بدون تصویر

طلسم

از اسلامیکال
(تغییرمسیر از طلسم ها)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

طلسم، شکل یا صورتی عجیب است که برای ایجاد آثار شگفت‌آور یا نگهبانی از دفینه‌ها و گنج‌ها به کار می‌رود. در تقسیم‌بندی علوم قدیم، علم طلسمات دانشی برای شناخت چگونگی ترکیب نیروهای آسمانی و زمینی با هدف ایجاد اثری خاص در جهان مادی دانسته شده است.

تعریف

طلسم به آنچه صورت‌های خیالی و عجیب در نظر پدیدمی‌آورد و نیز به شکل یا صورتی گفته می‌شود که بر محل دفینه‌ها و گنج‌ها قرار می‌دهند. این واژه به معنای گره حل‌ناشدنی نیز به کار رفته است. برخی آن را صورت مقلوب واژه «مسلط» دانسته‌اند؛ زیرا طلسم را دارای خاصیت چیرگی و تأثیرگذاری پنداشته‌اند. در کشاف اصطلاحات الفنون، علم طلسمات دانشی معرفی شده است که از طریق آن چگونگی آمیختگی نیروهای فعال برین با نیروهای منفعل زیرین شناخته می‌شود تا بر اثر این ترکیب، فعلی شگفت‌آور در عالم کون و فساد پدید آید.[۱]

موضوع علم طلسمات

حاجی خلیفه علم طلسمات را دانش بررسی چگونگی ترکیب نیروهای فعال آسمانی با نیروهای منفعل زمینی در زمان‌های مناسب دانسته است. بر اساس این تعریف، هدف از این ترکیب، دستیابی به خاصیت یا تأثیری معین است. در منابع قدیم، استفاده از بخورها و مواد تقویت‌کننده نیز از مقدمات این کار شمرده شده است تا طلسم دارای نیروی روحانی شود و افعالی شگفت‌آور در جهان مادی پدیدآورد. علم طلسمات در مقایسه با سحر، دانشی دسترس‌پذیرتر به‌شمار آمده است؛ زیرا مبادی و اسباب آن را معلوم و فایده‌اش را آشکار می‌پنداشتند. بااین‌حال، فراگیری و اجرای آن دشوار و پررنج توصیف شده است.[۲]

دیدگاه‌ها

داود انطاکی

داود ضریر انطاکی، به نقل از برخی نویسندگان، ابداع علم طلسمات را به ارشمیدس نسبت داده است. در دیدگاهی دیگر، مکعب افلاطون نخستین ساخته این دانش دانسته شده است. او ماده علم طلسمات را فلک و موجودات پدیدآمده از آن، صورتش را کمال هیکل‌ها و غایتش را تقلید از طبیعت اصلی معرفی کرده است. در این دیدگاه، حکیم عامل و اجراکننده طلسم به‌شمار می‌رود. در منابع قدیم، آشنایی با طب نیز از مقدمات علم طلسمات دانسته شده است؛ زیرا شناخت طبیعت مواد، اجزای بخورها و نسبت‌های مربوط به درجات، به آگاهی‌های طبی نیاز دارد. همچنین این دانش از جهت نسبت‌های عددی و اسرار فلکی، مشابه علوم طبیعی شمرده شده است. داود انطاکی برای تمایز میان سحر، کیمیا و طلسم، تقسیم‌بندی زیر را مطرح کرده است:[۳]

  • اگر موضوع عمل، تأثیر روح در روح باشد، آن را سحر می‌نامند؛
  • اگر موضوع، تأثیر جسم در جسم باشد، آن را کیمیا می‌خوانند؛
  • اگر موضوع، تأثیر روح در جسم باشد، آن را طلسم می‌دانند.

آثار

از آثاری که دربارهٔ قواعد و شیوه‌های علم طلسمات نوشته شده‌اند، این کتاب‌ها یاد شده است:[۴]

  • غایة الحکیم، نوشته مجریطی که قواعد این دانش در آن شرح داده شده است. مطالب این اثر پیچیده و دشوار دانسته شده و این پیچیدگی به خودداری مؤلف از آموزش آشکار این فن نسبت داده شده است؛
  • اثری از سکاکی دربارهٔ علم طلسمات؛
  • کتابی منسوب به ابن وحشیه که مطالب آن از نبطیان نقل شده است.

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی. «طلسم». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.