بدون رده

سوفسطائی

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو

سوفسطائی (منسوب به واژهٔ یونانی Sophiste) به معنای استاد، دانشور و زبردست است و به گروهی از اهل نظر در یونان باستان گفته می‌شود که در اواخر سدهٔ پنجم پیش از میلاد پدید آمدند. آنان به‌جای جست‌وجوی حقیقت، به آموزش فنون جدل و مناظره می‌پرداختند و شاگردان خود را در استدلال و مغالطه برای غلبه در مباحث، به‌ویژه در مشاجرات سیاسی، تربیت می‌کردند.

تعریف و خاستگاه

واژهٔ سوفسطائی از واژهٔ یونانی Sophiste گرفته شده و در اصل به معنای استاد و دانشمند است. این نام بعدها به گروهی از اندیشمندان یونان باستان اطلاق شد که در اواخر سدهٔ پنجم پیش از میلاد پدید آمدند. آنان آموزش فنون سخنوری، جدل و مناظره را بر عهده داشتند و شاگردان خود را چنان تعلیم می‌دادند که بتوانند در هر بحثی، به‌ویژه در مسائل سیاسی، بر طرف مقابل غلبه کنند. به سبب مهارت آنان در فنون مختلف و روش‌های استدلال جدلی، این گروه به نام سوفسطائیان شناخته شدند و شیوهٔ استدلال آنان نیز سفسطه نام گرفت.[۱]

در فلسفه اسلامی

فیلسوفان مسلمان این گروه را سوفسطائیه یا سفسطائیین نامیده‌اند. در آثار فلسفی اسلامی، سفسطه به شیوه‌ای از استدلال گفته می‌شود که بر پایه مغالطه و جدل است و هدف آن غلبه در بحث، نه کشف حقیقت، دانسته شده است.[۲]

دیدگاه‌ها

سوفسطائیان در مباحث فلسفی، اخلاقی و سیاسی بیشتر از روش جدل و مغالطه استفاده می‌کردند. آنان بر این باور بودند که حقیقت ثابت و مطلقی وجود ندارد و ادراک انسان از امور نسبی است و با تغییر حالات ذهنی و روانی افراد دگرگون می‌شود. بر پایه این دیدگاه، آنچه هر فرد احساس یا ادراک می‌کند برای او معتبر است، در حالی که ممکن است دیگران همان امر را به‌گونه‌ای متفاوت درک کنند. از این رو، برخی از آنان نتیجه می‌گرفتند که حقیقت ثابتی وجود ندارد و آنچه انسان درک می‌کند لزوماً حقیقت نیست.[۳]

از جمله کسانی که در شمار سوفسطائیان شناخته شده‌اند می‌توان به پروتاگوراس و جورجیاس اشاره کرد. پروتاگوراس گفته است: «انسان مقیاس همه چیز است»، که این سخن چنین تفسیر شده است که حقیقت مطلقی وجود ندارد و معیار شناخت هر چیز انسان است. جورجیاس نیز با استدلال‌هایی شبیه مباحثات زنون می‌کوشید نشان دهد که وجود حقیقی قابل اثبات نیست. از جمله استدلال می‌کرد که اگر بگوییم «عدم، عدم است»، در واقع نوعی وجود برای عدم قائل شده‌ایم، و این امر به تناقض می‌انجامد.[۴]

منتقدان

اندیشمندانی مانند افلاطون و ارسطو به نقد دیدگاه‌های سوفسطائیان پرداختند و در رد روش‌ها و استدلال‌های آنان آثار و مباحث بسیاری عرضه کردند.[۵]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «سوفسطائی». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.