حجاب در مسیحیت
مقدمه:

در مسیحیت، رابطه میان آموزههای عهد عتیق (تورات) و احکام عملی عهد جدید (انجیل) در خصوص پوشش زنان مورد بحث قرار گرفته است. مسیحیان عموماً معتقدند با ظهور مسیح و فدا شدن او، عهد شریعت به پایان رسیده و عهد محبت آغاز شده است؛ لذا اهمیت احکام عملی مانند آنچه در یهودیت وجود داشت، در مسیحیت کاهش یافته است. با این حال، سنتها و تفاسیر کلامی، بر اهمیت وقار و پوشش زنان تأکید دارند.[۱]
تعالیم عهد جدید:
متون عهد جدید شامل توصیههایی است که میتوانند دال بر رجحان پوشش کامل باشند. بر اساس این متون، از زنان خواسته شده است که با «لباس مزین به حیا و پرهیز»، و نه با آرایشهای بیرونی (طلا، مروارید و لباس گرانبها)، خود را زینت دهند و بر «اعمال صالحه» متمرکز شوند. همچنین، بر ضرورت اطاعت زنان از شوهران و زینتبخشی با «انسانیت باطنی قلبی» تأکید شده است. در تعالیم منسوب به عیسی مسیح (ع) نیز، پرهیز از نگاه به زنان پوشیده (مخدورات) به عنوان عامل پرورشدهنده شهوت ذکر شده است.[۲]
تفسیرهای کلامی اولیه:
برخی مراجع اولیه مسیحیت، مانند کلمنت و ترتولیان، بر لزوم پوشش کامل زن در خارج از محیط خانه تأکید داشتند. استدلال این مراجع بر این مبنا بود که پوشش مانع خیره شدن چشمها شده و از گناه ناشی از نگاه کردن به صورت یا زیبایی طبیعی زن جلوگیری میکند.[۳]
سنتهای تاریخی و رهبانیت:
- شواهد تاریخی: تصاویر تاریخی مربوط به قرون اولیه مسیحیت و اروپا اغلب زنانی را با پوشش کامل سر و لباس بلند نشان میدهند که مؤید رعایت حجاب در آن ادوار است.
- رهبانیت: در فرقه کاتولیک و سایر سنتهای رهبانی، راهبهها (Nonnes) به طور سنتی پوشش کامل دارند. این سنت با تأکید بر پیوند میان تجرد و معنویت و لزوم سرکوب گرایشهای جنسی برای رسیدن به کمال روحانی تبیین میشود؛ حجاب ابزاری برای کنترل حس خودنمایی در مقابل جنس مخالف محسوب میشود.
- مراسم کلیسایی: در سنت رایج برخی مسیحیان، بانوان هنگام حضور در کلیسا معمولاً از پوششی برای سر استفاده کرده و آرایشهای بیرونی را تعدیل میکنند.[۴]
بررسی تاریخی و کلامی حجاب در ادیان ابراهیمی (با تأکید بر مسیحیت)
ادیان الهی، به دلیل همسویی با فطرت و ارائه احکام کلی، دارای اشتراک ساختاری هستند. در سنت مسیحیت، همچون یهودیت و زرتشتیت، پوشش کامل زنان (حجاب) به عنوان یک حکم دینی تلقی میشده است.[۵]
ابعاد تاریخی و فقهی:
جرجی زیدان، محقق مسیحی، اشاره میکند که پوشاندن بدن پیش از ظهور اسلام و حتی مسیحیت نیز در اروپا رایج بوده است. مسیحیت نه تنها احکام حجاب شریعت یهود را حفظ کرد، بلکه در برخی موارد با تأکید بیشتری بر آن اصرار ورزید. این سختگیری مضاعف در مسیحیت، که در مقایسه با یهودیت، تجرد را نیز امری مقدس میشمرد، با هدف کاهش تحریکات بصری و حفظ عفت تفسیر شده است.[۶]
مستندات متنی در مسیحیت:
انجیل بر اهمیت پوشش مبتنی بر حیا و پرهیزکاری تأکید دارد، نه تزئینات ظاهری چون طلا و آرایشهای بیرونی، بلکه بر اعمال صالح به عنوان زینت اصلی زن دیندار تأکید میکند. همچنین، خطاب به زنان مسیحی، بر اطاعت از شوهران و اکتفا به زینت باطنی (روح حلیم و آرام) به جای زینت ظاهری (آرایش مو و پوشیدن لباس فاخر) تأکید شده است. این تعالیم، زنان مؤمن پیشین مانند ساره را به عنوان الگو معرفی میکند. بر ضرورت وقار، هوشیاری و امانتداری در رفتار زنان نیز تأکید شده است.[۷]
روایات مرتبط و آموزههای کلیسایی:
در روایات منسوب به عیسی، از نگاه مستقیم به زنان جهت جلوگیری از برانگیختن شهوت و ایجاد فتنه نهی شده است. در طول تاریخ مسیحیت، مراجع ذیصلاح (حواریون، پاپها و کاردینالها) با قید الزامآور، زنان را به رعایت پوشش کامل و پرهیز از آرایشهای جسمی فراخواندهاند.[۸]
جمعبندی وضعیت وجوب در مسیحیت معاصر:
اگرچه در سنت اسلامی، وجوب حجاب در آیین مسیحیت اولیه مورد تأیید است و برخی متون تاریخی مسیحی مؤید آن هستند، اما در چارچوب فقهی مسیحیت معاصر، اثبات «وجوب» فراگیر حجاب (مانند احکام شریعت یهود) محل مناقشه است. در حال حاضر، میزان رعایت پوشش و اهمیت آن بسته به مذهب، فرقه و سنتهای محلی کلیساها و دیرها متغیر بوده و میتواند از یک «سنت مؤکد» تا یک اصل با اجرای سختگیرانه متفاوت باشد.[۹]