بدون پیوند
بدون رده
بدون جعبه اطلاعات
بدون تصویر

صلح

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو

صلح در فقه اسلامی به معنای آشتی و ترک جنگ با دشمن در صورتی است که پیامبر، امام یا پیشوای مسلمانان مصلحت را در ترک قتال بداند.

در منابع اسلامی

در قرآن

در قرآن به پذیرش صلح در صورت تمایل دشمن اشاره شده است. از جمله در آیهٔ ۶۱ سوره انفال آمده است: «اگر آنان به صلح گرایش نشان دادند، تو نیز به صلح گرایش پیدا کن و بر خدا توکل نما، زیرا او شنوا و داناست». همچنین در ادامهٔ همین آیات به هوشیاری در برابر احتمال فریب دشمن سفارش شده است. در آیهٔ ۳۵ سوره محمد نیز به مسلمانان سفارش شده است که در حالی که برترند، از روی سستی دشمن را به صلح دعوت نکنند.[۱]

در حدیث

در روایات اسلامی نیز اصل صلح با شرایطی پذیرفته شده است. از پیامبر اسلام نقل شده است: «صلح جایز است، مگر صلحی که حلالی را حرام یا حرامی را حلال کند». از علی بن ابی‌طالب نیز نقل شده است که صلح را در مواردی که به خواری اسلام نینجامد، از جنگ پسندیده‌تر دانسته است. همچنین در نامهٔ او به مالک اشتر آمده است که اگر دشمن به صلحی فراخواند که رضای خدا در آن باشد، از آن روی‌گردان نشود؛ زیرا صلح موجب آسایش سپاهیان، فراغت حاکم برای رسیدگی به امور و امنیت سرزمین می‌شود. با این حال، در همان نامه بر احتیاط و هوشیاری در برابر دشمن پس از صلح تأکید شده است.[۲]

در تاریخ اسلامی

از نمونه‌های مشهور صلح در تاریخ اسلام، صلح حسن با معاویه است. در روایتی از حسن بن علی نقل شده است که او صلح خود با معاویه را همانند صلح پیامبر اسلام با برخی قبایل عرب و نیز صلح حدیبیه دانسته است. بر پایهٔ این روایت، هدف از این اقدام حفظ جان پیروان و جلوگیری از نابودی آنان بوده است.[۳]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «صلح با دشمن». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.