| مسابقه دانشدخت | |
| اسلامیکال از تاریخ ۱۵ دی تا ۲۰ بهمن، میزبان یک همایه با موضوع زنان است. شما میتوانید در مسابقه مقالهنویسی دانشدخت، شرکت کنید و با نگارش مقاله، از جوایز آن بهرهمند باشید. اگر به موضوعات مربوط با زنان علاقهمندید، این فرصت را از دست ندهید. فهرستی از مقالات پیشنهادی جهت ایجاد یا ویرایش در اینجا وجود دارد. |
حضانت
تعریف
حضانت، در فقه و حقوق اسلامی، به معنای نگاهداری، پرورش و تربیت کودکان است. واژهٔ عربیِ «حضانت» (با فتح یا کسر حاء) از مادّهٔ «حضن» گرفته شده و در لغت به معنای حفظ و نگاهداری، در آغوش گرفتن و پرورش دادن آمدهاست.[۱]
حضانت در اصطلاح فقهی، عبارت است از حق یا مسئولیت نگهداری و پرورش دادن کسی مانند کودک یا مجنون که نیازمند مراقبت دیگران است، و انجام دادن آنچه برای حفظ سلامت جسمی و پرورش روحی او ضروری شمرده میشود. به کسی که حضانت را برعهده دارد، حاضن (برای مرد) یا حاضنه (برای زن) گفته میشود و فردی را که مورد حضانت قرار میگیرد، محضون مینامند. قوانین کشورهای اسلامی، و به دنبال آن حقوقدانان، واژهٔ حضانت را در معنای فقهی آن به کار بردهاند.[۱]
در فقه امامیه
در منابع فقه امامی، احکام مربوط به نگاهداری کودک پس از طلاق بدون استعمال واژهٔ «حضانت» و با تعابیر دیگر، در باب طلاق ذکر شدهاست. شیخ طوسی (متوفی ۴۶۰ ق) از نخستین فقهای شیعی است که اصطلاح حضانت را در آثار خود به کار برد. وی در الخلاف، احکام حضانت را در بابهای طلاق و نفقه و غیر از آن مطرح کرده است. پس از او نیز، دیگر فقهای امامیه بخشی از مباحث نکاح و طلاق را به احکام حضانت اختصاص دادند.[۱]
در فقه اهلسنت
فقهای اهلسنت، مباحث حضانت را اغلب در ذیل عنوان «نفقات» یا «رضاع» بررسی کردهاند، هرچند برخی از آنان بابی مستقل به حضانت اختصاص دادهاند. فقهای زیدی و ظاهری نیز احکام مربوط به حضانت را در بابی مستقل از مباحث طلاق آوردهاند.[۱]
ماهیت حقوقی حضانت
دربارهٔ ماهیت حقوقی حضانت و اینکه آیا حضانت حق حاضن است یا محضون، یا اصلا از مقولهٔ حقوق نیست، میان فقیهان و حقوقدانان اختلاف نظر وجود دارد. از برخی تعابیری که فقها به کار بردند، برمیآید که آنان حضانت را نوعی حق برای حاضن دانستهاند، زیرا از آن با تعبیر «حق حضانت» سخن گفتهاند. با این وجود، گروهی دیگر بر جنبهٔ تکلیفی و مسئولیتی حضانت تأکید کردهاند، زیرا هدف اصلی آن حفظ مصلحت کودک است.[۱]
سقوط حضانت فرزند
از نظر فقهای شیعی با از بین رفتن شرایط پدر و مادر برای حضانت، زمینه سقوط آن ایجاد میشود. بنابراین با دلایلی چون جنون، ازدواج مجدد مادر، انحطاط اخلاقي و ناتواني در نگهداري، کفر و فوت والدین، حضانت کودک از آنها ساقط میشود. پس از سقوط حضانت از والدین، جد پدری، وصی ولیّ، وصی جد پدری و قیم، به دلیل نماینده قانونی و شرعیبودن ولیّ طفل، جایگزینهای مناسب برای حضانت کودک میباشند. در این موارد تعارضی میان مفاد کنوانسیون، اعلامیه جهانی حقوق کودک و قوانین و فقه امامیه دیده نشده است، بلکه مفاد آن، تأکیدی بر قوانین و فقه امامیه بودند. در حقوق و احکام اسلام، در قوانین موجود برای حضانت کودک، مصالح فرزند و عواطف مادر رعایت شده و به مصلحت و نفع کودک و پدر و مادر است. البته با وجود وضع و اجرای این قوانین، مشکلات جدیدی پس از اجرای این قوانین به وجود میآید و چون امکان آن نیست که فرزند در اختیار هر دوی آنها باشد و قانون، فرزند را به یکی از والدین که شایستهتر است، میسپارد، گرچه فرزند هم به محبت مادر و هم به محبت پدر نیاز دارد. و مادر در صورتی میتواند به خوبی پاسخگوی نیازهای فرزند خود باشد که از همراهی پدر، برخوردار باشد و پدر نیز بدون همراهی مادر نمیتواند پاسخ مناسبی به نیازهای فرزندش بدهد. [۲]