیجه چاه فرو ریخت و زمین آنان را در خود فرو برد.

در منابع روایی

در مجموعه‌ای از روایات طولانی که در منابع حدیثی نقل شده، گزارشی دربارهٔ اصحاب رسّ به علی بن الحسین نسبت داده شده است. در این گزارش آمده است که چند روز پیش از مجروح شدن علی بن ابی‌طالب، مردی از تمیم از او دربارهٔ هویت اصحاب رسّ، محل زندگی، زمان فعالیت آنان، پیامبرشان و علت نابودی‌شان پرسید. گزارش یادشده بیان می‌کند که این قوم درخت صنوبر بزرگی را که «شاه‌درخت» می‌خواندند می‌پرستیدند. گفته شده که این درخت را یافث بن نوح کنار چشمه‌ای به نام «روشاب» نشانده بود و پس از طوفان رشد یافته بود. عنوان «اصحاب رسّ» در این روایت به این دلیل دانسته شده است که این قوم پیامبر خویش را زنده در چاهی دفن کردند. در این نقل، محل سکونت آنان در مشرق زمین، در کنار رودخانه‌ای به نام «رسّ» معرفی شده است؛ رودخانه‌ای که به‌گفته روایت، پرآب‌ترینِ زمان خود بوده است. شهرهای آنان دوازده بوده و نام‌هایی مطابق نام ماه‌های ایرانی داشته‌اند: آبان، آذر، دی، بهمن، اسفندار، فروردین، اردیبهشت، خرداد، مرداد، تیر، مهر و شهریور. بزرگ‌ترین شهر «اسفندار» معرفی شده و حاکمی با نام «ترکوذ بن غابور» برای آنان ذکر شده است. در این روایت، آنان دارای مناسک آیینی مشخصی بودند؛ از جمله:[۲]

  • پوشاندن درخت با پارچه‌های منقوش
  • قربانی کردن گوسفند و گاو در پای آن
  • افروختن آتش و انداختن قربانی در آتش
  • سجده در برابر درخت
  • برگزاری جشن‌ها و آیین‌های شادمانه پس از پایان مراسم

در روایت، این رفتارها همراه با دخالت «شیطان» در تکان دادن شاخه‌های درخت برای تأیید آیینی آنان توصیف شده است. همچنین آمده است که رسوم نام‌گذاری ماه‌ها در میان «عجمان» بعدها برگرفته از نام شهرهای آنان بوده است. در روایت نقل‌شده، بزرگ‌ترین عید آنان در شهر اسفندار برگزار می‌شده است. در این مراسم، خیمه‌ای با دوازده دهانه برپا می‌کردند و قربانی‌های ویژه‌ای انجام می‌دادند. پس از آن، صدایی از درخت شنیده می‌شد که پیام‌هایی از رضایت و وعده‌های نیک می‌داد و مردم به شادی و جشن می‌پرداختند. طبق روایت، پیامبری از بنی‌اسرائیل به سوی آنان فرستاده شد تا آنان را از پرستش درخت بازدارد، اما دعوت او پذیرفته نشد. در یکی از عیدها، پیامبر دعا کرد و درخت خشک شد. قوم دچار اختلاف شد: گروهی خشک‌شدن درخت را نشانه دانستند و گروهی آن را نتیجه خشم درخت. سپس همگی تصمیم به کشتن پیامبر گرفتند. در این گزارش آمده است که قوم، پیامبر را در چاهی با ساختار سربی دفن کردند. پس از این اقدام، در روایت آمده که «باد سرخ آتشین» و شعله‌ای از زمین آنان را فرا گرفت و همگی نابود شدند.[۳]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «رس». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.